آموزشی،فرهنگی ،خبری ،سیاسی و اجتماعی- داود غفاری - به روز شده دردی ماه سال 93

کمپین عشاق محمد ص «من عاشق محمدم»!!
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : چهارشنبه 1 بهمن1393
خوش آمدید! قدم رنجه فرمودید!
                    
                     
اللهم فک کل اسیر

 

از اینکه لحظاتی از وقت گرانبهایتان را

در وبسایت آموزش و پرورش ایران و جهان

صرف فرمودید ؛ صمیمانه سپاسگزارم ؛

مجددا منتظـر حضــور سبـز و پر مهرتان هستـم!

 
 
 


:: برچسب‌ها: خیرمقدم, آموزش و پرورش ایران و جهان
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : شنبه 13 اردیبهشت1393
مطهري: انتقادها به ظریف از روی جمود فکری است

«علی مطهری» در گفتگو با ایرنا، درباره انتقاداتی که به پیاده روی ظریف در جریان مذاکرات هسته ای اخیر با وزیر امورخارجه آمریکا در ژنو شد، اظهار داشت: این سخنان و انتقادات بیشتر از روی سطحی نگری و جمود فکری است. در دیپلماسی و سیاست خارجی مهم این است که ما امتیازی به ضرر ملت به طرف مقابل ندهیم ولی اینکه کسی با طرف مقابل قدم بزند و بخندد و صحبت کند، ملاک نیست.

فرزند شهید مطهری تصریح کرد: پیامبر اکرم (ص) نیز قبل از فتح مکه با ابوسفیان صحبت هایی داشتند و فرض کنید که ایشان با ابوسفیان قدم هم زده اند. آیا کار غلطی بوده است؟ وی خاطر نشان کرد: به نظر من این حرف ها بیشتر بهانه گیری است. ما باید به محتوی مذاکرات نگاه کنیم تا هیچ کجا از آرمان ها کوتاه نیایم و اصول خود را حفظ کنیم. والا این مسایل بسیار ظاهری است.

انتقادها به ظریف از روی جمود فکری است

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با تایید عملکرد و رفتار «محمدجواد ظریف» وزیر امورخارجه در جریان مذاکرات هسته ای اظهار داشت: من بطور کلی روش وی را تایید می کنم و فکر می کنم انسانی باهوش و با تجربه ای است. امیدوارم این کشتی را سالم به مقصد برساند. روز گذشته 21 نماینده مجلس با طرح سوالی از وزیر مورخارجه پیاده روی «محمدجواد ظریف» با «جان کری» و سفر به فرانسه را «دو خطای دیپلماتیک در حاشیه مذاکرات اخیر» خواندند خواهان پاسخگویی وی شدند.



:: برچسب‌ها: علی مطهری, ظریف, جمود فکری
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : سه شنبه 7 بهمن1393
محکومیت دو نماینده دلواپس به انفصال از مشاغل دولتی

آقای اشرفی هیئت رسیدگی به تخلفات در دولت قبلی هم وجود داشت؟ شما که وارد شدید چه شرایطی را تحویل گرفتید؟
ببینید عملکرد شخصیت های اجرایی از عالی ترین رده که شخصیت سوم کشور است یعنی معاون اول رییس جمهور تا وزرا و معاونین وزرا و مدیران کل می تواند در هیئت رسیدگی به تخلفات بررسی شود. رسیدگی به تخلفات در دولت های قبلی هم وجود داشته منتها با این کیفیت و با این حساسیت نبوده است. در دولت قبلی هم این هیئت وجود داشت و باید به تخلفات رسیدگی می کرد اما این رسیدگی ها به صورت خیلی سری و محرمانه و دور از اطلاع مردم انجام می شده است.

در دولت تدبیر و امید یکی از کارهای بزرگی که در حال انجام است رسیدگی به تخلفات اداری و مالی است. البته صرفا تخلفات اداری مربوط به نهاد ریاست جمهوری است اما تخلفات مالی مربوط به دادگاه انقلاب می شود. در واقع  کار بازرسی کل کشور رسیدگی به تخلفات دستگاه های اجرایی است.

الان در خود نهاد ریاست جمهوری هم بازرسی مستقر شده است. آنها در وزارتخانه ها و سازمان های دولتی مستقر می شوند تا عملکرد دستگاه های اجرایی را بررسی کنند. اگر تخلفی صورت گرفته باشد ملزم هستند به عالی ترین دستگاه اجرایی که نهاد ریاست جمهوری است اطلاع دهند. اگر موضوع تخلف اداری باشد در خود نهاد ریاست جمهوری و در واقع در هیئت بدوی یک و دو و هیئت تجدید نظر رسیدگی می شود و اگر تخلف مالی باشد به دادگاه انقلاب ارجاع می شود. هیئت بدوی یک و دو کارشان رسیدگی به تخلفات کل دستگاه های اجرایی است. حتی تخلفات خود نهاد ریاست جمهوری هم در این دو هیئت رسیدگی می شود. یعنی حتی اگر در خود نهاد ریاست جمهوری مدیران کل و مشاورین و معاونین رییس جمهور فعلی هم تخلف داشته باشند در همین هیئت بدوی رسیدگی و با آن برخورد می شود.

تا اینجا پرونده ای از مدیران دولت فعلی به دست شما رسیده؟
خیر. پرونده هایی که تا اینجا از طرف سازمان بازرسی کل کشور به این هیئت ارسال شده است غالبا مربوط به سال های 88 به بعد است.

معمولا در این دو هیئت چه احکامی برای این تخلفات اداری صادر می شود؟
طبق قانون برای بعضی از تخلفات انفصال از خدمت از یک سال تا مادام العمر داده می شود. همینطور محرومیت از خدمات دولتی از یک سال تا آخر عمر هم ممکن است برای برخی از تخلفات داده شود. کمترین میزان مجازات هم توبیخ بدون درج در پرونده است.

تا اینجا چند پرونده به شما ارجاع شده؟
تا الان 800 پرونده به هیات های بدوی یک و دو ارسال شده است. از این تعداد بیش از صد پرونده رسیدگی شده است. حدود 50 درصد  از این پرونده های رسیدگی شده با رافت اسلامی با آنها برخورد شده و برای آنها برائت صادر کردیم. یعنی تخلفات آنها در حدی نبوده است که این تخلفات بخواهد حیثیت فرد را زیر سوال ببرد.

مکن است مثال بزنید چه تخلفاتی را مورد رافت قرار دادید؟
موارد جزئی مثلا اینکه ردیف بودجه ای جابجا شده است و یا اینکه فردی شرایط استخدامی نداشته اما او را استخدام کرده اند. از این دست موارد که خیلی مهم نبوده و یا در کارهای اداری معمولا بی توجه کاری صورت گرفته است و از روی عمد و عناد نبوده است و کاری از روی غفلت انجام شده است. به هر حال ما معصوم نیستیم در مواردی که ثابت شود تخلفات از روی عمد بوده برخورد شده اما مواردی که از روی غفلت انجام شده بوده ما آنها را بخشیدیم.

وقتی پرونده ای از شخصی به اداره تخلفات می رسد به آن فرد نامه می دهیم که از شما شکایت شده که تخلفاتی داشته اید می توانید برای دفاع از خود مراجعه کنید. آن فرد هم حضوری و هم به صورت مکتوب توضیح می دهد و از خود دفاع می کند. درصد بالایی از کسانی که تخلف داشته اند بدین ترتیب مراجعه کرده اند مراجعه کرده اند و از خود رفع اتهام کرده اند. ما هم طبق قانون شرع و اسلام و دستورالعملی که در اختیار داریم نتیجه را به سازمان بازرسی ارجاع می دهیم. البته گاهی بازرسی این موضوع را قبول نمی کند و دوباره پرونده به ما ارجاع می شود. برای اینکه این رفت و برگشت هم انجام نشود طبق مصوبه اخیر مجلس بازرسی کل کشور دو قاضی خوشنام که سابقه قضاوت طولانی داشته باشند را در هیئت های بدوی مستقر کرده است.

به هر حال این تخلفات آنقدر جزیی بوده که قانون می گوید درست نیست آبروی مدیرکلی که 25 سال در این نظام خدمت کرده به خاطر این تخلف لکه دار شود. در مورد این تخلفات مجازات هایی مثل توبیخ بدون درج در پرونده یا توبیخ با درج در پرونده صادر شده است.

در مورد 50 درصد دیگر که تخلفاتشان سنگین تر بوده چه احکامی صادر شده است؟
مثلا برای برخی محرومیت از خدمات دولتی در آینده برای پنج سال و ده سال رای داده ایم.

ممکن است جزییات بیشتری را در مورد این پرونده ها بگویید؟
دو نفراز نمایندگان فعلی مجلس که یکی قبلا مدیر کل و دیگری رییس یک سازمان بوده است تخلفات زیادی داشته اند که برای آنها پنج سال و ده سال محرومیت از خدمات دولتی صادر کردیم. البته چون الآن نماینده مجلس هستند و تا زمانی که در مجلس هستند قانون اجازه برخورد با آنها را نمی دهد، بعد از اینکه دوران نمایندگی آنها تمام شد این حکم اجرا می شود. برای این دو نفر محرومیت از خدمات دولتی داده شده است و نه انفصال از خدمت. چون نماینده مجلس برایش انفصال از خدمت معنایی ندارد برای همین حکم ممنوعیت از خدمات دولتی در آینده برای آنها داده شده است.

يعنی وقتی دوره نمایندگی آنها تمام شد طبق قانون به دلیل تخلفاتی که داشته اند نمی توانند در پست های کلیدی کشور قرار بگیرند. حتی نمی توانند دیگر نماینده شوند. چون این حکم در پرونده آنها نوعی سو سابقه محسوب می شود که طبق قانون دیگر نمی توانند نماینده مجلس شوند. این را هم بگویم که پرونده این آقایان را بازرسی کل کشور برای ما ارسال کرده و ما هیچ وقت بدوا سراغ تخلفات کسی نمی رویم که مثلا بخواهیم برای کسی پرونده سازی کنیم. پرونده های مشخص و دقیق و حساب شده است و بازرسی برای ما فرستاده است.

تخلفات این دو نماینده در دوران مدیریتیشان چه بوده است؟
نمی شود الان مسئله را باز کرد. در آینده روشن می شود. اما مردم بدانند اینگونه نیست که اگر کسی تخلفی کرد چون فلان پست مدیریتی را دارد از رسیدگی مصون است. هرکس اگر تخلف داشته باشد باید پاسخگوی تخلفات خود باشد.

غیر از این دو حکم چه موارد دیگری حکم داده شده و در چه سازمان هایی؟
برای یکی از مدیران عالی رتبه نهاد ریاست جمهوری در دولت احمدی نژاد هم انفصال دائم از خدمت صادر شده است. حکم او صادر شده و بعید به نظر می رسد که با تقاضای تجدید نظر هم تخفیفی در مورد او داده شود. چون تخلفات او بسیار سنگین بوده است.

تخلفات او شامل چه مواردی بوده؟
این فرد تحت هر عنوانی پول هایی را از صندوق بازنشستگی نهاد ریاست جمهوری گرفته و به افرادی که شرایطش را نداشتند داده بود و یا به برخی به عنوان وام از این صندوق مبالغی را پرداخت کرده بود تا طی سی سال آن را برگردانند! در حالی که ما اصلا چنین چیزی نداریم. به علاوه این فرد برای هر جلسه کاری که در آن حضور پیدا می کرده برای خود مبلغی را در نظر می گرفته است. گاهی ممکن است فردی ماموریتی خارج از کشور برود و مبلغی را هم در چارچوب قوانین اداری دریافت کند اما این فرد در حیطه کاری روزمره خود که در جلسه ای شرکت می کرده است هم برای خود مبلغی را در نظر می گرفته به طوری که حقوق 15 میلیونی او به چهل میلیون در ماه می رسیده است. متاسفانه از این موارد کم نیستند. اما هنوز در این دو هیئت بدوی فرصت نکرده ایم ببینیم چند نفر دانه درشت وجود دارد. و هنوز در حال بررسی هستیم. کار ما با کندی جلو می رود. چون این مسائل حیثیتی است  و آبروی یک انسان از حرمت کعبه بالاتر است باید با احتیاط و دقت لازم این بررسی ها انجام شود.

این روالی که گفتید در همه دولت ها وجود داشته یعنی سازمان بازرسی همیشه در همه دولت ها باید به تخلفات رسیدگی می کرده و پرونده ها را به هیئت رسیدگی به تخلفات و یا قوه قضاییه ارجاع می داده است. اما چه عاملی باعث شده تا این اندازه حجم تخلفات در دولت قبلی زیاد باشد؟ کدام قسمت از این زنجیره عملکرد مطلوبی نداشته است؟
مایه تاسف است که 90 درصد پرنده هایی که الان به ما رسیده است همه مربوط به دولت نهم و دهم است. در دولت های قبلی تخلفات خیلی ناچیز بوده است. مردم دنبال خلاف نبودند و جامعه ما خیلی سالم تر از چند سال اخیر بود.

متاسفانه تمام این بخور بخورها در دولت های نهم و دهم بود. در دولت اصلاحات و سازندگی با چنین مواردی مواجه نبودیم. مجلس ما هم سالم بود. همه به حق خودشان قانع بودند اما الان هیچ کس قانع نیست. وقتی اوضاع اقتصادی خراب است رانت و رشوه به میدان می آید. متاسفانه اوج این مسائل در دولت گذشته بود.

مسئله همین است که در دولت گذشته سازمان بازرسی به وظیفه خود آنطور که باید عمل نکرد یا این سازمان پرونده ها را ارجاع می داده اما رسیدگی در مورد آنها صورت نمی گرفته است؟
من یادم هست دوره ای که آقای محقق داماد رییس بازرسی کل کشور بود ایشان می گفت پرونده هایی به سمت ما می آید ولی متاسفانه این پرونده ها را نمی توانم به جایی ارجاع بدهيم که مطئن باشيم با آن برخورد می شود. این مسئله برخورد شدن مسئله مهمی است. مردم وقتی امیدوار می شوند که بدانند با فرد متخلف برخورد می شود و مجازات می شود. مردم الآن می دانند نماینده فعلی مجلس که قبل از نمایندگی مدیر کل فلان سازمان بوده به دلیل تخلفاتش با ده سال یا پنج سال محرومیت از خدمات دولت مواجه است.

بنابراین معتقدید در دولت قبلی این ها معرفی می شده اما برخوردی با آنها صورت نمی گرفته؟
معلوم نیست. آقای احمدی نژادی می گفت من پاک ترین دولت ها هستم و بعد مشخص شد آلوده ترین دولت ها در طول تاریخ بوده است، به علت فسادهای مالی گسترده ای که در دولت ایشان به وجود آمد و قبلا مطرح نبود. به هر حال اگر می خواست می توانست برخورد کند. اما او فقط با بگم بگم هایش جامعه را ملتهب می کرد. اما مشخص شد آن بگم بگم هایی که برای دولت های قبلی راه انداخته بود و واقعا چیزی برای گفتن نداشت الان همه آنها در دولت خودش نمود پیدا کرده و می بنیم  پرونده هایی از دولت ایشان سرازیر می شود به هیئات های بدوی رسیدگی به تخلفات.

شما وقتی این مسئولیت را تحویل گرفتید فکر می کردید با چنین حجم عظیمی از پرونده های تخلفات و فساد مواجه شوید؟
هرگز فکرنمی کردم تا این اندازه حجم پرونده ها زیاد باشد. اما وقتی وارد شدم دیدم تخلفات بسیار است. همین الان یکی از مدیران آقای احمدی نژاد چندین خودرو بیت المال در اختیار دارد. هیچ سمتی هم ندارد حتی پرونده هم دارد و دادگاه مرتب ایشان را احضار می کند اما با این حال حاضر نیست بیاید و ماشین ها را تحویل دهد. ده ماشین بیت المال الان در اختیار ایشان است بدون اینکه پستی داشته باشد. با اینکه نهاد ریاست جمهوری پیگیر است اما باز هم حاضر نیست آنها را تحویل دهد.

