آموزشی،فرهنگی ،خبری ،سیاسی و اجتماعی- داود غفاری - به روز شده در تیر ماه سال 93

ربّنا" با صدای استاد شجریان (كم حجم)

http://upload.ghashang.com/images/p60kbvqbfzcusptl33g.jpg

دعای قبل از افطار ربنا با صدای استاد شجریان که با حجم پايين (250 كيلو بايت) در اختیار روزه داران عزیز قرار گرفته است. التماس دعا...(براي دانلود، روي تصویر بالا یا گزينه فايل ضميمه زیر كليك و سپس گزينه ...save link as را انتخاب كنيد.

mp3



:: برچسب‌ها: ربّنا, با صدای استاد شجریان
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : جمعه 13 تیر1393
ماه رمضان ماه رحمت و مغفرت و ماه اللهم فک کل اسیر مبارک
http://upload.ghashang.com/images/2ktefsh1lis6uipgfdxh.jpg

 

أَللَّهُمَّ أدخِل عَلَی أَهلِ القُبُورِ السُرورَ     بارالها ! بر ساکنانِ قبرها شادمانی و سرورعطا کن .

أَللَّهُمَّ أغنِ کُلَّ فَقِيرٍ         بارالها !  محتاجان ، بی نياز کن .

أَللَّهُمَّ أشبِع کُلَّ جائِعٍ                 بارالها !  گرسنگان سير گردان .

أَللَّهُمَّ اکسُ کُلَّ عُريَانٍ                بارالها !  برهنگان را بپوشان  .

أَللَّهُمَّ اِ قضِ دَينِ کُلِّ مَدِينٍ         بارالها !  بدهی ِ بدهکاران اَدا کن .

أَللَّهُمَّ فَرِّج عَن کُلِّ مَکروبٍ          بارالها ! گرفتاران را آسوده و راحت نما

أَللَّهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَرِيبٍ                    بارالها ! غريبان را  بازگردان

أَللَّهُمَّ فُکَّ کُلَّ أَسِيرٍ                   بارالها ! اسيران را آزاد گردان

أَللَّهُمَّ أصلِح کُلَّ فَاسِدٍ مِن امورِ المسلمينَ   بارالها !  مفاسدِ امورِ مسلمانان اصلاح کن .

أَللَّهُمَّ اشفِ کُلَّ مَرِيضٍ             بارالها !  بيماران شِفا ده .

أَللَّهُمَّ سُدَّ فَقرَنَا بِغِنَاکَ             بارالها !  نيازمندی ما را به بی نيازيت  جبران کن .

أَللَّهُمَّ غَيِّر سُوءَ حَالِنَا بِحُسنِ حَالِکَ      بارالها !  حالِ بدِ ما را به حالِ نيکويت تغيير ده .

أَللَّهُمَّ اِقضِ عَنَّاالدَّينِ وَ أَغنِنَا مَنَ الفَقر بارالها! وامِ ما رااَدا کن فقر ما را به بی نيازی تبديل کن .

         إنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ  قَدِيرٍ .    که تو  برهر چيزی توانايي .



:: برچسب‌ها: ماه رمضان, ماه رحمت, مغفرت, ماه اللهم فک کل اسیر
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : دوشنبه 9 تیر1393
خوش آمدید! قدم رنجه فرمودید!
                                          
اللهم فک کل اسیر
 
از اینکه چند لحظه ای از وقت گرانبهایتان را در وبسایت آموزش و پرورش ایران و جهان گذراندید صمیمانه سپاسگزارم مجددا  منتظـر حضــور سبـزتان هستـم!          



:: برچسب‌ها: خیرمقدم, آموزش و پرورش ایران و جهان
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : شنبه 13 اردیبهشت1393
حمله ناجوانمردانه و هماهنگ محافظه کاران تندرو به یک "انتصاب"

حاشیه سازی جدید محافظه کاران، ین بار سرپرست جدید دانشگاه تهران و وزیر علوم را هدف گرفته است.
یک روز پس از آن که رضا فرجی دانا، وزیر علوم از انتصاب انتصاب محمود نیلی احمدآبادی به عنوان سرپرست دانشگاه تهران خبر داد، حمله هدفمند و هماهنگ رسانه های محافظه کار به این اقدام آغاز شد.
به گزارش تدبیر، سایت های محافظه کار جهان نیوز، رجا نیوز و خبرگزاری دانشجو با انتشار مطالبی مشابه این انتصاب را سیاسی کاری وزیر علوم، اقدامی برای تحت فشار قرار دادن شورای انقلاب فرهنگی و زمینه ساط بری تشنج در دانشگاه ها خواندند.
سایت جهان نیوز، نزدیک به علیرضا زاکانی، دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی به نقل از صفحه گوگل پلاس این نماینده مجلس روایتی از اعتراض غلامعلی حداد عادل، رییس فراکسیون اصولگرایان و کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح کرد.
زاکانی به نقل از برخی اعضای این شورا این اعتراض را حاوی "پیام هایی بسیار جدی" برای رییس جمهوری معرفی کرد.
به گفته زاکانی، اعضای شورا با 28 رای دو رییس دانشگاه که از سوی وزیر بهداشت معرفی شده بودند را تایید کردند اما 3 رییس پیشنهادی وزیر علوم با اعتراض به "رویه ناردست وزیر علوم و معاونانش" مواجه شده است. این نماینده محافظه کار مجلس در ادامه روایت می کند که حداد عادل بع نحوه رای دادن به روسای پیشنهادی وزیر علوم اعتراض کرده و دلیل رای ندان به گزینه های فرجی دانا را "برای پرهیز از ایجاد مقدمات تنش و التهاب آفرینی در دانشگاه ها و به طبع آن در جامعه" اعلام کرده است.
زاکانی هم چنین با تعمیم اعتراض حدادعادل مدعی شده بسیاری از نمایندگان مجلس نیز با این روند مخالف هستند. زاکانی با تکرار کلمات کلیدی "آرامش" و "صلاح کشور" مطلب خود را به پایان رسانده است.
به گزارش تدبیر، همزمان سایت محافظه کار "رجا نیوز" نزدیک به جبهه پایداری هم با انتشار مطلبی با تکرار کلمات کلیدی "چالش" و " آسیب زا" به انتصاب نیلی احمد آبادی به سرپرستی دانشگاه تهران اعتراض کرده و در مجموع روند انتصاب روسای دانشگاه ها را "عجیب" خوانده است.
این سایت محافظه کار انتصاب نیلی احمدآبادی به سرپرستی دانشگاه تهران را"سیاسی کاری جدید برای تحت فشار قرار دادن شورای عالی انقلاب فرهنگی و قرار دادن این نهاد عالی در عمل انجام شده" تفسیر کرده است. رجا نیوز سابقه نیلی و "غلبه رویکردهای سیاسی وی بر چهره علمی" دلیلی بر "آسیب زا" بود این انتصاب برای جامعه دانشگاهی اعلام کرده است.

این سایت هم با تکرار روایت زاکانی از جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مدعی شده مطرح شدن نام نیلی به عنوان گزینه ریاست دانشگاه تهران توسط وزیر علوم با مخالفت و انتقاد تعدادی از اعضای این شورا مواجه شده است.
در همین راستا خبرگزاری محافظه کار دانشجو نیز انتصاب نیلی احمد آبادی را قوت بخشیدن به فرضیه تمایل دولت به استفاده از افرادی با تفکرات خاص سیاسی ارزیابی کرده است.
این سایت نیز با تکرار کلمات کلیدی سایت های همفکر این انتصاب را مصداقی در جهت خارج کردن محیط دانشگاه از فضای علمی و سوق دادن آن به سوی "حاشیه‌های سیاسی و جناحی" باشد که دلیل آن را مانند سایت رجا نیوز "غلبه رویکردهای سیاسی نیلی بر چهره علمی وی " اعلام کرده است.
این انتقادها در حالی شدت گرفته است که روز گذشته از انتصاب نیلی دفاع کرده و آن را قانونی خوانده و اعلام کرده بود پس از دوره سرپرستی به سمت رییس دانشگاه تهران منصوب خواهد شد.