از بین پرونده هایی که بررسی کردید عالی ترین سمتی که مرتکب تخلف شده چه سمتی بوده و چه حکمی برایش صادر کردید؟
معاون وزیر داشتیم و مدیر کل هم زیاد داشتیم. مدیر کل نهاد هم بود که انفصال خدمت دادیم.

این معاون وزیر چه تخلفی داشت و چه حکمی گرفت؟
تخلفش جزیی بود و توبیخ بدون درج در پرونده شد.



:: برچسب‌ها: محکومیت دو نماینده دلواپس, حجت الاسلام محمد اشرفی اصفهانی, تخلفات گسترده دولت اصولگرا
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : سه شنبه 7 بهمن1393
اصولگرایان حاضر نیستند عواقب کارهای خود را بپذیرند

حالا که بعد از پنج سال تکلیف پرونده محمدرضا رحیمی معاون اول وقت دولت احمد‌ی‌نژاد مشخص شده، پاس‌کاری‌ها هم شروع شده است. احمدی‌نژادی که روزی اصولگرایان تمام‌قد از او و دولتش حمایت کردند، حالا او و دولتش را از خود می‌رانند و حتی آنها را به اصلاح‌طلب‌ها نسبت می‌دهند.

به گزارش آفتاب، بعد از بیانیه‌ای که از طرف دفتر محمود احمدی‌نژاد منتشر شد و پشت رحیمی را خالی کرد و تخلفات را هم به قبل از سال 86 نسبت داد؛ محافظه‌کاران و رسانه‌های آنها هم تمام و کمال از خجالت کل دولت‌های نهم و دهم درآمدند. گویا که اصلا هیچ زمانی از آنها برای جلوس به کرسی‌های قوه مجریه حمایت نکرده بودند.

حتی خبرگزاری فارس در گزارشی که علیه بیانیه دفتر احمدی‌نژاد منتشر کرده، انتخاب محمدرضا رحیمی به عنوان رییس دیوان محاسبات در مجلس هفتم را هم به اصلاح‌طلبان نسبت داده است. این خبرگزاری در گزارشی با عنوان "آقای احمدی‌نژاد! هشدار آن روزها برای امروز بود/ زاویه گرفتن از اصولگرایی با رحیمی آغاز شد" مدعی شده است " آقای رحیمی در مجلس هفتم با لابی‌گری خاص و حتی بهره‌گیری از ظرفیت آقای کروبی و از کانال وی اصلاح‌طلبان مجلس، توانست از کاندیدای اصلی اصولگرایان یعنی آقای فرهاد رهبر پیشی گرفته و بر کرسی ریاست دیوان محاسبات تکیه زند." اصلاح‌طلبانی که به استناد، مدارک و نمایندگان آن زمان کلا بیشتر از 50 تا 60 کرسی را در مجلس اشغال نکرده بودند.

مشخص نیست که این خبرگزاری براساس چه مدرکی چنین ادعایی کرده است؛ اما داریوش قنبری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب که خود در دور هفتم مجلس حضور داشته، وزن اصلاح‌طلبان را در آن مجلس کمتر از آن عنوان می‌کند که می‌توانستند بر انتخاب فردی برای نهادی خاص تاثیری داشته باشند. قنبری درباره نسبت دادن برخی اتفاقات به افراد اصلاح‌طلب به آفتاب می‌گوید: از مجلس ششم که بگذریم که در آن افراد اصلاح طلب اکثریت داشتند؛ از آن به بعد یعنی در هفتم، هشتم و مجلس کنونی اصولگرایان دارای اکثریت بودند.

او ادامه می‌دهد: در مجلس هفتم اعضای فراکسیون اقلیت که اصلاح‌طلب‌ها بودند 50 تا 60 نفر بودند. در مجلس هشتم از این هم کمتر بودند و در مجلس نهم تعداد به قدری اندک بود که حتی نتوانستند فراکسیون تشکیل دهند.

وی در واکنش به این موضوع که مطرح شده محمدرضا رحیمی معاون اول دولت احمدی‌نژاد، در مجلس هفتم و با لابی اصلاح‌طلبان رییس دیوان محاسبات کل کشور شد، تاکید می‌کند: به هر حال در این سه مجلس وزن رای اصلاح‌طلبان به اندازه‌ای نبوده که بخواهند کسی را تعیین کنند. یا وزن رای آنها تا حدی موثر باشد که بتوانند گزینه‌های خود را در نهادهای خاصی مانند دیوان محاسبات انتخاب کنند.

نماینده دور هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی نمونه این حرف‌ها را ناشیانه اعلام و عنوان می‌کند: نقض این صحبت‌ها از مسئولیت‌ناپذیربودن اصولگرایان و تلاش آنها برای فرار از آن چیزی است که مسئولیت آن متوجه آنها است. آنها درباره بابک زنجانی هم همین ادعا را داشتند، می‌خواستند بگویند بابک زنجانی هم پدیده‌ای است که در دولت‌های گذشته شکل گرفته است.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب توضیح می‌دهد: در ارتباط با مسائلی که شکل می‌گیرد همواره سعی به فرافکنی می‌کنند و مسائل را به گذشته نسبت می‌دهند. به هر حال یک یا دو مورد را هم به اصلاح‌طلب‌ها نسبت دهند، موارد دیگر را چه می‌کنند؟ درباره امیرمنصور آریا، بابک زنجانی، پرونده تامین اجتماعی و دیگر موضوعاتی که احتمالا هنوز فاش نشده‌اند چه می‌کنند؟ اینها مشخص می‌کند که ساختار معیوب و مشکل‌داری وجود داشته که در دل آن ساختار این اتفاقات روی داده است.

قنبری به ساختار سیاسی معیوب اشاره و درباره آن می‌گوید: البته من قبلا هم گفتم افرادی مانند رحیمی و زنجانی و ... همان‌قدر که مقصر هستند، قربانی هم هستند. قربانی ساختاری که به شیوه ای طراحی شده که در آن ایجاد اینگونه مفاسد به‌وجود می‌آید.

این نماینده مجلس اصلاح‌طلب تاکید می‌کند: به هر حال این ساختارها را اصولگرایان به وجود آوردند و باید پاسخگو باشند، چرا براساس شعارهایی که دادند ساختارها را ایجاد نکردند.

قنبری درباره فرصت‌هایی که در دو دولت قبل از دست رفته توضیح می‌دهد: بحث مفاسد یک موضوع است و از دست رفتن فرصت‌ها موضوع دیگری است. به هر حال صحبت از هفتصد میلیارد دلار نفت است که در زمان آقای احمدی‌نژاد فروخته شده و تاثیری بر سرنوشت مردم و کشور نداشته است.

او می‌افزاید: اصولگرایان به شکل عام‌تری باید برای این موضوع هم پاسخگو باشند. البته اینکه با مفاسد برخورد شود مناسب است؛ اما این همه فرصت‌هایی که از دست رفته و ناشی از سوء‌مدیریت اصولگراها است را می‌خواهند چه کنند.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با تاکید به این موضوع که اصولگرایان حاضر نیستند عواقب کارهای خود را بپذیرند به خبرنگار آفتاب می‌گوید: حتما مواردی از این دست را هم می‌خواهند به اصلاح‌طلب‌ها نسبت دهند و مطرح کنند که اصلاح‌طلب‌ها اجازه ندادند که ما استفاده مناسب کنیم. مشخص نیست که اصلاح‌طلب‌ها در این مدت چه چیزی در دست داشته اند که اجازه ندادند آنها کار خود را انجام دهند.

او ادامه می‌دهد: اصلاح‌طلب‌ها که نه قدرت در اختیار داشتند و نه حتی رسانه‌های گسترده. معلوم نیست که اصلاح‌طلب‌ها چقدر باید پاسخگوی اقدام‌هایی باشند که در آن دخالت نداشتند و به وسیله رقیبشان انجام شده است. به هر حال فعلا همه امکانات در اختیار آنهاست و از این صحبت‌ها می کنند.

قنبری در واکنش به این موضوع که مطرح می‌شود تخلفات رحیمی به قبل از دولت احمدی‌نژاد بازمی‌گردد، یا او را استاندار دولت هاشمی رفسنجانی معرفی می‌کنند، می‌گوید: مقطع زمانی که این اتفاقات روی داده کاملا مشخص است و نمی‌شود آن را به دوران اصلاحات یا زمان استانداری آقای رحیمی و به آقای هاشمی نسبت داد. اگر استاندارهای آقای هاشمی بد بودند و قرار بود از آنها حمایت نشود چرا یکی از استانداران آقای هاشمی را تا جایی حمایت کردند که دو دوره رییس جمهور این کشور شد. خود آقای احمدی‌نژاد هم استاندار آقای هاشمی بود.

او می‌افزاید: به هر حال آقای هاشمی فردی فراجناحی بود و در دولت خود از جناح‌های مختلف و با تفکرات گوناگون وجود داشتند. اینکه آقای رحیمی در دولت آقای هاشمی سمت داشته دال بر اصلاح‌طلب بودن او نیست.

قنبری به عدم حمایت اصولگراها از مهره‌های خود تاکید و درباره آن توضیح می‌دهد: این عادت اصولگراها است، زمانی که نیازشان به نیروهای خود برطرف می‌شود به تخریب آنها می‌پردازند و سعی می‌کنند از آنها اعلام برائت کنند. نمونه آن همین مورد آقای احمدی‌نژاد بود که علارغم اینکه دو بار تمام قد به حمایت آقای احمدی‌نژاد پرداختند، اواخر کار آقای احمدی‌نژاد را رها کردند و حتی بعدا به تخریب او هم پرداختند.



:: برچسب‌ها: اصولگرایان, پرونده محمدرضا رحیمی, محمود احمدی‌نژاد, کروبی
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : سه شنبه 7 بهمن1393
بررسی روزنامه های تهران؛ پنجشنبه ۲ بهمن 93

عد از حدود دو هفته از قدم زدن وزرای امور خارجه ایران و آمریکا در ژنو این موضوع همچنان بحث اصلی روزنامه‌های امروز صبح پایتخت است.

تیزی بر صورت ظریف دیپلماسی:

جواد حیدریان در سرمقاله روزنامه ابتکار نوشته که یک هفته بعد از پیاده‌روی وزرای خارجه ایران و آمریکا در ژنو، توپخانه محافظه‌کاران دو طرف شروع به شلیک کرده است. از آن سو کنگره آمریکا با پیش کشیدن تحریم‌های جدید علیه ایران و از این سو مخالفت فرمانده بسیج و همینطور توصیه‌های رئیس قوه قضاییه به آقای ظریف را می‌توان شاهد آورد که البته سردار نقدی بر خلاف سخنان رئیس قوه قضاییه با لحنی تند و گزنده تاکید کرده که آقای ظریف از چشم و نظرش افتاده است.

به نوشته این مقاله فرمانده بسیج نه تنها قدم زدن ظریف با جان کری یا احتمال سفرش به فرانسه را اشتباه و غیرقابل تحمل خوانده که تاکید کرده آقای ظریف الفبای دیپلماسی را هم رعایت نمی‌کند. شاید به صراحت نتوان سخنان آقای نقدی را نوعی تغییر موضع حاکمیتی در این باره تلقی کرده اما می‌توان این پرسش را مطرح کرد که مسئولیت حقوقی افراد در مناصب بالای حکومتی در قبال مذاکرات ایران و غرب بر سر پرونده هسته‌ای تا کجاست؟

حرکت در جهت منافع ملی:

الهه کولایی در روزنامه اعتماد نوشته است که تلاش‌های دکتر ظریف و همکارانش را در قالب تیم مذاکره کننده هسته‌ای باید یکی از مهم‌ترین فعالیت های دستگاه دیپلماسی کشور به شمار آورد. البته با گذشت چندین ماه، انتظار پر شدن شکاف‌ها با حوزه‌های تحقیقاتی و آکادمیک کشور همچنان برجاست اما تلاشی که در ماه‌های گذشته برای دفاع از منافع مردم ایران در یک رویکرد واقع‌گرایانه از سوی تیم مذاکره کننده هسته‌ای صورت گرفته است، می‌تواند به امید خروج کشور از شرایط ناهنجار و دشوار به وضعیتی مطلوب و متناسب با نیازهای مردم از یک سو و ظرفیت‌های گوناگون ملی از سوی دیگر ارزیابی شود.

در ادامه این مقاله آمده که بدون تردید فعالیت دکتر ظریف بخشی از فعالیتی است که دستگاه رسمی اجرایی کشور باید انجام دهد اما کارآمدی بخش‌های دیگر در جای خود می‌تواند تکمیل کننده آن باشد.

خانم کولایی در پایان نوشته خود تاکید کرده که ارزیابی اغراق‌آمیز از این حوزه نباید ما را به غفلت در حوزه‌های دیگر دچار کند.

 

سنگ‌اندازی به هر بهانه‌ای:

صادق زیبا کلام در سرمقاله روزنامه شرق نوشته است که کندن تابلوی خیابان نوفل‌لوشاتو و آتش زدن پرچم فرانسه در تهران، این پرسش ساده را در ذهن ایجاد می‌کند که ما علیه چه کسی و چه چیزی تظاهرات می‌کنیم؟ واقعیت آن است که هم دولت فرانسه و هم سایر رهبران اروپا، میان کشتار نویسندگان نشریه شارلی ابدو از یک سو و توهین به مقدسات مسلمانان از سوی دیگر یک حد کاملا روشن ترسیم کرده‌اند. البته در برخی موارد هم چنین نبوده است که حتما مورد اعتراض ماست.

به نوشته این استاد دانشگاه تهران سال‌هاست برخی افراد برای اقدامات خود لزومی به پاسخگویی نمی‌بینند و تبعات رفتارهای آنها در سیاست خارجی و رفتن دود آن به چشم کشور، نه مهم بوده و نه مطرح. همانطور که سه سال پیش به سفارت انگلستان در تهران حمله کردند و سنگی را در چاه انداختند که هنوز بعد از گذشت این سال‌ها و با وجود تلاش‌های بسیاری از سوی تهران و لندن، همچنان در ته چاه مانده است.

دولت یازدهم و اطمینان سرمایه‌گذاران:

حسین راغفر در سرمقاله روزنامه آرمان نوشته که در کشور ما قطعا ملاحظات سیاسی احزاب رقیب تا حد زیادی لزوم توجه به منافع عمومی را به حاشیه می‌برد و حذف رقیب عمدتا یکی از اهداف اصلی است بدون توجه به این نکته که چنین موضع‌گیری‌هایی به چه تبعات داخلی یا خارجی می‌تواند منتهی شود.

به عنوان مثال اگر شاهد اختلاف نظر میان مجلس و دولت هستیم و سیاست‌های اقتصادی دولت در مجلس به چالش کشیده شود، در آن صورت نیازی به شاخص‌های دیگر برای اثبات فقدان ثبات اقتصادی درکشور نخواهد بود.

به نوشته این کارشناس اقتصادی اگر خبرگزاری‌های مربوط به نهادهای درون قدرت مطالبی خارج از عرف‌های انتقادی علیه سیاست‌های اقتصادی دولت نوشته و آنها را به چالش بکشند و این احساس را القا کنند که تعارض‌های سیاسی بسیار جدی وجود دارد که می‌تواند به تعلیق فعالیت‌های دولت در حوزه اقتصاد بینجامد، این خود نشانه فقدان ثبات برای جلب اطمینان سرمایه‌گذاران اعم از داخلی یا خارجی خواهد بود.