اما فشار محافظه کاران به وزارت علوم پروژه ای است که از زمان رای اعتماد به کابینه آغاز شد و تا امروز با جدیت ادامه دارد.
به گزارش تدبیر، همزمانی این فشارها با مطرح شدن موضوع صدها بورسیه غیرقانونی در دولت محمود احمدی نژاد این موضوع را مطرح می کند که آیا ارتباطی میان افزایش فشارها به وزارت علوم و افشای تخلف های محافظه کاران در دانشگاه ها وجود دارد

. آن هم در شرایطی که گفته می شود صدها نفر از افرادی که مشمول بورسیه شده اند با استفاده از رانت ها و سفارش های خاص توانسته اند با وجود نداشتن شرایط لازم، مشمول دریافت بورسیه شوند.

هر چند رویکرد اصلاح طلبانه وزیر علوم و معاونانش از ابتدا خط قرمز محافظه کاران بود و مخالفت همه جانبه فراکسیون اصولگرایان و پایداری های مجلس خیلی زود دردسر آفرین بود اصلاحات در رویکرد سابق دانشگاه ها برای دولت یازدهم را مشخص کرد.

"دردسرهایی" که جزو "کلمات کلیدی"محافظه کاران است اما به نظر می رسد با منتصب کردن آن ها به وزارت علوم احتمالا خبر از روزهایی می دهند که همفکرانشان در دانشگاه ها کلید خواهند زد.



:: برچسب‌ها: حمله ناجوانمردانه, محافظه کاران تندرو, فرجی دانا
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : یکشنبه 29 تیر1393
صورت حساب "دلواپسان" از کجا پرداخت می شود؟

"صورت حساب" دلواپسان مشخص نیست. می گوید آن قدر هستند که اگر نفری 50 هزار تومان روی هم بگذارند، می توانند همایش برگزار کنند؛ اما معلوم نیست بالاخره این دلواپسی چقدر می ارزد.

به جز هزینه های معمول برای برگزاری یک همایش، تنها 14 میلیون تومان، هزینه اجاره تالار حوزه هنری برای آخرین مراسم ابراز دلواپسی است اما دلواپسان مدعی می شوند هزینه  برگزاری این همایش رقمی بسیار کم تر از این بوده؛ البته معتقدند اگر بیش از این هم باشد معقول و منطقی است.

از زمانی که مذاکرات هسته ای ایران با تیم جدید دولت یازدهم آغاز شد مخالفان دیپلماسی دولت هم با کلید واژه "دلواپسی" به میدان آمدند. خودشان معتقدند "دلواپسی" صدای انتقاد است اما جمعی که در این دلواپسی مشترک اند رنگ جناحی و سیاسی به آن داده است. 

 دلواپسان چند بار در تهران همایش برگزار کرده اندو حالا می خواهند دلواپسی شان را به شهرستان ها هم ببرند. اما هزینه این انتقادات پرهزینه از کجا تامین می شود؟

 دلواپسان،خودشان هزینه این دلواپسی را تامین می کنند.این پاسخ  وحید اشتری سخنگوی کمیته صیانت از منافع ایران به تدبیر است.تشکل های دانشجویی،دانشجویان نگران سابق و فعلی برای نگرانی ملی شان هزینه می کنند و همایش پشت همایش برگزار می کنند. از "دلواپسیم" تا "خط قرمز".

اشتری به "تدبیر" نمی گوید هزینه های این همایش چقدر است اما می گوید پیگیری هزینه های همایش هایشان برای خفه کردن صدای آن ها است. او هم چنین از افرادی می گوید که دغدغه دارند و برای این دغدغه هزینه پرداخت می کنند.

پس از برگزاری همایش "خط قرمز"، تدبیر برای پیگیری هزینه های این همایش از مسئول سالن اندیشه حوزه هنری پرسید که برای اجاره سالن چقد پرداخت شده و چه کسی از دلواپسان قرار داد اجاره سالن را امضا کرده است.او به "تدبیر" گفت هزینه اجاره این سالن 14 میلیون تومان است و طرف حساب همایش هم بسیج دانشگاه خواجه نصیر.

اما اشتری در پاسخ به پیگیری خبرنگار تدبیر برای مشخص شدن میزان صورت حساب همایش های مختلفی که برگزار می کنند می گوید: برای همایش هم تخفیف های ویژه ای می گیریم  هم منابع خوبی تحت عنوان تشکل دانشجویی وجود دارد.

 برگزار کننده همایش "خط قرمز"  ، "کمیته صیانت از منافع ایران" بوده است.هزینه های این همایش ها,  و دلواپسی ها را چگونه تامین می کنید؟

ما یک مجموعه دانشجویی متشکل از تشکل های مختلف دانشجویی هستیم .فعالیت تشکل های دانشجویی هم مثل بقیه گروه ها و احزاب و تشکل ها  است. بخشی از این هزینه ها از جیب شخصی افرادی که در این حوزه دغدغه دارند تامین می شود و بخشی دیگر هم توسط تشکل های دانشجویی تامین می شود.

 چیزی که ما در مورد هزینه های برگزاری همایش می دانیم این است که دستکم 14 میلیون تومان برای این همایش هزینه شده است. مسوول سالن برگزاری همایش به "تدبیر" گفته بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر طرف قرار داد بوده است.این هزینه را چگونه تامین کرده اید؟

این یک بازی رسانه ای است.به جای این که به شبهات و سوالات پاسخ داده شود آدرس غلطی در این فضا داده شده است.ما 20 میلیون هزینه نکرده ایم اصلا توانایی صرف چنین هزینه هایی را نداریم . اما گویا رسانه ها پروژه ای را کلید زده اند به این دلیل که به حوزه هنری مراجعه کردند و مدیر این سالن هم گفته است با 14 میلیون تومان این سالن اجاره داده می شود.این تالاری که با این مبلغ اجاره داده می شود برای افراد مختلف و جریان های مختلف متفاوت است.هزینه عمومی اجاره سالن برای جریان های مختلف متفاوت است

تدبیر: یعنی شما می گویید اجاره سالن بسته به این که از چه جناح سیاسی هستند و با چه محتوایی برنامه برگزار می کنند متفاوت است؛خود مسوول سالن در گفت و گو با ما گفته که این سالن را با مبلغ 14 ملییون تومان اجاره داده است؟

نه ، به جناح سیاسی بستگی ندارد.این که مجموعه ای از بیرون حوزه هنری بخواهد سالن اجاره کند باید یک مبلغ را پرداخت کند یک تشکل دانشجویی هم که برای اجاره این سالن اقدام می کند هزینه متفاوتی را پرداخت می کند.اساسا موضوعیت ماجرای هزینه ها و این که فاکتور بدهند که چقدر هزینه شده است چرا آنقدر مهم شده است.

 به هر حال تامین هزینه های همایش هایی که برگزار می کنید مهم است.شما گروهی هستید که تحت عنوان "دلواپسیم" فعالیت های انتقادی خود را نسبت به دیپلماسی دولت را شروع کردید.مسلما این که این هزینه ها از کجا تامین می شود مهم است. شفاف سازی در مورد منابع مالی ی تواند به باور پذیری دلواپسیتان  قوت ببخشد؟به هر حال مردم می خواهند بدانند که شما به افراد یا جناح خاصی وصل هستید یا به دلیل محتوای برنامه هاتان از امتیازاتی برخوردارید یا خیر؟