جنجال در بورس تهران:

هاشم آردم در روزنامه اقتصادی تعادل نوشته، دلیل عمده ریزش شاخص کل بورس تهران که دیروز رخ داد، گزارش ۹ ماهه ضعیفی است که توسط شرکت‌ها ارائه شد. این گزارش‌ها به زعم فعالان بازار به این دلیل ضعیف هستند که انتظار سهام‌داران را برآورد نکرده است.

در این گزارش از جمله آمده که هرچند این روزها کم نیستند سهم‌هایی که تنها با تقسیم سود سالانه بتوانند در عرض سه سال یا کمتر از آن، کل سرمایه را برگردانند اما همچنان وضعیت بورس تهران وخیم است. چرا که اغلب سهام‌داران در یک سالی که گذشت بخش بزرگی از سرمایه خود را از دست داده‌اند.

این سرمایه گذاران شاید دیگر توانی برای خرید سهام ندارند و از طرف دیگر اعتماد خود را به بازار سرمایه از دست داده‌اند. همین مساله باعث شد که جمعی از آنها روز گذشته در تالار شیشه‌ای تجمع کرده و به روند فعلی بازار اعتراض کنند.

چالش‌های اشتغال

قدیر اسدی در سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد نوشته که به اذعان همه مسولان، اشتغال مهم‌ترین چالشی است که در پیش روی دولت فعلی و به طریق اولی دولت بعدی خواهد بود. صحبت از ۸ میلیون بیکار در صورت عدم رشد حجم اشتغال و ۶ میلیون جمعیت عاطل در حال حاضر آن هم در یک اقتصادی با ۲۱ و نیم میلیون شاغل، یقینا پشت هر سیاست‌گذار و تصمیم‌گیرنده در جامعه را خواهد لرزاند.

به نوشته این مقاله اول از همه این که ابعاد مساله باید به طور دقیق مشخص باشد، این میزان بیکار در چه زمانی و با چه مشخصات مکانی، تحصیلاتی و سنی به بازار کار وارد می‌شوند؟ مساله مهم بعدی شتاب در حجم تقاضای نیروی کار در اثر تغییر در میزان مشارکت اقتصادی است و نکته سوم، استراتژی جذب نیروی کار در اقتصاد است.

به نظر نویسنده سوال اصلی این است که با رشد کدام بخش از اقتصاد می‌توان برای بیکاران موجود در بازار کار شغل فراهم کرد.



:: برچسب‌ها: روزنامه ها, ابتکار, اعتماد, شرق, تعادل
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : پنجشنبه 2 بهمن1393
اصولگرایان و دغدغه دروغين معیشت مردم

قتي كه در اظهارنظر دقت لازم را نمي‌كنيم، نتيجه همين مي‌شود كه هر روز با اظهارات عجيب و غريب و غيرواقعي مواجه مي‌شويم و هيچگاه هم به توافق و تفاهم نمي‌رسيم. سهل است كه هر روز هم از يكديگر دورتر مي‌شويم. اساس تفاهم، داشتن پايه مشتركي براي گفت‌وگو است و اگر فاقد چنين پايه مشتركي باشيم، هيچگاه به تفاهم نمي‌رسيم. متاسفانه در اظهارات برخي فعالان اصولگرا كه موثر هم هستند، يك چارچوب منطقي استوار ديده نمي‌شود. چند روز پيش و به دنبال برگزاري نشست اصلاح‌طلبان، يكي از خبرگزاري‌ها گفت‌وگويي با يكي از فعالان اصولگرا انجام داد كه خواندن آن جالب است.

وي كه عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس است در گفت‌وگو با اين خبرگزاري گفت: «اصلاح‌طلبان در دوران هشت ساله اصلاحات كاري جز شعار دادن انجام ندادند. اكنون نيز در اين همايش شاهد بوديم كه حرفي بيشتر از شعار از سوي اصلاح‌طلبان ديده و شنيده نشد. وي با بيان اينكه گروه‌هاي سياسي بايد حل مشكلات اقتصادي و مسائل معيشتي مردم را در اولويت قرار دهند، اظهارداشت: مردم از گروه‌هاي سياسي انتظار دارند كه براي حل مسائل اقتصادي مانند بيكاري و توليد داخلي راهكار ارايه دهند نه اينكه تنها به مسائل سياسي، حزبي و گروهي خود بپردازند كه در نهايت فايده‌يي براي مردم ندارد.» جهت اطلاع اين آقاي محترم بايد گفت كه يك‌بام و دو هوا كه نمي‌شود. وقتي درباره مذاكرات هسته‌يي بحث مي‌شود، فرياد برمي‌آوريد كه براي مردم تحريم و فشار اقتصادي مهم نيست، ايستادگي در برابر غرب اهميت دارد. وقتي هم به موضوعات سياسي پرداخته مي‌شود، فوري مي‌گوييد كه مساله معيشت مردم را حل كنيد و به كارهاي ديگر نپردازيد! ولي به جاي همه اينها بياييد صادقانه تاريخ چند دهه گذشته كشور را با هم بررسي كنيم تا ببينيم ادعاهاي مطرح شده تا چه حد با واقعيت منطبق است؟

از ٢٤ سال گذشته، هشت سال آن را آقاي هاشمي متولي دولت بوده‌اند، هشت سال آقاي خاتمي و هشت سال هم دوست شفيق شما يعني آقاي احمدي‌نژاد كه جايگاه او را به معجزه هزاره سوم ارتقا داديد. هشت سال اول كه به كلي مورد نقد شماست. البته آن زمان به گونه ديگري موضع‌گيري مي‌كرديد. ولي ادعاهاي الان شما را ملاك ارزيابي قرار مي‌دهيم. هشت سال بعدي هم كه اصلاح‌طلبان در مصدر دولت بودند، به قول شما جز شعار دادن كار ديگري انجام ندادند. نه‌تنها آنان را متهم به شعار دادن مي‌كنيد، بلكه فاقد برنامه هم معرفي‌شان كرده‌ايد. حالا بياييد عملكرد و برون‌داد اين گروه كه فقط شعار دادند و فاقد برنامه هستند را با دوران هشت ساله خودتان مقايسه كنيد. آيا نيازي به مقايسه هست؟ فقط در دو سال پاياني دوره اصلاحات به اندازه كل دوره هشت ساله شما براي جوانان اين مملكت شغل ايجاد شد. در حالي كه ٨٠٠ ميليارد دلار درآمد ارزي بادآورده داشتيد، رشد اقتصادي دوره هشت ساله شما در حد فاجعه بود و بر خلاف توصيه‌هاي رهبرمعظم انقلاب، وابستگي اقتصادي به نفت را بيشتر كرديد. تورم را به نزديك ٤٠ درصد رسانديد و اگر تورم مواد غذايي را حساب كنيم كه براي اقشار فرودست مهم‌تر است، در برخي سال‌ها به ٦٠درصد رسيد.

در تمام سال‌هاي اصلاحات اوضاع معيشت مردم از هر نظر بهتر از دوره شما بود ضمن اينكه درآمدهاي نفتي آنان نيز بسيار كمتر از دوره شما بود. اگر شما براي معيشت مردم كاري كرده بوديد كه راي مي‌آورديد. نكته ديگر اين كه؛ بدون ترديد مشكل مردم معيشت آنان است و دولت و نيروهاي سياسي، بايد به آن بپردازند. البته اگر تندروي‌هاي شما اجازه دهد. ولي گفتن مكرر مشكلات مردم و ارايه ايده‌هاي بي‌پايه مثل آوردن پول نفت به سر سفره مردم، هيچ مشكلي را حل نمي‌كند. سياستمدار بايد راه‌حل ارايه دهد. از بس كه شما اقتصاد را سياست‌زده كرده‌ايد، راه‌حل مشكلات اقتصادي را به حوزه سياست برده‌ايد و نه در اقتصاد. هر جاي اين اقتصاد را بگيريد، سياست تا اعماق آن نفوذ كرده و مثل خوره آن را از درون خورده است.

بنابراين پرداختن به مسائل سياسي، شرط لازم براي برداشتن موانع از پيش روي تحول در اقتصاد است. نكته ديگري كه در اظهارات فوق مهم است، توصيه ايشان به اينكه اصلاح‌طلبان به جاي پرداختن به خود، به معيشت مردم بپردازند. اين هم از توصيه‌هاي عجيب و غريب است. اگر دوستان اصولگرا به جاي پرداختن خيالي به معيشت مردم، به خودشان مي‌پرداختند بهتر بود، زيرا در اين صورت هيچگاه دولتي مثل دولت سال‌هاي ٨٤ تا ٩٢ را بر سرير قدرت نمي‌آوردند و چشم بسته تا اواخر دوره از او حمايت نمي‌كردند. جالب اينكه دليل قطع حمايت اصولگرايان از احمدي‌نژاد نيز ربطي به مساله معيشت مردم و فقدان برنامه اقتصادي آن دولت و اتلاف گسترده منابع اقتصادي از سوي آنان و رشد عجيب فساد نداشت، بلكه به موضوعي بي‌ارتباط با اين مسائل مربوط مي‌شد.

اصلاح‌طلبان هم وقتي دچار سقوط خواهند شد كه مثل افراطيون مقابل خود، از پرداختن به مشكلات و مسائل خود غفلت كنند و همواره مترصد دستورالعمل صادركردن براي اين و آن باشند. اگر آنان چنين كنند، دير يا زود مشابه دولت پيشين از درون آنان ظاهر خواهد شد. اصلاح‌طلبان، چه بخواهيم و چه نخواهيم، دو برنامه سوم و چهارم توسعه را نوشته‌اند كه مورد تاييد نهادهاي كشور بوده. اما مي‌شود گوينده محترم بفرمايند كه برنامه آنان براي حل مشكلات معيشت مردم چه بود؟ آيا برنامه بي‌سر و ته پنجم را قبول دارند؟ يا فقط مي‌توانند برنامه چهارم را تخريب كنند؟ لطفا از اين پس با دقت سخن بگوييد.اعتماد



:: برچسب‌ها: اصولگرایان و دغدغه دروغين, معیشت مردم
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : دوشنبه 29 دی1393
هاشمی حرف بزند، خیلی‌ها روسیاه می‌شوند

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: رونده ماجرای مک‌فارلین،‌ با اینکه نزدیک 30 سال است بسته شده، هر چند وقت یکبار با اهداف سیاسی توسط افراد و جریان‌هایی که مایل هستند از کهنه شدن ماجرا برای حل مشکلات خود استفاده کنند یا با ایجاد درگیری‌های لفظی میان نیروهای انقلاب، از این نمد کلاهی برای خود ببافند، بار دیگر مطرح می‌شود و مطالب جدیدی که هیچ ربطی به اصل ماجرا ندارد به مطبوعات راه می‌یابد.

چاپ مصاحبه‌ای در همین زمینه در ماه گذشته در یک نشریه، واکنش‌های زیادی را برانگیخت که هنوز ادامه دارد. ادعاهای مطرح شده در آن مصاحبه بقدری دور از واقعیت و انصاف بود که افراد زیادی با احساس مسئولیت در برابر انقلاب و چهره‌های موجه و خدوم آن، اقدام به مصاحبه کرده یا دست به قلم بردند و به این ادعاها پاسخ دادند.

آقای محسن کنگرلو، که در دهه‌های 60 و 70 با اتکاء به سوابق مبارزاتی قبل از انقلاب در دستگاه‌های اجرایی و امنیتی مسئولیت‌هایی برعهده داشت، یکی از عناصر فعال در ماجرای مک فارلین بود. او هر چند به دلیل بعضی موانع موجود نمی‌تواند به همه سوال‌های مطرح درباره سفر هیات آمریکائی به تهران پاسخ بدهد، اما با توضیحاتی که در زمینه نقش آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در این ماجرا و چگونگی رابطه آن با امام و موضعگیری ایشان ارائه می‌کند، شبهات مطرح شده را برطرف می‌کند.

از شما خواننده گرامی دعوت می‌کنیم مصاحبه آقای محسن کنگرلو با روزنامه جمهوری اسلامی را مطالعه فرمائید:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

پرسش- شما یکی از افرادی هستید که در جریان ماجرای مک فارلین، عضو هیأت مذاکره‌کننده ایرانی بودید. پست سازمانی شما در آن زمان چه بود؟

از فروردین ماه سال 1361،‌ من به عنوان مشاور امنیتی - اطلاعاتی آقای مهندس میرحسین موسوی نخست‌وزیر وقت مشغول کار شده بودم. بعد‌ها هم مسئول پیگیری ارتشاء‌های دولتی از طرف دولت شدم. مسئولیت من خرید اسلحه نبود. ولی ما باید دقیقا آن زمان را بررسی ‌کنیم. اگر بخواهیم بفهمیم که چرا همه دنبال پیروزی در جنگ بودند، آن وقت این موضوع کاملا ریشه‌یابی می‌شود. آن روزها همه در فکر و اندیشه پیروزی در جنگ بودند. همه دوست داشتند خدمتی به این روند بکنند همه ایرانی‌ها به این موضوع فکر می‌کردند. وقتی می‌گویم همه ایرانی‌ها منظورم آنهایی هم هستند که حتی در داخل ایران نبودند و حتی با انقلاب هم موافق نبودند، اما به ایران و وطنشان علاقه داشتند. به فکر این بودند که ایران در جنگ پیروز شود و خدای نکرده شکست و ناکامی و تجزیه ایران عاقبت این جنگ نشود. بالطبع همه دنبال راهکارها و امکاناتی بودند که ما را در جنگ پیروز کند. همه هم این را می‌دانستند که ما امکانات و سلاح‌هایی را که بتوانیم در مقابل عراق، پیروز جنگ بشویم نداشتیم. به عراق همه دنیا بویژه ابرقدرتهای آن زمان کمک‌های شایان توجه نظامی و تسلیحاتی می‌کردند. تازه از انقلاب سال 57، فارغ شده بودیم و علاوه بر مشکلاتی که وجود داشت آمادگی زیادی هم برای جنگ نداشتیم. صدام هم ا ز این موضوع سوء استفاده کرده بود و به ایران حمله کرد.

من در همین‌جا یک سابقه‌ای از این موضوع از خاطرات قبل از پیروزی انقلاب خود را برایتان بازگو می‌کنم. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آقای مهندس مهدی بازرگان به نمایندگی از سوی نهضت آزادی ایران برای آشنایی و پی بردن به ماهیت گروه «فجر اسلام» چند سئوال برای گروه ما فرستاد. یکی از سئوالات آقای مهندس بازرگان از ما این بود: اگر ما پیروز بشویم، از ناحیه چه کشوری مورد حمله قرار می‌گیریم؟ من در جواب آقای بازرگان گفتم: عراق.

پرسش- رابط شما با آقای بازرگان چه کسی بود؟

رابط ما با آقای بازرگان، آقای سیدرضا دربندی بود. از دوستان مبارز و بسیار صمیمی ما است. از بچه‌های خوب فجر اسلام بود. سیدرضا دربندی سوالات آقای بازرگان را آورد. بعد از انقلاب هم از طریق مرحوم آقای محمد نصراللهی (نماینده آبادان در مجلس اول) و ناصر ترکان اطلاعات خوبی از عراق و منطقه جمع‌آوری کردیم. اطلاعات اولیه ما حاکی از آن بود که عراق در تدارک جنگ سنگین علیه ایران است. این اطلاعات را هم به مسئولین می‌گفتیم اما چندان پذیرا نبودند. ما در آبادان دفتر هم داشتیم. دفتر فجر اسلام در آبادان مشهور به دفتر 316 بود. پلاک دفترمان 316 بود و به همین پلاک هم مشهور شده بودیم. سپاه نوار مرزی خوزستان را خودمان تشکیل دادیم. با حمایت و نظارت آیت‌الله شهید بهشتی.

پرسش- ماجرای مک فارلین از کجا کلید خورد؟

از طریق منابعی، آقای قربانی‌فر با ما تماس گرفت و من مسئول برقراری ملاقات با ایشان شدم.

پرسش- ملاقاتتان در ایران بود؟

نه. اولین ملاقات ما در پاریس بود. در آن ملاقات آقای قربانی‌فر یک سری مسائلی را مطرح کرد و ما این مسائل را به تهران انتقال دادیم. درخواست اولیه آمریکایی‌ها از طریق قربانی‌فر این بود که ما یک سری گروگان در لبنان داریم، شما حرفتان در لبنانی‌ها اثر و نفوذ دارد. شما گروگان‌های ما را بگویید و وساطت کنید که لبنانی‌ها گروگان‌های ما را آزاد کنند و ما هم در عوض، کمک‌های نظامی و تسلیحاتی در جنگ به شما می‌کنیم.

پرسش- قربانی‌فر نماینده رسمی آمریکایی‌ها بود؟

نه. نماینده رسمی نبود. واسطه بود. او به هرحال خواسته‌هایی داشت. اما در پس پرده خواسته‌هایش، انگیزه و عرق وطن‌پرستی هم وجود داشت. درآن زمان قربانی‌فر و قربانی‌فرها همگی آرزو می‌کردند که ایران در جنگ پیروز شود. همه علاقه‌مند بودند که ایران در جنگ پیروز شود و هرکس از هر طریقی با امکانات و ارتباطات خود سعی در کمک به ایران داشتند. ایرانی‌های سراسر جهان حاضر نبودند که وطنشان توسط عراق اشغال بشود. قربانی‌فر هم یکی از همان افراد بود.

پرسش- انگیزه اصلی ایران از استقبال از این پیشنهاد و مذاکره با آمریکایی‌ها چه بود؟

سوال خیلی خوبی کردید. ما آن زمان به موشک تاو احتیاج داشتیم. موشک تاو هم در اختیار آمریکایی‌ها بود.

پرسش- قبل از انقلاب قربانی‌فر چه‌کاره بود؟

در یک شرکت حمل و نقل بود، مدیرعامل حمل و نقل استارلاین بود. چندین کشتی داشتند. صاحبان این شرکت مقامات آمریکایی و اسرائیلی بودند.

پرسش- می‌گفتند قربانی‌فر، مأمور ساواک بود؟

این موضوع غلط است. حد قربانی‌فر بالاتر از این بود که مأمور حقوق‌بگیر ساواک باشد. قطعاً وزارت اطلاعات پرونده‌ای از قربانی‌فر در اختیار دارد. ممکن است با ساواک رابطه داشته باشد. چون گفتم مدیرعامل یک شرکت بسیار عظیم حمل و نقل بین‌المللی بوده، اما مأمور حقوق‌بگیر و این حرف‌ها نبوده. رده بالایی داشت. حتی چند باری که به تهران آمد ما او را وصل کردیم به آقای یونسی (وزیر اطلاعات اسبق) که آن زمان دادستان ارتش بود. با آنها همکاری‌های بسیار خوبی کرد. خیلی خیلی به ایران خدمت کرد. آقای یونسی و دادستانی ارتش و پرونده‌های آنجا، سند ادعای من است. بالاخره در خصوص جنگ این ارتباطات پدید می‌آید و ضروری است.

پرسش- چه شد که ارتباط شما با قربانی‌فر و آمریکایی‌ها قطع شد؟

قرار بود که ما وساطت کنیم تا لبنانی‌ها گروگان‌های آمریکایی را آزاد کنند و آنها به ما موشک تاو بدهند. این کار انجام شد،‌ تا اینکه در ایران جریان‌هایی کارشکنی کردند و آخرین پول محموله موشک را به آنها پرداخت نکردند. آخرین هواپیمایی که 500 عدد موشک تاو را برای ایران آورد، پولش داده نشد. کسی که مسئول این کار بود، از دادن پول به بهانه گران بودن موشک‌ها و سایر بهانه‌جویی‌ها ممانعت کرد. بهانه‌ها واهی بود. خرید اسلحه و موشک این بهانه‌ها را برنمی‌تابد. می‌خواستند کار پیش نرود. خیلی به جنگ ضربه زدند.

پرسش- این مذاکره در پیشرفت جنگ به نفع ایران مؤثر بود؟

صد درصد. صد درصد این مذاکره به نفع ما شد. علاوه بر موشک‌های تاو، 110 هزار قطعه شامل حدود 100نوع قطعه و مدل قطعه «هاگ» را ما وارد ایران کردیم. سایت‌های هاگ ما همگی از کار افتاده بود. همین موشک‌های هاگ باعث پیروزی ما در عملیات فاو شد. در عرض یک روز ما 70 تا پرواز جنگنده‌های عراقی را زدیم.

پرسش- یکی دو نمونه از عملیاتی که براثر همین معامله و مذاکره، باعث پیروزی رزمندگان ایرانی شد را نام ببرید؟

همین فاو.

پرسش- به جز فاو، نمونه‌دیگری را ذکر کنید؟

تا قبل از این دستاورد، هواپیماهای عراقی همین‌طور سرشان را می‌انداختند پائین و مثل آب خوردن وارد ایران می‌شدند و قلب تهران را نشانه می‌گرفتند و راکت می‌زدند. بعد از این معامله، دیگر هواپیماهای عراقی نتوانستند به راحتی به ایران نفوذ کنند. ما سایت داشتیم، اما چون قطعه یدکی نداشتیم و تعمیرات و نگهداری آنها با مشکل مواجه شده بود، عملا از کار افتاده بودند. بعد از این ماجرا، سایت‌های ما فعال شدند. ایران به چتر امنیتی هوایی مسلط و مجهز شد. ما حدود 40 تا سایت هاگ داشتیم. شاید بیشتر شاید 70 تا. دور تا دور مرز ایران سایت بود اما از کار افتاده بودند.

پرسش- با این حساب شما نباید مخالفی جلوی کارتان می‌بود؟

تمام مسئولان با کار ما موافق بودند. غیر از چند نفری که در کار ما کارشکنی کردند ما هیچ مخالفی نداشتیم.

پرسش- چرا به بن‌بست خوردید؟

از آنهایی که این بن‌بست را به وجود آوردند بپرسید. از من نپرسید.

پرسش- رأس مذاکره‌کنندگان ایرانی چه کسی بود؟

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی.

پرسش- تمام مراحل مذاکرات را با ایشان هماهنگ می‌کردید؟

بله. جزء به جزء کارهایمان را با ایشان هماهنگ می‌کردیم.

پرسش- موانع کارتان را با آقای رفسنجانی در میان می‌گذاشتید؟

بله. آقای رفسنجانی در جریان کارشکنی‌ها بودند. شاید خودشان روزی صلاح بدانند و آنها را معرفی کنند. آقای رفسنجانی حرف‌های زیادی در این زمینه دارند که اگر بزنند روسیاهی برای خیلی‌ها باقی می‌ماند. ما هدفمان این بود که در این ماجرا پیروز جنگ بشویم، نه اینکه پیروز یک یا دو عملیات جنگی. متاسفانه نگذاشتند. کارشکنی کردند.

پرسش- یکی از نمونه‌های کارشکنی‌ها را ذکر کنید؟

مثلاً آمدند گفتند که موشک‌های تاو اسرائیلی است. در صورتی‌که موشک‌های تاو آمریکایی هستند. با این بهانه‌ها جلوی پیروزی ایران را گرفتند.

پرسش- در مذاکرات با مک فارلین غیر از خرید اسلحه،‌ درباره مسائل دیگری هم بحث کردید؟

مذاکره ما با مک فارلین فقط درباره مبادله گروگان‌ها و خرید اسلحه بود. آنها 9 یا 11 گروگان در لبنان داشتند. آنها می‌گفتند تمام گروگان‌ها را یک جا بگوئید آزاد کنند. ما گفتیم گروگان‌ها یکی، یکی، آزاد می‌شوند و حرف ما پیش رفت.

پرسش- محل مذاکرات شما با تیم مک فارلین در کجا بود؟

در هتل استقلال تهران (هیلتون سابق).

پرسش- پس از اینکه ملاقات‌ها و مذاکرات با مک فارلین را انجام می‌دادید، اولین جا و اولین شخصیتی راکه به او گزارش می‌دادید، چه کسی یا کسانی بودند؟

ما بلافاصله به ملاقات آقای هاشمی رفسنجانی می‌رفتیم و گزارش‌ها را به ایشان می‌دادیم.

پرسش- با آقای مهندس موسوی ملاقات نداشتید؟ شرح مذاکرات را به ایشان انتقال نمی‌دادید؟

آقای مهندس میرحسین موسوی اصلاً کاری به کار ما نداشت و ما را آزاد گذاشته بود و می‌گفت با آقای هاشمی هماهنگ باشید کافی است و نیازی به مذاکره با من نیست. آقای مهندس موسوی می‌گفت کار دست آقای هاشمی است و ایشان کار را پیش می‌برد. دخالت نمی‌کرد.

پرسش- آیا امام خمینی در جریان مذاکرات مک فارلین قرار داشتند؟

بله. از طریق آقای سیداحمد خمینی. آقای سیداحمد خمینی از طرف امام در جلسات سران قوا حضور داشتند و در جریان مذاکرات بودند.

پرسش- چرا شما نتوانستید آقای هاشمی رفسنجانی را قانع کنید که تلاش کند و نگذارد مذاکرات با مک فارلین به بن بست برسد؟

نمی‌دانم. آقای رفسنجانی شخصاً خیلی مایل بود مذاکرات به نتیجه برسد. حتی اخیراً در مصاحبه‌ای گفته است که حیف شد مذاکرات با مک فارلین به بن‌بست رسید، وگرنه ما فتح‌الفتوح می‌کردیم.

پرسش- شما موافق، آقای رفسنجانی موافق، امام خمینی موافق، سران سه قوه موافق، آقای سیداحمد خمینی موافق، آن کس یا کسانی که مذاکرات را به بن بست کشاندند، کی بودند؟ چه قدرتی داشتند که توانستند ورای این شخصیت‌ها، مذاکرات را به بن بست بکشانند و جنگ را طولانی‌تر و خسارت‌بارتر بکنند؟

این سؤال را از آقای رفسنجانی بپرسید.

پرسش- به نظر شما اگر از آقای رفسنجانی این سؤال را بپرسیم، جوابی می‌توانند بدهند؟

نمی‌دانم.

پرسش- حالا بفرمائید، چه اتفاقی افتاد. چه طور به این سادگی این مذاکرت به بن‌بست رسید؟ مگر نه اینکه حاصل این مذاکرات پیروزی قریب‌الوقوع ایران در جنگ بود و ما به مرحله پذیرش قطعنامه و مشکلات ناشی از آن برخورد نمی‌کردیم؟

تحلیل من این است که مسئولان ایرانی باور نمی‌کردند که می‌توانند پیروز ‌شوند و آمریکا با آن قدرت حاضر به مذاکره با ایران شده است. بعضی از مسئولان آن زمان بویژه مسئولان نظامی خواب می‌دیدند. نمی‌توانستند باور کنند که جنگ دارد با پیروزی ایران تمام می‌شود.

پرسش- این تحلیل خوش بینانه است. تحلیل بدبینانه شما چیست؟

تحلیل بدبینانه من این است که یک عده منافعشان در ادامه جنگ بود. آنها قدرت و ثروت خودشان را در ادامه جنگ می‌دیدند. آنها از جنگ و خون شهدا و دردهای جانبازان و خانواده‌های شهدا و جانبازان می‌خواستند پلی درست بکنند برای رسیدن به قدرت و ثروت. حالا این حرف‌ها بهتر فهمیده می‌شود. حیات بعضی از جریان‌های سیاسی در ادامه جنگ بود. آنها نمی‌خواستند ایران به این سرعت پیروز جنگ شود. همه چیز خود را از دست می‌دادند.

پرسش- تقصیر آمریکایی‌ها در به بن بست رسیدن این مذاکرات چه بود؟

آمریکایی‌ها عجله کردند. خیلی عجله کردند. فرصت به ما ندادند. آنها برای انتخابات آتی خودشان عجله داشتند. اگر آمریکایی‌ها کمی به ما فرصت می‌دادند و حوصله به خرج می‌دادند، ما می‌توانستیم بر مخالفان داخلی خود غلبه کنیم و جنگ را به پیروزی برسانیم. مک فارلین باید صبر و حوصله بیشتری به خرج می‌داد.

پرسش- مک فارلین و هیأت همراه چند روز در هتل استقلال تهران اقامت داشتند؟

دقیقاً یادم نیست. سه تا چهار روز در ایران بودند.

پرسش- هیأت آمریکایی چند نفر بودند؟

هشت نفر بودند.

پرسش- چرا آن‌هایی را که این مذاکرات را به بن‌بست رساندند، افشا نمی‌کنید؟

نمی‌توانم. نمی‌شود. حداقل تجربه من از آن مذاکرات این است که کارهایی از این دست، که در ردیف کارهای به کلی سری هستند نباید به یک سازمان یا نهاد یا وزارت واگذار شود. ابتدا کار باید از طریق افراد مورد اعتماد پیش برود. همه‌جای دنیا هم کارهای به کلی سری ابتدا از طریق افراد معتمد انجام می‌گیرد و بعدها به «سیستم» واگذار می‌شود. طرح ما تمام نشده به «سیستم» وارد شد و در سیستم افراد متفاوتی وجود دارند. برخی صادق و برخی شیطان. آن شیطان‌ها کارشکنی می‌کنند. جاسوس‌ها هم معمولاً در میان شیطان‌ها پیدا می‌شوند. این کار نباید به یک سازمان وصل می‌شد. در دیپلماسی پنهان هم کارها دست یک عده نیروهای خاص امنیتی است نه دست وزارتخانه یا سازمان یا نهاد. نیروی مذاکره‌کننده نباید وابسته به سازمانی باشد. نباید وابسته به یک وزارتخانه باشند. نباید جوابگوی وزیر باشند. نباید کارها در سیستم پخش شود. کار که وارد سیستم شد، احتمال لو رفتنش بالا می‌رود.

پرسش- برداشت من این است که کار از دست شما خارج شد و به سیستم وارد شد؟

بله.

پرسش- چجوری لو رفتید؟

وقتی پول آخرین محموله تسلیحات داده نشد، آمریکایی‌ها و واسطه‌های آنها از جمله قربانی‌فر به مشکل برخوردند. قربانی‌فر وقتی دید پول آخرین محموله داده نمی‌شود، از طریق نامه‌نگاری‌ها ماجرا را افشا کرد. اگر پول آخرین هواپیمای تسلیحاتی داده می‌شد، جلوی خیلی از خسارت‌ها گرفته می‌شد. همیشه کارهای مهم، از یک کار کوچک خراب می‌شود.

پرسش- در مذاکرات مک فارلین، از طریق آقای هاشمی رفسنجانی پیغام خاصی به آمریکایی‌ها داده نشد؟

هیچ پیغام خاصی از طرف آقای رفسنجانی به آمریکایی‌ها داده نشد. هیچ. نه من و نه کس دیگری. کس دیگری هم نبود.

پرسش- تیم مذاکره‌کننده ایران با مک فارلین و هیأت همراه چند نفر بودند؟

سه نفر. من بودم و دو نفر از سپاه.

پرسش- آن دو نفر دیگر الآن شاهد حرف‌های شما هستند؟ زنده هستند؟

بله. در قید حیات هستند.