بله قطعا مهم است.دغدغه شما در باره شفاف سازی دغدغه درستی است.اما من سوالی که دارم این است که ما در فضا و شرایطی در کشور هستیم که یک نفر که می خواهد نماینده کشور شود میانگین 300 تا 400 میلیون تومان حداقل در شهر تهران هزینه می کند و برای نماینده شدن تبلیغات می کند.به نظر شما چرا هیچ دغدغه ای برای شفافیت اطلاعات و شفافیت هزینه برای انتخاب نمایندگان مجلس وجود ندارد ولی شما می بینید افرادی نسبت به یک جریان دانشجویی منتقدی که به وجود آمده که در حوزه سیاست خارجی اظهر نظر می کند این حساسیت وجود دارد.

 شاید به این خاطر است که منابعی که در اختیار مثلا گروه هایی مانند بسیج دانشجویی قرار می گیرد شاید برای برگزاری این همایش ها کافی نباشد؟

نه آن قدر ها هم این منابع مالی محدود نیست.3،4 و 5 میلیون تومان که هزینه زیادی برای یک تشکل دانشجویی مانند بسیج دانشجویی  نیست.موضوع این است علت به وجود آمدن دغدغه شفافیت در افردی که ادعای انتقاد،باز کردن فضا و شنیدن صدای مخالف را دارند چیست.به محض این که صدای مخالف به وجود می آید به هر نحوی می خواهیم این صدا را خفه کنیم از پررنگ کردن بحث هزینه های همایش و ... هزینه برگزاری همایش نهایت نرخی که برای آن اعلام می شود 3،4 ،5 یا 10 میلیون است.

البته منابع مالی بسیج دانشجویی باید در چارچوب های مشخصی در درون دانشگاه هزینه شود.اما بگویید در نهایت این همایشی که برگزار کرده اید چقدر برای شما هزینه داشته است؟

من مسئول مالی همایش نیستم و هیچ اطلاعی ندارم.من هزینه 14 میلیونی برای همایش را در اخبار خوانده ام.من سخنگوی کمیته صیانت از منافع ایران هستم و از مسائل مالی و فاکتور هزینه ها اطلاعی ندارم.اما گر رسانه ها الان دغدغه هزینه های این همایش ها را دارند می توانند از ما درخواست کنند تا ما برایشان فاکتور بفرستیم.

 موضوع دیگری که مطرح شده طرف قرار داد حوزه هنری برای اجاره تالار اندیشه است.شما متشکل از چندین تشکل و همین طور افراد عادی هستید اما طرف قرار داد برای اجاره مکان برگزاری همایش تشکل بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر بوده است.هزینه این همایش را این تشکل به صورت جداگانه پرداخت کرده است؟

کمیته ما به عنوان کمیته دانشجویی اعلام موجودیت کرده است اما یک تشکل دانشجویی با برند رسمی و سر برگ و مجوز رسمی از مجموعه های دانشجویی نیست.کمیته ای است به این معنا که دانشجویانی با دغدغه های مشترک دور هم جمع شدند و این همایش ها را برگزار می کنند.ما برای برنامه های مختلف که درخواست مجوز و اجاره مکان داریم از طرف این تشکل های دانشجویی اقدام می کنیم.هربار هم یک تشکل دانشجویی برای این کار برنامه ریزی می کند.برای همایش "دلواپسیم" یک تشکل دانشجویی درخواست رسمی می کند و یک برنامه دیگر مثل "خط قرمز" یک تشکل دانشجویی دیگر که دارای مجوز و سربرگ رسمی است.

اگر کمیته شما متشکل از تشکل های دانشجویی است که از طریق مجوز و سریرگ آن ها برای برگزاری همایش اقدام می کنید چرا در سالن های دانشگاهی که در اختیار بیسج دانشجویی دانشگاه ها است برای برگزاری همایش استفاده نمی کنید و سالن  اجاره می کنید؟

   ما از سالن های دانشگاه ها هم قطعا استفاده خواهیم کرد اما بخش عمده فعالیت های ما اصلا فعالیت دانشجویی به آن معنا محسوب نمی شود و بحث آگاهی بخشی به مردم مطرح است که ورود مردم عادی به دانشگاه ها امکان پذیر نیست.ما سالن ها و مساجد سطح شهر برای برگزاری همایش در اولویت کارمان قرار می دهیم.