پرسش- اخیراً آقای سیدمحمد خامنه‌ای حرف‌هایی زده و علیه امام خمینی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ادعاهای کذبی را مطرح کرده است. برخی از حرف‌های وی متوجه شما و تیم مذاکره‌کننده با مک فارلین هم می‌شود. جواب شما به این ادعاها چیست؟

من یک بار در مصاحبه با یکی از روزنامه‌ها مفصل جواب او را دادم. برخی سایت‌ها هم این مصاحبه‌ را انعکاس دادند. حرف‌های این آقا ارزش دو بار جواب دادن ندارد. ارزش ندارد. عقده‌گشایی کرده است. مخصوصاً نسبت به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی عقده‌گشایی کرده است. ناراحتی این آقا، از جاهای دیگر است.

پرسش- آن دو نفر سپاهی که در مذاکرات مک فارلین جزو هیئت ایرانی بودند، شاهد و سند خوبی می‌توانند باشند برای ادعاهای آقای سیدمحمد خامنه‌ای. چرا به این دو نفر نمی‌گوئید بیایند مصاحبه کنند و پاسخگوی این ادعاهای کذب باشند؟

آنها کاملاً در جریان واقعیت‌ها هستند. اما نمی‌دانم چرا نمی‌آیند مصاحبه کنند.

پرسش- الآن این دو نفر کجا هستند؟

مشغول به کار هستند. یکی از آنها در سپاه نیست.

پرسش- کجاست؟

شاید راضی نباشد، من بگویم کجاست.

پرسش- منظور من این است شغل آزاد دارد یا دولتی و نهادی؟

شغل آزاد ندارد.

پرسش- در سپاه نیست؟

یکی از آنها هنوز هم در سپاه است. دومی در سپاه نیست.

پرسش- چرا نمی‌آیند شهادت بدهند؟

نمی‌دانم. ضمن اینکه مگر کسی بخواهد پیغام به آمریکایی‌ها بدهد از طریق من یا آن دو نفر همراه من پیغام می‌دهد؟ این ادعاها کاملاً کودکانه است. هیچ عقل سلیمی این حرف‌ها را نمی‌پذیرد.

پرسش- پایان مذاکرات شما با مک فارلین چه تاریخی بود؟

ما تا پلکان هواپیما با اینها بودیم. تاریخ...

پرسش- باتوجه به سابقه‌ای که دارید، امروز با خیلی از نیروهای اطلاعاتی، امنیتی و سیاسی و نیز دیپلمات‌ها و نظامیان در ارتباط هستید. امروز در بحث‌ها و درددل‌هایتان با آنها افسوس آن دوران خورده نمی‌شود؟

خیلی... خیلی... الآن همان دو نفری که با ما در مذاکرات حضور داشتند، ناراحت هستند. یکی از فرماندهان جنگ به من می‌گفت: ما متخصص از دست دادن فرصت‌ها هستیم. آقای هاشمی هم همیشه از این کار ما و نیروهای سپاه تقدیر کرد و می‌کند.

پرسش- در مذاکراتتان با آقای هاشمی رفسنجانی، ایشان به کارشکنی و یا افراد خاصی اشاره نمی‌کنند؟

آقای هاشمی همیشه ناراحت است که چرا اجازه ندادند مذاکرات به نتیجه برسد و جنگ به پیروزی برسد، اما اسمی از افراد نمی‌برند.



:: برچسب‌ها: آیت الله هاشمی رفسنجانی, مهندس میرحسین موسوی, ماجرای مک‌فارلین, ریاست‌خبرگان, محسن کنگرلو
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : دوشنبه 29 دی1393
احمد خرم: 80 درصد پروژه های عمرانی در دست نهادهای حاکمیتی است

وزیر راه و ترابری دوره اصلاحات با بیان اینکه 70 الی 80 درصد پروژه های بزرگ کشور در دست دستگاه های حاکمیتی است،‌ گفت:‌ قرار نبود دستگاه های حاکمیتی و دولتی بر پروژه هایی که بخش خصوصی توان ساخت آن را دارد،‌ مسلط شوند.

احمد خرم در گفت وگو با ایلنا ادامه داد:‌ قدرت دستگاه های حاکمیتی از دستگاه های دولتی بیشتر است و پروژه اگر سودده هم نباشد،‌ این دستگاه ها پروژه را سودده می کند.

وی با تاکید بر اینکه واگذاری پروژه ها به دستگاه نظامی کشور و به دنبال آن نظامی کردن فرودگاه، بنادر و راه آهن و مسلط کردن این نهادها بر امور وزارت خانه ها مساله ساز خواهد شد،‌ گفت: همین حضور یک نهاد نظامی در یکی از بنادر باعث شد که این بندر مشمول تحریم شود و سال ها نتوانیم از فرصت ها و درآمدهای این بندر استفاده کنیم.

خرم با اشاره به حضور نهادهای حاکمیتی در پروژه های عمرانی در قانون ، خاطر نشان کرد: در بندی از اصل قانون اساسی آماده است که نیروهای مسلح در زمان صلح به سازندگی کمک کنند اما این بند از قانون،‌ امروز به این تبدیل شده که نیروهای مسلح در زمان صلح به شرکت خاورمیانه تبدیل شده اند و این دقیقا نقض قرض قانون است.

وزیر سابق وزارت راه و ترابری افزود:‌ این بند از قانون به این دلیل بود که دستگاه های نظامی؛ماشین آلات و نیروی انسانی وظیفه در اختیار دارد و می تواند پروژه های عمرانی را با هزینه کمتر انجام دهد البته پروژه هایی که بخش خصوصی توان ساخت آن را ندارد.

وی تاکید کرد:‌ نباید پروژه هایی که بخش خصوصی توان و سرمایه انجام آن را دارد، دولت و بخش حاکمیت در دست بگیرد. قطعا بخش خصوصی توان رقابت با شرکت های دولتی را ندارد مسلم است که نمی تواند در یک فضای رقابتی با نیروهای نظامی رقابت کند.

در یک نگاه :

به خاطر همینه خرم جان ، این بزرگواران!! دست به هر ..... می زنند که در همین حاکمیتی که افاضه فرمودید آنهم به هر قیمتی بمونن !!



:: برچسب‌ها: نهادهای حاکمیتی, احمد خرم, پروژه های عمرانی
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : دوشنبه 29 دی1393
خاتمی به بان‌کی‌مون نامه نوشت

آیت الله سید محمد خاتمی در نامه ای به بان‌کی‌مون دبیرکل سازمان ملل متحد ضمن محکوم کردن اقدامات خشونت بار و افراط گرایانه در سراسر جهان به هرنام و با هر مسلک و مرامی خواستار اقدام جدی سازمان ملل متحد و سازمان‌های بین المللی و خیرخواهان صلح‌طلب شد. به گزارش ايسنا، خاتمي در اين نامه گفته است:

من نیز چون شما و صدها میلیون نفر در سراسر جهان از جنایت تروریستی پاریس و رویدادهای مشابه و نگران‌کننده پیش و پس از آن که نمونه‌ای از آثار شوم و ضدانسانی تروریسم و افراط گرایی در شرق و غرب عالم است متأثرم و آن را به شدت محکوم می‌کنم؛ اما از سازمان ملل متحد، سازمان‌های بین‌المللی، دولت‌ها، نهادهای مدنی،‌ نخبگان و سرآمدان جهان انتظاری فراتر از محکوم کردن این حوادث می‌رود.امروز تنها در خاورمیانه و آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین نیست که امنیت از میان رفته است، بلکه در قلب کشورهای اروپایی و آمریکا نیز هیچ‌کس در امان نیست و بپذیریم که امنیت در جهان به هم پیوسته امروز یا در همه جا برقرار می‌شود یا هیچ کجا روی امنیت را نمی‌بیند.

اگر صدای گفت‌و‌گو، صلح و مدارا که در لحظه‌ای حساس از تاریخ در سازمان ملل طنین افکند و مورد استقبال همگان قرار گرفت، جدی گرفته می‌شد و با ریشه‌یابی امور در جست‌وجوی راهکارهای عملی با ضمانت اجرایی بودیم و سازمان ملل متحد و نهادهای بین المللی می‌توانستند سیاستمداران را وادار به رعایت موازین و ملزومات برقراری صلح کنند و نهادهای مدنی و اندیشمندان و عالمان عالم در این راه گام‌های بلندتری بر می‌داشتند، امروز شاهد چنین وضعیت تلخی نبودیم.

نگذارید و نگذاریم جهان و انسان تحت هیچ عنوانی در معرض هراس، ناامنی و مخاطره باقی بماند. باید از کیان دین،‌ آزادی،‌ عدالت، اخلاق و گفت‌وگو و صلح به جد دفاع کرد.



:: برچسب‌ها: آیت الله سید محمدخاتمی, بان‌کی‌مون, سازمان ملل متحد, خالق گفتگوی تمدن ها
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : یکشنبه 28 دی1393
روزنامه‌های صبح تهران؛ شنبه ۲۷ دی 93 در یک نگاه!

روزنامه‌های صبح اولین روز هفته در تهران در تیترهای اصلی خود از آغاز دور تازه مذاکرات هسته ای نوشته و در عین حال از دیدگاه‌های مختلف به تحلیل عملیات تروریستی و تحرکات گروه‌های هوادار مسلمانان و مخالفان آنان در اروپا پرداخته اند. همایش ساده اصلاح طلبان که برای نخستین بار بعد از ده سال و بدون حضور چهره‌های اصلی این جریان برپا شد عنوان اصلی چند روزنامه اصلاح طلب است که در عین اشاره به کاستی ها و توقعات مردم، آن را گامی به جلو دیده اند.

سیروس ناصری در سرمقاله مردم امروز نوشته: دور تــازه مذاكرات هســته ای در ژنو در حالي انجام خواهد شــد كه ميل و اراده لازم برای دستيابي به توافق نهايي از سوی طرفين ايراني و آمريكايي وجود دارد. آمريكا با وضعيتي بحراني در منطقه مواجه است و دغدغه ای اســتراتژيک دارد . آن ها به تدريج در حال تغيير تمركز از كشورهای خاورميانه به سوی كشورهای آسيايي هستند.

این دیپلمات و مذاکره کننده با سابقه که ده سال گذشته را به دنبال طرح اتهاماتی علیه وی، دور از محیط سیاسی گذراند در مقاله مردم امروز نوشته: دستيابي به توافق بايــد در زماني زودتر صــورت مي گرفت. در زمان برگزاری اجلاس وين دستيابي به توافق امكان پذير بــود. ولی باید گفت در بازه زماني ایجاد شده رئيس جمهــوری آمريكا فرصــت كافي به دست آورد تا بسترهای لازم برای دستيابي به نقطه مشــترک بر ســر موضوع مذاكرات هســته ای فراهم كند. بسترسازی شرايط اميدواركننده كنوني پس از آن امكان پذير شد كه آمريكايي ها در مذاكرات وين قدم‌های نسبتا مثبتي را برای رســيدن به تفاهم برداشتند.

در تحلیل مذاکرات پیش رو سرمقاله مردم امروز نوشته: بخش عمده ای از پيشرفت در روند مذاكرات مديون گفت وگوها و بحث‌های منطقي صورت گرفته از سوی دكتر ظريف وزير خارجه با مذاكره كنندگان غربي بود. در نتيجه اين موضوع بود كه آمريكايي ها متوجه شدند بايد مواضع خود را تعديل و اصلاح كنند. دســتيابي به توافق جامع و كلي نيازمند توجه به مســائل اساســي اســت. در اين ميان كليــد توافق نهايــي، اجماع طرفين مذاكره كننده بر سر تدوين سازوكاری مناسب و مورد موافقت ايران درباره روند رفع تحريم هاست.

شاهین زینعلی در قانون نوشته: نبود رابطه سیاسی با آمریکا اکنون به موضوع پیچیده ای در روند مذاکرات هسته ای تبدیل شده است. پیشتر هم مذاکرات ایران و اروپا به واقع مذاکره نیابتی با آمریکا بود.در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، چه تصور ایران و چه تصور آلمان، بریتانیا و فرانسه این بود که مسئله به این صورت قابل حل است و به خصوص طرف ایرانی ضرورتی برای ورود آمریکا به جریان مذاکرات را حس نمی‌کرد.

به نوشته این مقاله: برگ برنده ایران در مذاکره با آمریکا بر سر مسئله هسته ای، تغییر شرایط جهانی و منطقه ای در فاصله زمانی بین دور قبلی و دور اخیر مذاکرات است. پیشتر هرچه قدر طرف ایرانی مایل به دستیابی به توافقی جامع بر اساس منافع ملی و نیازهای منطقی خود بود، طرف آمریکایی تمایل به خرید وقت داشت تا بر اساس موقعیت فرضی تضعیف شده ایران، فشار بیشتری وارد و امتیاز بگیرد. اکنون همه چیز تغییر کرده است.

مقاله قانون با تاکید بر این که نه ایران و نه آمریکا نباید این فرصت استثنایی را از دست بدهند نوشته: ایران و آمریکا رابطه سیاسی رسمی ندارند و سفارتخانه هایشان در هر دو کشور تعطیل است، اما با این حال منافعی دارند که اکنون بیش از هر زمان دیگر همسو شده است. چنانچه آمریکا با ایران به توافق نرسد، شاید موقعیت ایران تضعیف شود، اما مهم آن است که ضعف ایران به قیمت قدرت گرفتن رقبای ایران و رشد افراط گرایی تمام خواهد شد. امری که در همین چند روز گذشته در پاریس نیز نشان داد تمدن غرب را بی نصیب نخواهد گذاشت.

آقای ظریف تو آفسایدی... بیا بیرون

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران از قول یک اصولگرا نوشته به چه حقی جناب ظریف با وزیر خارجه امریکا پیاده‌روی کرده‌اند! مگر خانه خاله است؟ و خود جواب داده: البته که خانه خاله نیست، وین است و به هر حال جای دیدنی زیاد دارد. در عین حال که مذاکره پشت میز با قدم زدن در خیابان مگر توفیری دارد؟

جواب عموجان اصولگرای طنزنویس این است: خب معلوم است که برای شما خودباخته‌ها مهم نیست. وقتی پشت میز نشسته‌ای، در موضع برابر قرار داری اما در حین پیاده‌روی بسته به این است که چه کسی جلوتر می‌رود و چه کسی عقبتر یا چه کسی قد بلندتر است. وزیر خارجه امریکا هم که به چنار ولیعصر گفته است زکی! خب در نتیجه در حین پیاده‌روی نگاه امریکا به ایران به موضع از بالا به پایین مبدل می‌شود. تازه چند جا دیدم که جناب ظریف یک نیم بدن از کری عقب مانده بود. سانتریفیوژها نچرخید که ظریف با کری در وین بچرخد؟

عموجان شما را به خدا کوتاه بیایید. مگر فوتبال است که دارید آفسایدگیری می‌کنید؟ مهم محتوای مذاکرات رد و بدل شده است. جناب ظریف خودشان بهتر می‌دانند که یک مجلس با کارت‌های زرد و قرمز ابن‌الوقت است که از دیپلماسی دولت خطایی سر بزند. شما فعلاً خط آفساید را به گل روی ما ببخشید.

ستون طنز ایران جواب عمو جان را چنین منعکس کرده: «در آفساید بودن ظریف را ببخشیم، اضافه بهای مسکن مهر را بیخیال شویم، برداشت غیرقانونی از صندوق توسعه ملی را ندید بگیریم، رکود اقتصادی و سقوط شاخص بورس را کنار بگذاریم... هر دم از باغ دولت اعتدال بری میرسد. خسته نشوید این همه دسته گل به آب می‌دهید.»

گامی به جلو در ایران:

روزنامه‌های هوادار اصلاحات به شکل‌های مختلف اجتماعی در تهران با عنوان اصلاح طلبی را با اهمیت دیده و به انعکاس آن پرداخته و در مقالاتی آن را نشانه آغاز حیات تازه اصلاح طلبی دانسته اند. روزنامه آرمان با چاپ عکسی از هاشمی و خاتمی پیام هایی را که این دو رییس جمهور سابق برای اجلاس اصلاح طلبان فرستاده بودند نشانه حضور و پشتیبانی آنان دانسته اند و روزنامه‌های دیگر هوادار اصلاحات هم با چاپ عکس هایی از اجتماعی که هیچ یک از روسای قوای پیشین در آن حضور ندارند و محمد رضاعارف معاون اول دولت اصلاحات مهم ترین شخصیت حاضر در آن است همین حرکت را گام به جلو دیده اند.

صادق زیباکلام در مقاله ای در شرق با اشاره به این که همایش اصلاح‌طلبان سرانجام پس از مدت‌ها انتظار، برگزار شد نوشته: بسیاری بی‌صبرانه در انتظار حضور آقایان هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی بودند. تصورشان بر این بود که یکی از آنان، نطق افتتاحیه را ایراد خواهد کرد. بالطبع اگر آمدن آنان با حضور آقای ناطق‌نوری همراه می‌شد از منظر سیاسی بر ارتقای جایگاه همایش می‌افزود. نخستین ناکامی، عدم حضور این شخصیت‌ها بود.

به نوشته این مقاله: اگرچه هاشمی و خاتمی با ارسال پیام، در حقیقت امضا و تایید خود را پای همایش گذاردند. ناکامی دیگر در غیبت بسیاری از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب بود؛ چهره‌هایی که به هر حال اصلاحات، اصلاح‌طلبی و دوم خرداد با آنان شناخته می‌شود. کاستی سوم را شاید بتوان روح قطعنامه همایش توصیف کرد. انتظار بسیاری از جوان‌ترها و پرحرارت‌تر‌ها آن بود که قطعنامه خیلی جدی‌تر از اینها می‌بود.

مقاله شرق بدان جا رسیده که:: انتظار آن بود که قطعنامه دست‌کم به بخشی از مسایل واقعی جامعه اشاره می‌کرد. ضمن آنکه همه ما می‌دانیم اصلاح‌طلبان با وجود پایگاه اجتماعی درخور توجه، چندان قدرت و توانایی برای انجام تغییرات یا برآوردن خواسته‌های مورد انتظار، ندارند، اما به هر حال این انتظار می‌رفت که قطعنامه به آن مسایل اشاره‌ای می‌داشت تا مخاطبان بدانند اصلاح‌طلبان دغدغه آنان را در سر دارند و آن مسایل نه فراموش شده‌اند و نه به بایگانی رفته‌اند. اما با درنظرگرفتن مجموعه شرایط سیاسی و اجتماعی کشور، نفس برگزاری این همایش تحولی مبارک بود.

مهران کرمی در سرمقاله فرهیختگان نوشته: همایــش روز پنجشــنبه اصلاح‌طلبان اگر چه بسیاری از چهره‌های کلیدی این جریان ریشه‌دار سیاسی را در صندلی‌های ردیف نخست نداشت لیکن از این جهت که نخستین هم‌اندیشی آنان پس از رویدادهای سال‌های اخیر بود، می‌تواند گویای این واقعیت باشد که پس از یک سال و نیم، آهسته‌آهسته شاهد به بار نشستن این شعار حسن روحانی هستیم که وعده داده بود از فضای سیاسی کشور امنیت‌زدایی ‌کند.

به نوشته این روزنامه نگار: از این رو اصلاح‌طلبان برای تلطیف فضای سیاسی و حفظ حلقه‌های وصل با حاکمیت نیاز به اقداماتی چند دارند تا در بازه زمانی مانده به انتخابات آینده مجلس قانونگذاری و خبرگان، فعالیت و ارتباطات خود را در سپهر سیاسی گسترش دهند. نخستین اقدام ضروری در این راه تلاش برای ایجاد اعتماد میان بخشی از نخبگان و جریان‌های سیاسی با نظام و نهادهای حاکمیتی به‌گونه‌ای است که این اعتماد به پایگاه مردمی آنان که در سال‌های اخیر طیف خاکستری جامعه را در بزنگاه‌های انتخاباتی پررنگ‌ کرده بود، منتقل شود.

نویسنده سرمقاله فرهیختگان توصیه کرده: اصلاح‌طلبان حتی با وجود برخوردهای سرد کننده، باید بکوشند ضمن ایستادگی بر مواضع آرمانی خود بهتر این که از کشاندن برخی اختلاف‌نظرها به تریبون‌های عمومی خودداری کنند و در مناسبت‌های ملی مشارکت موثرتری داشته‌ باشند. تاکید بر نقاط اشتراک و پرهیز از برجسته کردن نقاط افتراق شرط رسیدن به اعتماد دوسویه حاکمیت و کنشگران بزرگ‌ترین جریان سیاسی خارج از گردونه قدرت است.

آذر منصوری فعال سیاسی اصلاح طلب هم در مقاله ای در اعتماد نوشته: تجربه انتخابات ادوار گذشته اين واقعيت را به تصوير مي‌كشد وآن اينكه اصلاح طلبان با وجود اينكه از بدنه اجتماعي و تكيه گاه به مراتب محكم‌تري در بطن جامعه نسبت به جريان سياسي رقيب برخوردارند، پاشنه آشيل شان چند دستگي، تفرق و عدم وحدت و اجماع است.

تلاش براي حضور و مشاركت گسترده در انتخابات از جانب اين طيف سياسي نه فقط از سر پيروزي اين جريان سياسي در يك انتخابات صرف است كه قاعدتا بخشي از كنش احزاب و شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي اين جريان را به خود اختصاص خواهد داد، اما مبناي اين حضور و كنش فعال توجه به منافع ملي كشور و تقويت و اصلاح نهاد منتخب دموكراتيكي است كه بنا بر توصيه بنيانگذار جمهوري اسلامي بايد در راس امور باشد.

مقاله اعتماد در نهایت به بررسي رفتار برخي نمايندگان مجلس فعلی پرداخته که هم از حيث گفتار و هم رفتار با دولت نياز به تشريح و تحليل ندارد كه يكي از نمونه‌هاي بارز آن در چند روز اخير در هنگام نطق علي مطهري - كه هر داور بيروني، انصاف و آزادگي اورا مي‌ستايد -اتفاق افتاد. با اين اتفاق تلخ كه در قوه قانونگذاري كشور رخ داد، قدر مسلم ضرورت شكل‌گيري مجلس توانمند، واقع گرا و برآمده از خواست ومطالبات قاطبه مردم ايران بيش از هر زمان ديگري احساس مي‌شود.

علی میرفتاح ستون کرگدن نامه اعتماد یک گفتگوی فرضی را شرح داده است:

- كف كرديم و حوصله مون سر رفته و تحركي نداريم وهيچ اقدام مشتركي نمي‌تونيم بكنيم و هيچ گونه حالت اشمئزازي نمي‌تونيم به خودمون بگيريم.

- روزنامه‌هاي مريض، به خصوص مريض منظور دست گل تازه به آب نداده؟

- نچ. تازه معذرت خواهي هم كرده.

- علي مطهري بيانيه جديد نداده؟

نویسنده به طعنه ادامه داده: نه، همون قبليه. نكته‌يي هم نداره.

- اصلاح‌طلبا گافي چيزي ندادن؟ چند روز پيش يه گردهمايي داشتن. چيزي ازش درز نكرده؟

- پاستوريزه پاستوريزه. انگار موتلفه‌‌یی‌ها بودن با اسم اصلاح‌طلب.

- يعني اصلا تو زمين دشمن بازي نكردن؟

- اصلا. دريغ از يه همسويي با رسانه‌هاي بيگانه. دقيق رصد كردم، مو لا درزش نمي‌ره. حتي دادم پيام‌ها رو هم دي كد كنن كه يه وقت توش چيزي نباشه. نبود.

در ادامه کرگدن نامه اعتماد آمده: به اينكه ظريف و كري پياده روي كردن نمي‌شه گير داد؟ جا گيرش زياده ها؟

- متوجه نكته خاصي شدي؟

- نكته خاص كه بالاخره كاچي به از هيچيه. كري قدش بلنده، پاهاش هم بلندتره. يعني هر دو قدمي كه بر مي‌داره، ظريف بايد سه قدم برداره. فلذا اگه بخواد عقب نمونه بايد دنبالش بدوه.



:: برچسب‌ها: مذاکرات هسته ای, روزنامه‌های صبح, آرمان, قانون, ایران
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : شنبه 27 دی1393
'همایش سراسری اصلاح‌طلبان' برگزار شد

محمدرضا عارف، که در دوره ریاست‌جمهوری آقای خاتمی معاون اول او بود، در این جلسه گفت: "امیدواریم که در آینده بتوانیم نه تنها از پیام بلکه از حضور رهبر اصلاحات استفاده کنیم."

عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت محمد خاتمی نیز گفت "روش حذفی جریان افراطی اصولگرایی" به نتیجه موردنظر نرسیده و گروه‌های اصلاح‌طلب همچنان پشتیبانی بخش‌های قابل توجهی از جامعه ایران را دارند.

گروه‌های اصلاح‌طلب در ایران شش سال جلسه فراگیر این چنینی برگزار نکرده بودند. از جمله جلسه‌ای که آنها قصد داشتند پیش از انتخابات ریاست جمهوری اخیر برگزار کنند با ممانعت مقام‌های امنیتی لغو شد.

سه روز پیش رحمان قلی‌زاده، از مسئولان برگزاری همایش امروز، اعلام کرد از محمد خاتمی به عنوان سخنران اصلی دعوت شده است.

به دنبال واقعه اسف بار سال ۱۳۸۸ محدودیت‌هایی برای فعالیت چهره‌ها و گروه‌های اصلاح‌طلب به وجود آمد. از جمله میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی نزدیک به چهار سال است که در حبس خانگی هستند. در همایش امروز بعضی از سخنرانان خواهان پایان دادن به بازداشت خانگی آنان شده‌اند.

پس از تحولات سال ۱۳۸۸ محمد خاتمی هم با محدودیت‌هایی مواجه شد و از جمله ممنوع‌الخروج شده است. تابستان امسال هم شماری از نمایندگان تندروی مجلس از وزیر دادگستری خواستند برای اجرای "حکم ممنوع‌التصویر، ممنوع‌الخروج و ممنوع‌البیان بودن آقای خاتمی" تلاش کند.

آیه الله هاشمی رفسنجانی در پیام خود از مقام‌های حکومتی خواسته است "زمینه‌ فعالیت رسمی و گسترده احزاب و تشکل‌های سیاسی را مهیا سازند و از اعمال شیوه‌هایی که موجب محدودیت حق انتخاب مردم و گردش آزاد و قانونمند قدرت می‌شود" خودداری کنند.

محمدرضا عارف در جلسه امروز اصلاح‌طلبان، که در کانون توحید برگزار شده، گفت: "برنامه ما در سال آینده پیروزی در انتخابات مجلس است. اگر مشارکت مردم در انتخابات سال آینده مجلس بالای ۵۰ درصد باشد قطعا پیروزی از آن اصلاح‌طلبان خواهد بود."

فاطمه راکعی، نماینده مجلس ششم نیز در سخنرانی امروز خود گفت: "ما مجلسی می‌خواهیم که در سایه قانون اساسی پیگیر مطالبات مردمی باشد." او از تشنج هنگام سخنرانی علی مطهری انتقاد کرد و گفت: "این چه مجلسی است که یک نماینده در آن نمی‌تواند آزادانه صحب+ت کند."

باشگاه خبرنگاران نیز از قول مصطفی کواکبیان نوشته است: "ما اکثریت کرسی‌های مجلس را نمی‌خواهیم، ما ۲۹۰ کرسی مجلس را می‌خواهیم."

هفته گذشته نیز شماری از گروه‌های محافظه‌کار جلسه‌ای برگزار کردند که آنان نیز پیروزی در انتخابات آینده مجلس را برنامه خود اعلام کردند.

شورای هماهنگی اصلاحات مجموعه از چندین حزب و تشکل اصلاح‌طلب، چون مجمع محققین و مدرسین، حزب کارگزاران و خانه کارگر است. جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دفتر تحکیم وحدت نیز پیشتر از اعضای این شورا بودند، اما فعالیت آنها به شدت محدود شده است.

در جلسه امروز اصلاح‌طلبان چهره‌هایی چون علی شکوری راد، معصومه ابتکار، مهدی خزعلی و هادی خامنه‌ای نیز حضور داشته‌اند. آقای خامنه‌ای در این جلسه گفت هدف اصلاح‌طلبان "بازگشت به دوران طلایی انقلاب است" که "همان تعبیری است که آقای موسوی نیز داشته‌اند."



:: برچسب‌ها: همایش اصلاح‌طلبان, خاتمی, آیه الله هاشمی رفسنجانی, فاطمه راکعی, هادی خامنه ای
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : شنبه 27 دی1393
کمبود ویتامین D3 را (بویژه در کودکان) جدی بگیرید!!
علائم کمبود ویتامین دی در بسیاری اوقات مبهم و غیر اختصاصی است و به همین علت در بسیاری اوقات دیر تشخیص داده میشود. علائم کمبود در بچه ها و بزرگسالان قدری متفاوت است. مهمترین این علائم در کودکان عبارتند از
  • ریکتز یا راشیتیسم بیماری است که به علت کمبود ویتامین دی در بچه ها ایجاد شده و خود را معمولا بصورت زانوهای پرانتزی و مچ دست کلفت نشان میدهد

  • دیر راه افتادن بچه و کوتاه قدی وی میتواند از علائم کمبود ویتامین دی باشد
  • بچه مبتلا به کمبود ویتامین دی دیر دندان درمیاورد
  • تحریک پذیری بچه ها میتواند نشانه ای از کمبود ویتامین دی باشد
  • کمبود ویتامین دی موجب افزایش استعداد بچه به عفونت میشود
  • در کمبود شدید ویتامین دی بچه دچار کرامپ یا اسپاسم عضلانی، تشنج و مشکل تنفسی میشود. این علائم به علت کمبود کلسیم ایجاد میشود
  • بندرت در کمبود شدید ویتامین دی ضعف عضله قلب (کاردیومیوپاتی) ایجاد میشود

علائم کمبود ویتامین دی در بزرگسالان عبارتند از

  • درد مبهم و پراکنده در تمام بدن
  • ضعف کلی بدن و ضعف در ایستادن و بالا رفتن از پله و در مراحل پیشرفته تر لنگیدن

تشخیص کمبود ویتامین دی معمولا با بررسی سطح این هورمون در خون صورت میگیرد.

درمان کمبود ویتامین دی

درمان کمبود این هورمون مصرف آن است. ویتامین دی را میتوان بصورت خوراکی و یا تزریقی مصرف کرد. ویتامین دی در بدن ذخیره میشود. تزریق یک آمپول آن میتواند نیاز بدن را تقریبا تا شش ماه تامین کند.

در مصرف ویتامین دی توجه به موارد زیر ضروری است

  • اگر از دیگوکسین و یا داروهای ادرار آور تیازیدی استفاده میکنید مراقب باشید ویتامین دی را بیش از اندازه مصرف نکنید
  • اگر سنگ کلیه و یا دیگر بیماری های کلیوی و یا بیماری کبدی و یا هورمونی دارید قبل از مصرف ویتامین دی آن را به پزشک خود اطلاع دهید
  • کسانی که کلسیم خون بالایی دارند و یا افراد سرطانی نباید ویتامین دی مصرف کنند
  • اگر کربامازپین، پریمیدون، باربیتورات و یا بعضی داروهای ضد ایدز مصرف میکنید نیاز شما به ویتامین دی بیشتر از افراد دیگر است

اگر ویتامین دی زیاد مصرف شود ممکن است علائم مسمومیت با آن ایجاد گردد که مهمترین آن افزایش سطح کلسیم خون و بروز علائمی مانند تشنگی، ادرار زیاد، تهوع و استفراغ، گیجی و سردرد است.