 با این حساب هزینه همایش ها را هم تشکل ها پرداخت می کنند و هم افراد؟

بعضی هزینه ها را تشکل ها پرداخت می کنند و مقداری از هزینه ها را هم افراد مرتبط با کمیته از جیب شخصی خودشان هزینه می کنند.

 پس اعضای اصلی کمیته شما آنقدر تمکن مالی دارند که هزینه میلیونی برای برگزار همایش پرداخت کنند؟

نه هزینه زیادی برای برگزاری همایش پرداخت نمی شود.

 در مورد هزینه ها پرسیدم شما گفتید در جریان هزینه ها و پرداخت های مالی نیستید اما الان می گویید هزینه زیادی برای همایش پرداخت نشده است؟

من دقیق نمی دانم چقدر بوده است

 حدودا هم نمی دانید؟شما می گویید 14 میلیون تومان بازی رسانه ها بوده است ولی از طرفی طبق آیین نامه داخلی حوزه هنری اجاره سالن 14 میلیون تومان است.بالاخره شما این هزینه را پرداخت کرده اید یا این رقم ، مبلغ درستی نیست؟

هزینه اجاره سالن 14 میلیون بوده است اما این موضوع را باید به چند شکل بررسی کرد.اول این که اساسا چرا موضوع هزینه های نمایش دغدغه شده است.شما به عنوان خبرنگار که احتمالا مسئول سرویستان این خط را به شما می دهد که در مورد هزینه های همایش مصاحبه بگیرید دقیقا این خط و این دغدغه برای همایش "دل آرامیم" هم بوده است.این که پیگیری کنید که هزینه اجاره سالن آن ها چقدر بده است.چون گرایش سیاسی شما ایجاب می کند که در این مورد صحبت کنید.

 یعنی شما فکر می کنید اگر بحث هزینه ها در مورد همایش ها مطرح می شود صرفا دیدگاه جناحی است و اصلا مهم نیست که این هزینه ها از کجا تامین می شود یا چون نماینده های مجلس مشخص نیست که هزینه های انتخاباتی شان از کجا تامین می شود منابع مالی شما هم نیازی نیست که مطرح شود؟

نه،این که در کشور برای فعالیت های سیاسی هزینه های چند صد میلیونی می شود شما دست می گذارید روی هزینه های ما برای خفه کردن صدای ما است.

 شاید تمرکز بر روی هزینه های همایش شما به خاطر ماهیت کمیته شما است.شاید به خاطر این که شما همیشه مدعی بوده اید به هیچ جناح و گروه سیاسی وابسته نیستید و این موضوع این دغدغه را به وجود می آورد که گروهی که خود را به هیچ فرد یا گروهی منتسب نمی داند چگونه هزینه های خود را تامین می کند؟

ما معتقد نیستیم به جایی وصل نیستیم. ما به جریان انقلاب اسلامی و به جریان دلبستگان انقلاب اسلامی و تشکل های دانشجویی وابسته ایم.

برای یک جریان چند میلیونی ، هزینه چند میلیونی پرداخت می شود.کمیته ما حداقل 30 تا 40 نفر هسته اصلی و اعضای تصمیم گیر دارد و حداقل چندین تشکل دانشجویی عضو آن هستند تامین چند میلیون هزینه برگزاری همایش کار سختی نیست.اگر نفری 50 هزار تومان هم از جیب خودشان می گذاشتند این هزینه تامین می شود.این که ما دغدغه مند شویم برای چند میلیون هزینه مصاحبه کنیم صرفا برای خفه کردن منتقدین است.