با تشکر از دکتر مهرداد منصوری "متخصص ارتوپدی"

همانطور که جناب دکتر مهرداد منصوری تاکید داشتند ویتامین D ویتامینی است که برای حفظ سلامتی بسیار ضروری است. بر خلاف ویتامین‌های دیگر، ویتامین D را نمی توان ازطریق  غذاها بدست آورد. بلکه بخش عمده‌ی از ویتامین‌ D بوسیله بدن ساخته می‌شود.

در واقع این ویتامین در اثر تابش نور آفتاب در پوست بدن تولید می‌شود. که صدالبته بسیار خوب است  چرا که بسیاری از غذاها بطور طبیعی مقدار کمی ویتامین D دارند. 

اشعه‌ی ماوراء بنفش خورشید، کلسترول را در پوست به ویتامینD‌ تبدیل می‎کند. در افرادی با پوست روشن، تابش نور آفتاب بر پوست صورت، 2 تا 3 بار در هفته به مدت 20 تا 30 دقیقه، ویتامین D مورد نیازشان را تامین می‌کند. برای افرادی با پوست تیره‌تر و سالمندان مدت بیشتری لازم است. توجه داشته باشید که تابش نورخورشید باید مستقیم باشد و تابش آفتاب از پشت شیشه‌ی پنجره کافی نیست.

نقش ویتامین D در بدن :

ویتامین D به جذب کلسیم و فسفر مواد غذایی در دیوراه‌ی روده کمک می‌کند. کلسیم و فسفر برای سلامتی و استحکام استخوان‌ها ضروری هستند. همچنین شواهدی وجود دارد که ویتامین D خطر ابتلا به بیماریهایی مانند سرطان، دیابت و بیماریهای قلبی را کاهش می‌دهد.کودکان در حال رشد، زنان باردار و زنان شیرده به ویتامین D بیشتری نیاز دارند.

نشانه‌های کمبود ویتامین D

در بسیاری از افرادی که کمبود ویتامین D دارند، نشانه‌ای دیده نمی‌شود یا نشانه‌های مبهمی از خستگی یا درد عمومی وجود دارد. چون نشانه‌های کمبود این ویتامین، نامحسوس یا جزئی است معمولاً تشخیص داده نمی‌شود. اما در مواقعی که کمبود شدید است به آسانی در تغییر شکل استخوان‌ها قابل مشاهده است. 

نشانه‌های کمبود در اطفال و کودکان

1.اسپاسم عضلانی، سیروز و مشکلات تنفسی در اطفال. البته این نشانه‌ها مربوط به کمبود کلسیم است که در نتیجه‌ی کمبود ویتامین D ایجاد می‌شود.

2.نرمی استخوان ، پرانتزی شدن پاها ، درد استخوان به ویژه در ناحیه‌ی پاها، درد ماهیچه و ضعف عضلانی در کودکان، که با نام راشیتیسم شناخته می‌شود.

3.رشد بدنی کم. قد بیشتر از وزن تحت تاثیر کمبود ویتامینD است. در این حالت ممکن است کودک برای شروع به راه رفتن تمایلی نداشته باشد.

4.تأخیر در دندان درآوردن اطفال

5.آمادگی ابتلا به عفونت 

6.کج خلقی

7.در راشیتسیم شدید، کلسیم خون بسیار پایین می‌آید که سبب اسپاسم ماهیچه‌ای و مشکلات تنفسی می شود. مشکلات تنفسی ممکن است به دلیل ضعف عضلات تنفسی و نرمی استخوان‌‌‌‌های قفسه سینه باشد.

8.در موارد نادر سبب ضعف ماهیچه‌های قلب می‌شود.

نشانه‌های کمبود ویتامین D در بزرگسالان

1.خستگی عمومی بدن، دردهای مبهم و کلی که البته نشانه‌ی خاص این مورد نیست.

2.ضعف ماهیچه‌ای 

3.درد استخوانی در اثر فشار ناچیز (بیشتر در ساق پا و دنده‌ها)

چگونگی تشخیص کمبود ویتامین D

با توجه به سابقه‌ی پزشکی فرد، نشانه‌ها و سبک زندگی قابل تشخیص است. البته با یک آزمایش خون ساده نیز امکان‌پذیر است. آزمایش خون مربوط به سطح کلسیم و فسفات خون و عملکرد کبد نیز ممکن است تغییراتی رانشان دهد که مربوط به کمبود ویتامین D باشد. گاهی از عکس‌بردای بوسیله اشعه ایکس از استخوان دست برای اطفال استفاده می‌شود. در این روش با توجه به شکل استخوان به میزان کمبود ویتامین پی می‌برند.

درمان کمبود ویتامین D

درمان بوسیله مکمل‌های ویتامین D انجام می‌شود که ممکن است به صورت تزریقی یا خوراکی (قرص و شربت) باشد. پزشک با توجه به شرایط بیمار، سن و میزان کمبود، روش مناسب را توصیه می‌کند.



:: موضوعات مرتبط: کمبود ویتامین D3 را (بویژه در کودکان) جدی بگیریم!!
:: برچسب‌ها: ویتامین, راشیتیسم, دیر راه افتادن بچه, پرانتزی شدن پاها
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : شنبه 27 دی1393
ماجرای نطق ناتمام دکتر مطهری به روایت خودش

بسم الله الرحمن الرحیم

اتفاقی که در روز یکشنبه 21 دی در صحن علنی مجلس افتاد، موجب وهن مجلس شد از این نظر که در نهادی که خود قانونگذار است و باید بیش از هر نهاد دیگری احترام قانون را نگه دارد قانون زیر پا گذاشته شد. نطق من شامل مطالب مختلف فکری و اجتماعی بود که در پایان آن به مسئله حصر پرداخته شد. به محض ورود به این مسئله، همزمان از یک طرف حدود پانزده تا بیست نفر از نمایندگان در فاصله یک تا دو متری تریبون شروع به سر و صدا کردند تا صدای من به گوش کسی نرسد و از طرف دیگر آقای ابوترابی رئیس وقت جلسه متأسفانه به جای آنکه این افراد را دعوت به سکوت و نشستن در جای خود بنمایند نطق بنده را قطع و شروع به پاسخ دادن کردند، کاری که تاکنون در مجلس سابقه نداشته است که در میان یک نطق میان دستور، رئیس جلسه شروع به پاسخگویی کند.

در واقع ایشان آن افراد را ترغیب و تشویق به ادامه کارشان کردند و در نهایت اعلام تنفس و مجلس را تعطیل کردند. این دو رفتار همزمان و مکمل یکدیگر، شائبه طراحی شده بودن این برنامه را به شدت تقویت می‌کند، خصوصا که آنها می‌دانستند در ضمن نطق من پاسخی به جوابیه قوه قضائیه درباره قانونی بودن حصر خانگی خواهد بود.
قبل از تنفس، افرادی نزد من آمدند تا مرا از ادامه نطق منصرف کنند که اغلب آنها حسن نیت داشتند، مثل آقایان مصباحی مقدم، توکلی، پزشکیان و قاضی‌پور که به آنها گفتم این که نطق یک نماینده ناتمام بماند چون رئیس جلسه یا عده‌ای از نمایندگان و حتی اکثر نمایندگان نمی‌پسندند، خلاف قانون و بدعت و یک رویه غلط است که فردا به سر دیگران می‌آید. من باید نطقم را تمام کنم. آقایان حسینی نماینده قصر شیرین، نعیمی نماینده آستارا و اکبری نماینده کرج نیز همین درخواست را داشتند منتها چون درخواستشان همراه با کشیدن دست من بود آنها را به سمت پایین تریبون از سمت راست و چپ خود دور کردم. در این میان آقای حسینیان از دور لبخند رضایت بر لب داشت و آقایان رسایی و کوچک‌زاده هم خوشبختانه یا متأسفانه حضور نداشتند.

تا این که آقای ابوترابی اجازه ملوکانه فرمودند که ادامه نطق در حالی که از رادیو پخش نمی‌شود در جلسه غیرعلنی ایراد شود. باز هم آن افرادجلوی تریبون سروصدا می‌کردند به طوری که صدای من به سختی به حضار می‌رسید. یک فراز سه خطی از نطق من باقی مانده بود و من سر در متن نطق داشتم که آقایان کریمی قدوسی نماینده مشهد، آقامحمدی نماینده خرم‌آباد، انصاری نماینده آبادان و بشیری نماینده پاکدشت از پشت سر آمدند و بنده را از جایگاه پایین آوردند و در این میان آقای کریمی قدوسی به زمین خورد. بعدا دیدم دست من چند زخم سطحی برداشته است که نفهمیدم به کجا خورد.

آقای آقامحمدی برای تکمیل کارش متن نطق من را هم قاپید و پاره کرد. اینها را می‌گویم تا موکلین این افراد بدانند به چه افراد آزاداندیشی رأی داده‌اند که هم برخلاف قرآن که می‌فرماید فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه عمل کردند، هم خلاف قانون اساسی که در اصل 86 می‌گوید نماینده در اظهار نظر درباره همه مسائل کشور آزاد است و هم برخلاف نظر مقام رهبری که تاکنون چند بار فرموده‌اند اگر با نطق یک نماینده مخالف هستید دو – دو و سرو صدا نکنید بلکه گوش کنید و بعدا پاسخ او را با آرامش بدهید.
از افرادی که جلوی تریبون جمع شده بودند آقایان آقاصفری نماینده اراک، موسوی‌نژاد نماینده دشتستان، جبیری نماینده بوشهر و قاسم جعفری نماینده بجنورد، نبویان نماینده تهران، پژمانفر نماینده مشهد، حاجی دلیگانی نماینده شاهین‌شهر، حکیمی نماینده رودبار و موسوی نماینده خدابنده یادم هست. قاعدتا اینها اگر در روز عاشورا بودند در لشکر عمر سعد به ایجاد سروصدا می‌پرداختند تا سخن حق به گوش مردم نرسد. این را هم بگویم که برخی از این افراد برای خودشیرینی و علامت دادن به برخی نهادها دست به این کارها می‌زنند و الاّ آدم عاقل می‌نشیند حرف را می‌شنود و اگر مخالف است بعدا آن را رد می‌کند. لازم است از آقای پزشکیان نماینده تبریز که از ابتدا تا انتهای ماجرا مانند یک محافظ در کنار من بودند تشکر ویژه داشته باشم. همین طور از آقای عابد فتاحی نماینده ارومیه که در جهت کاهش تنشها تلاش چشمگیر داشتند سپاسگزارم. و همین طور از آقای حسین‌زاده نماینده نقده تشکر می‌کنم.
به هرحال مجلس آزمون بدی داد و البته این گونه رفتارها دور از ذهن نیست زیرا این مجلس در سال 90 در فضای متأثر از فتنه 88 و در حالی که بسیاری از افراد خوش‌فکر کاندیدا نشدند یا رد صلاحیت شدند شکل گرفت و بیشتر یک تیپ خاص وارد مجلس شدند. به عبارت دیگر این مجلس یک استثناست و به امید خدا مجالس آینده چنین نخواهد بود و دفاع از حقوق ملت را در رأس کار خود قرار خواهند داد.

البته در همین مجلس هم افراد خوش فکر و فهمیده وجود دارند. بعد از این ماجرا نمایندگان زیادی نزد من آمدند و از این اتفاق اظهار تأسف کردند و مواضع من را مورد تأیید قرار دادند.

در یک نگاه :

علی جان یا علی مدددددددددددددددددددد!!



:: برچسب‌ها: نطق ناتمام دکتر مطهری, حصر خانگی, میرحسین, کروبی
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : پنجشنبه 25 دی1393
نامه همسران شهید همت و شهيد باکری

فاطمه چهل امیرانی همسر حمید باکری نامه ای در فیسبوک با امضای خود و زیلا بدیهیان همسر شهید همت منتشر کرده، که در آن با اشاره به اتفاق روز یکشنبه در زمان ایراد نطق علی مطهری، خطاب به رییس مجلس نوشته اند: از شما انتظار داریم سطح فرهنگی و دیدگاه‌های مجلس را بالا ببرید تا برازنده‌ی یک مجلس اسلامی باشد.
به گزارش انصاف نیوز، در این نامه آمده است:رفتار شنیع و غیر اسلامی یک عده مسلمان نمای کاسب باعث تاسف است. ظاهرا قال الباقر و قال الصادق‌ها فقط برای ما مردم عامی که هیچ نقشی در اداره کشور و سیاست گذاری‌ها نداریم، بوده. کجا رفت مجلس چند هزاری امام صادق (ع) که با کسانی که منکر وجود خدا بودند، بحث و گفتگو می‌کردند؟ واقعا قرار است چه قرائتی از اسلام را داشته باشیم؟ ما با افکار امام خمینی و بهشتی و مطهری و شریعتی وارد جریان انقلاب شدیم. و بعد از انقلاب نمود عینی مسلمانی را در همت‌ها و باقری‌ها و باکری‌ها و کاظمی‌ها و سلیمی‌ها دیدیم و باور کردیم اسلام واقعی چه انسان‌هایی را می‌تواند تربیت کند. و امیدوار به ایجاد یک جامعه‌ی آزاد و متعالی شدیم. برای رسیدن به آرمان‌های امام و شهدا، آنچه در توان داشتیم در طبق اخلاص تقدیم انقلاب کردیم. نمردیم ولی زندگیمان را از دست دادیم. البته خیلی وقت است که توقع خود را کم کردیم. بهتر از ما می‌دانید که تجلی اسلام در انسان در اخلاق و ادب او ظاهر می‌شود.

به نظر جنابعالی بهتر نیست شهدا را به عنوان چماق از روی سر چند بدحجاب برداریم و به عنوان خط کش برای محک زدن مسوولین و نمایندگان جمهوری اسلامی به کار ببریم؟ شهدا برای حفظ کشور و امنیت و وحدت از آبرو و زن و فرزند و جان خود گذشتند. جناب اقای دکتر مطهری با قبول همه‌ی حملات و توهین‌ها که به حق فرزند راستین پدر شهیدشان است، سعی می‌کند بعضی از ارزش‌ها را یادآوری کنند. درست است که عده‌ای در مجلس سخنان ایشان را نمی‌فهمند یا قرار است دیر بفهمند و یا به صرفه نیست بفهمند. اما ما از شما انتظار داریم سطح فرهنگی و دیدگاه‌های مجلس را بالا ببرید تا برازنده‌ی یک مجلس اسلامی باشد. برای نمایندگان توضیح بدهید انصافا نماینده‌ی چند درصد از مردم حوزه‌ی انتخابیه خود هستند؟ خیلی جو گیر نشوند. چون خیلی‌ها در این کشور زندگی می‌کنند و موافق برداشت از اسلام این جماعت [معترض به مطهری] نیستند. و در مقابل خدمات، مالیات می‌دهند که حقوق و مزایای آقایان و خانم‌ها از این منبع پرداخت می‌شود.
اصلا از اول هم قرار نبود همه مثل هم فکر کنند. در ضمن اگر اعتراض خود را با نامه ابراز می‌کنیم، از ترس نیست. بلکه به حکم عقل می‌خواهیم ما باعث از بین رفتن اتحاد نباشیم.

دریک نگاه :

درود بر شیر زنان ایران با عظمت!!



:: برچسب‌ها: همسران شهید همت و شهيد باکری, دکتر علی مطهری, بهشتی و مطهری و شریعتی
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : چهارشنبه 24 دی1393
پاسخ همسر الهام چرخنده به ادعاهای وی

در روزهاي گذشته تیتر رسانه‌های مختلف، از قول الهام زهرايي «چرخنده» (بازيگر سريال هاي تلويزيون) این بود که: شاید همسرم را خریده باشند. حالا همسر سابق "الهام چرخنده" به برخی ادعاهای اخیر" پاسخ داده و تاکید کرده که تا کنون تمایلی برای صحبت در مورد همسر سابقش نداشته و این نکات را «جهت تنویر افکار عمومی و دفاع از حقوق تنها فرزندش بر خود لازم دانسته است».
پاسخ همسر الهام زهرايي به ادعاهای وی
فرشید نوابی در توضیحی که برای پارسینه فرستاده، نوشته است: «در ارتباط با عکس‌های منتشره از ایشان و اتهام خریدن بنده توسط رسانه‌های بیگانه امیدوارم منظورشان همسر اول‌شان بوده باشد و اگر هم منظور بنده بوده صراحتا بفرمایند تا توضیحات لازم به محضر مردم شریف ایران داده شود. و البته حق پیگیری و شکایت را برای خود محفوظ می‌دانم.»

او در خصوص ادعای نگهداری تنها پسرشان توسط چرخنده نیز اضافه کرده: «حضانت تنها پسر من "ارسطو" مطابق رای دادگاه و خواسته ایشان به بنده داده شده و اکنون پسرم با من زندگی می‌کند و گه‌گاه به مدت ۲۴ ساعت فرزندم را ملاقات می‌کنند و به هیچ عنوان نه حالا و نه هیچ وقت پسرم با ایشان زندگی نکرده و نخواهد کرد.»

وی درباره‌ی این سخنان چرخنده که «زمانی که به خارج از کشور سفر کرد برج میلادی وجود نداشت و وقتی برگشت در کنار تغییرات جدید شهر مثل ساخت برج میلاد شاهد دختران و زنانی بوده که مبدل به یک چهره عروسکی شده بودند» نیز گفته: «از سازندگان برج میلاد به خاطر سرعت عمل‌شان در ساخت این پروژه عظیم تشکر می‌کنم که در طول یک سال و نیم که ما در کشور مالزی از سال ۸۸ تا ۹۰ زندگی می‌کردیم این برج مرتفع را ساخته‌اند.»

گفتنی است الهام چرخنده كه فاميل خود را اخيرا به زهرايي تغيير داده در جلسه‌‌ای که روز یکشنبه (۲۱ دی-۱۱ ژانویه) در "کمیسیون فرهنگی" مجلس شورای اسلامی و به منظور "تقدیر" از او برگزار شد، با بیان این ادعا که تا کنون ۳۹۰۰ نفر را چادری کرده، همسر سابقش را به انتشار عکس‌های شخصی‌اش متهم کرد و خطاب به حاضران در جلسه گفت: «هم‌اکنون با دو پسرم زندگی می‌کنم و عکس‌های شخصی که در شبکه‌های اجتماعی و از رسانه‌های خارجی منتشر می‌شود عکس‌های زمان متأهلی بنده بوده که ممکن است آنها با خریدن همسر من به این عکس‌ها دست پیدا کرده باشند لذا من به حمایت شما احتیاج دارم.»



:: برچسب‌ها: الهام زهرايي «چرخنده», فرشید نوابی, الهام چرخنده
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : چهارشنبه 24 دی1393
یک روز سید حسن، یک روز مطهری، فردا؟

هستی حکیمی، انصاف نیوز: نطق پیش از دستور چند روز پیش علی‌مطهری که ناتمام ماند و جلسه ی مجلس را به تعطیلی کشاند را می‌توان از ابعاد گوناگون مورد بحث و بررسی قرار داد. نطقی که نشان داد آستانه ی تحمل کسانی که خود را اصولگرا می‌نامند به قدری پایین است که تاب تحمل شنیدن هیچ جمله‌ای که در نقدشان باشد را ندارند. آنها می‌توانند نطق را قطع کنند، فرد را مضروب کنند و بعدها هم در سرمقاله‌هایشان او را مورد تمسخر و تحقیر قرار دهند و بگویند سن تو به درک پدرت قد نمی‌دهد.

آنها حتی پا را فراتر گذاشته و بحث بررسی مجدد اعتبارنامه ی وی را هم در محافلی مطرح می‌کنند. نطق دیروز علی مطهری نشان داد او علی‌الحق فرزند شهید مطهری است. از قضا کسانی که می‌گویند سن او به درک سیره ی پدرش قد نمی‌دهد باید بدانند منش استاد بزرگ مرتضی مطهری همین است که پسرش در پیش گرفته و آن همانا ماندن بر اعتقادی است که فکر می‌کند صحیح است.

اصولگرایان در برخورد با پدیده ی "نطق ناتمام" افکار عمومی را به چند نکته توجه دادند:

- اینکه آستانه ی تحملشان بسیار پایین است. یک روز علی مطهری، یک روز سیدحسن خمینی و ... و این یعنی هر کسی با ما نیست علاوه بر اینکه علیه ماست باید به‌گونه‌ای تخریب شود که از زندگی نیز ساقط شود. ما به قدری تبحر در اتهام زنی داریم که فرد مذکور را از زندگی ساقط کنیم و آب هم از آب تکان نخورد و چنان استادانه طی این سال‌ها اینگونه اقدام کرده‌اند و هیچ مرجعی هم با آنها برخورد نکرده است که هیچ ترسی ندارند و بی واهمه حرفشان را می‌زنند.

- اینکه اصولگرایان بیش از داشتن جاذبه، دارای دافعه هستند و این رویکردشان باعث ریزش استراتژیک در اردوگاهشان می‌شود. یک روز با تمام قوا از احمدی نژاد حمایت می‌کنند و بعدها از او اعلام برائت کرده و می‌گویند او از ما نبوده و یک روز علی مطهری که قطعا با معیارهای دقیق، اصلاح‌طلب نیست را چنان مورد هجمه و نکوهش قرار می‌دهند و منافق و فتنه گر و ... می‌خوانند که باور اینکه او متعلق به ارودگاه خودشان بوده سخت می‌شود.

در واقع از رسالت‌های یک نماینده ی مجلس دفاع قاطع از حقوقی است که فکر می‌کند تضییع شده است. از همه ی نمایندگان انتظار می‌رود جایی که حس می‌کنند باید محکم بر اصول بایستند ایستادگی کنند نه اینکه اقدام به زور و برخورد کرده و روش گفت و گو را نادیده بگیرند.

- تبدیل تهدید به فرصت و مخالف به موافق، هنری است که اصولگرایان آن را فراموش کرده‌اند و گویا برایشان اهمیت چندانی ندارد که به صورت مستدل به نفی مخالف بپردازند یا حتی اجازه ی انتشار عقاید متفاوت با عقایدشان را بدهند. هر دهانی که از آن صدایی مخالف نظر آنها خارج شود باید بسته شود و این یعنی کمک به تحقق جامعه ی تک صدایی و این همان چیزی است که دوست دارند.

علی مطهری فارغ از محتوای نطقش و جدای از اینکه همواره شجاعانه بر روی آنچه صحیح می‌دانسته ایستاده است، در اذهان عمومی به عنوان یک نماینده ی واقعی شناخته خواهد شد. مردم به شما که عنوان نماینده ی ملت را یدک می‌کشید رای نداده‌اند که برخورد قهری و فیزیکی در مجلس داشته باشید و آنجا که حقوق اولیه ی مردم را در مخاطره می‌بینید سکوت کنید یا در مجلس چرت بزنید یا در جلسه حاضر نشوید. مردم از شما توقع دارند نماینده ی واقعی ملت باشید. همانطور که اعضای یک کمیسیون روزی برای تخصصی خوانده نشدن کمیسیونشان استعفای دسته جمعی می‌دهند و یا اینجا عده‌ای با نماینده ی ناطق برخورد می‌کنند و ... امیدواریم روزی هم برای حقوق مردم، اینگونه اقداماتی صورت گیرد.



:: برچسب‌ها: سید حسن خمینی, دکترعلی مطهری, اصوگرایان بی اصول
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : چهارشنبه 24 دی1393
هاشمي؛ مناسب‌ترین گزينه ریاست‌خبرگان

آیت‌الله موسوی بجنوردی با تأکید بر اینکه "آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یک مجتهد انقلابی است که از ابتدا یار و همراه امام(ره) و انقلاب بوده است"، تأکید کرد: مناسب‌ترین فرد برای ریاست خبرگان رهبری، آیت‌الله هاشمی است.
آیت‌الله سید محمد موسوی‌ بجنوردی، عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با اشاره به در پیش بودن انتخاب رئیس مجلس خبرگان رهبری، اظهار کرد: به نظر من اگر بخواهیم در ترکیب کنونی مجلس خبرگان، اصلح را عنوان کنیم قطعا مناسب‌ترین فرد حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی است. وی در این زمینه توضیح داد: آیت الله هاشمی از سران انقلاب بوده و فردی است که از اول شکل‌گیری انقلاب همراه امام بود. موسوی‌ بجنوردی تأکید کرد: هاشمی رفسنجانی آدم ملایی است. ایشان به نظر من یک مجتهد مسلم وظیفه‌شناس است که در هر مقطعی به خوبی می‌داند باید چه کند و قطعا آقای هاشمی مناسب‌ترین فرد است.

این عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه با بیان اینکه "مجلس خبرگان رهبری، مجلس مقدس و شریفی است"، گفت: فردی باید در مرتبه عالی این مجلس و بر کرسی ریاست آن بنشیند که هم مجتهد مسلم عادل باشد و هم تمام وجودش انقلابی بوده و 100 درصد در خط امام باشد. وی افزود: الان در میان اعضای شریف و بزرگوار خبرگان که به نظرم هر کدام، محترم و صالح هستند، آقای هاشمی را سراغ دارم که می‌تواند واجد این صفات باشد. نمی‌گویم دیگرانی نیستند، هستند ولی آقای هاشمی اصلح است. انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری، در اجلاس اسفندماه این مجلس برگزار می‌شود.آنا



:: برچسب‌ها: آیت الله هاشمی رفسنجانی, آیت‌الله سید محمد موسوی‌ بجنوردی, ریاست‌خبرگان
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : چهارشنبه 24 دی1393
صدا و سیما روابط عمومی افراطیون شده است

صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل سیاسی، درباره عملکرد صدا و سیما نسبت به دولت یازدهم گفت: صدا و سیما که قرار نیست که صدای مردم و صدای ملت باشد. صدا و سیما، صدای چهار میلیونی است که به سعید جلیلی رای داده اند.

به گزارش آفتاب، بعد از انتقادات تند آیت الله هاشمی رفسنجانی از عملکرد صدا و سیما و اینکه «صدا و سیما علايم تفرقه را  پخش می کند و چيزهايي را به خورد مردم می دهد كه نبوده و اين تفرقه‌ها خدمت به كشور و انقلاب نيست.» رئیس جمهور نیز در سخنانی صریح، در بیست و نهمین دوره تجلیل از تولیدکنندگان برتر بخش کشاورزی، گفت «رسانه‌ها در زمینه انعکاس خدمات دولت به ما کمک نمی‌کنند و صداوسیما در انتقاد صددرصد از این فرصت علیه دولت استفاده کرده که البته ما انتقاد را خوب می‌دانیم اما در بیان خدمات دولت گاهی مشکل پیش می‌آید و شاید این مشکل در دوربین‌ها و فرستنده‌های صداوسیما وجود دارد.» این نقد ها به همین جا ختم نشد و محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت یازدهم نیز از محمد سرافراز خواست كه در برنامه‌ها و عملكردش تجديدنظر كند. این در حالی است که مديركل روابط عمومي سازمان صداوسيما در پاسخ به انتقاد سخنگوي دولت از رسانه‌ ملي، اظهار داشت: «اگر حضور مستمر مسئولان دولتی در برنامه‌های صداوسیما در 7 ماه پس از خرداد تا پایان آذر 1393 را به این آمار اضافه کنیم، می‌توان آمار حدود 6000 ساعت حضور را برای مسئولان دولتی بیان کرد.»

در همین راستا دکتر صادق زیباکلام استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی، با بیان اینکه عملکرد صدا و سیما صدا و سیما تعجب آور و شگفت انگیز نیست به خبرنگار «آفتاب» گفت: من تعجب می کنم که چرا آیت الله هاشمی و دکتر روحانی از رفتار صدا و سیما گلایه می کنند. هر توقع و انتظاری مبنی بر اینکه صدا و سیما همانند یک رسانه ملی و مثل رسانه ای در حد و اندازه رسانه های معتبر بین المللی عمل کند، بی مورد است چرا که از آغاز هم بنا نبود که صدا و سیما در شان یک رسانه منصف و بی طرف، و رسانه ای که مسئولیت خود را اطلاع رسانی بداند، انجام وظیفه کند.

وی در ادامه افزود: صدا و سیما یک ارگان تبلیغاتی است و زیباترین تعریفی که می توان از صدا و سیما کرد این است که: صدا و سیما روابط عمومی برخی اصولگرایان افراطی است.

این استاد دانشگاه با اشاره به سخنان مدیر مرکز روابط عمومی صدا و سیما مبنی بر اینکه این مقدار پوشش فعالیت‌های دولت در صدا و سیما بیش از عرف رسانه است، اظهار داشت: بالاترین پاسخی که به مدیر روابط عمومی صدا و سیما می توان داد این است که حتی دانشجوی سال اول دانشکده خبر هم می تواند محاسبه کند که در نخستین سال ریاست جمهوری احمدی نژاد از تیر و مرداد 84 تا تیر و مرداد 85 صدا و سیما چطور فعالیت های دولت احمدی نژاد را پوشش می داد و از مرداد 92 تا مرداد 93 چطور عملکرد دولت دکتر روحانی را نمایش داده است.فکر نمی کنم این مساله نیازی به بحث و جدل داشته باشد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تاکید کرد: آقای روحانی باید دو کار بسیار اساسی را بعد از فراغت از مساله هسته ای، در دستور کار خود قرار دهد. یکی انتخابات اسفندماه سال آینده است و تلاشش بر این باشد که اجازه ندهد شورای نگهبان نامزدهای غیراصولگرا را قلع و قمع کند و کار دیگری که باید انجام دهد این است که مساله به وجود آمدن صدا و سیمای غیراصولگرا و بی طرف را در ایران به طور جدی دنبال کند چون صدا و سیما به مرحله ای رسیده که عملا هیچ جوری اصلاح نمی شود چراکه تبدیل به رسانه ی اصولگرایان افراطی و جبهه پایداری ها شده است.

وی در پایان سخنانش خاطرنشان کرد: نمی شود با تغییر یک یا دو نفر یا پند و موعظه صدا و سیما را به تریبون ملت و مردم تبدیل کرد. دولت نه درخصوص جلوگیری از ردصلاحیت های کاندیدای اصلاح طلب اختیاری دارد و نه در اینکه تلاش کند تا صدا و سیمای مستقل به وجود بیاید ولی باید این مسائل را خیلی جدی و با صراحت خود دکتر روحانی نه در لفافه، در سخنرانی هایش مطرح کند.



:: برچسب‌ها: صدا و سیما افراطیون, آیت الله هاشمی رفسنجانی, عملکرد صدا و سیما, دکتر روحانی
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : چهارشنبه 17 دی1393
الهه «راستگو» چفیه بر سر گذاشت/عكس

سايت انصاف نیوز نوشت: الهه راستگو، در جلسه ی روز 9 دی !!(سه‌شنبه) شورای شهر تهران، چفیه به سر کرده بود. وی با لیست اصلاح‌طلبان به شورای شهر راه یافت و با تغییر موضع، در تیم قالیباف جای گرفت!

دریک نگاه :

اول بار که این عکس رو دیدم فکر کردم « الهام خانمه » که دوباره سوژه رسونه ها شده!!



:: برچسب‌ها: الهه «راستگو», الهام چرخنده, الهه, الهام
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : چهارشنبه 17 دی1393