 پس از صحبت های شما می توان به این نتیجه رسید که چندان همایش پرهزینه ای نبوده است و دلواپسیتان خیلی صورت حساب بلند بالایی ندارد.

نه ما همایش پر هزینه ای نداشتیم و نداریم.

 یعنی حتی کمتر از مبلغی بوده است که در رسانه ها درج شده است ؟

بله قطعا رسانه ها در هزینه های ما چیزی پیدا نکردند ناچارا به سرغ تنها چیزی رفتند که می شد فهمید و آن هم اجاره سالن همایش بود.همایش پرخرجی نبود گاهی تبلیغات زیادی برای برگزاری همایش می شود اما همایش ما هزینه زیادی نداشت.

 الان شما می گویید بیان این هزینه ها بازی رسانه ای بوده است اما حدود این هزینه ها را مشخص نمی کنید و مهم تر این که سالنی که شما اجاره کرده اید طبق آیین داخلی حوزه هنری 14 میلیون تومان است اما شما می گویید این مبلغ را هزینه نکرده اید.شما از سوی ارگان خاصی در اختیار شما قرار داده شده است که شما کمتر از اجاره معمول را پرداخت کرده اید؟

حوزه هنری انقلاب اسلامی برای تشکل های دانشجویی هزینه های متفاوتی را در نظر می گیرد.به این شکل نیست که هر کس برای اجاره سالن 14 میلیون بپردازد.

 پس شما تخفیف ویژه تشکل های دانشجویی داشتید.این تخفیف چند درصد است که هزینه های شما را تا این حد کاهش می دهد؟

من نمی دانم تخفیف ها چند درصد است اما هزینه ها برای تشکل های دانشجویی متفاوت است.اصلا اگر 14 میلیون تومان هم هزینه شده باشد باز هم همایش پرهزینه ای نیست.این که هزینه ها فقط برای شما مهم است کاملا نگاه سیاسی است.

 فکر نمی کنید اگر در مورد موضوعات مالی شفاف صحبت شود شائبه سیاسی بودن کار شما هم کمتر می شود؟

نه.اگر می خواهید شائبه سیاسی بودن این همایش کمتر شود باید مدعوین این همایش را در نظر بگیرید و به صحبت هایی که شده است بپردازید باید در نظر بگیرید که طیف گرایش های افراد شرکت کننده چگونه بوده است.مثلا از آقای حائری شیرازی در این نمایش حضور داشته اند تا چهره های دیگری مثل آقای نوبری

اگر در همه این حوزه دست روی هزینه ها بگذارید نشان می دهد که شما دغدغه سیاسی دارید و به انتقاد و حرف برگزار کنندگان توجهی نمی کنید.شما می خواهید به هر نحوی صدای ما را خفه کنید حالا یک روز به ما می گویید لنگه کفش به دستیم روز دیگر می گویید به جایی وصل هستند یک روز دیگر هم می گویید یک عده مجهول الهویه هستند بعد که هویت ها مشخص شد و دیدیم فعالین دانشجویی اسم و رسم دار هستند باز برچسب می زنید.

چندان انتظار ندارم این حرف ها را منعکس کنید و می دانم که انعکاس نمی دهید.اما شما به عنوان خبرنگار نسبت به فعالیت خودتان مسئول باشید .

 البته ما در هر مصاحبه ای که با اعضای شما داشته ایم دقیقا عین گفته های اعضا را منعکس کرده ایم.

به هر حال دبیر سرویس شما حتما گرایش خاصی دارند که به شما می گویند این مصاحبه ها را بگیرید و شما هم مجبور هستید.

در نهایت نقش بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر در این همایش چه بوده است؟

مثل همه تشکل های دانشجویی و اتحادیه های دانشجویی بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر با مجوز و سربرگ تشکل خود برای برگزاری همایش اقدام کرد.مثلا برای همایش آدرس غلط بسیج دانشجویی دانشگاه تهران پیگیر موضوع بود یا همایش دلواپسیم را بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر و امام صادق برگزار کردند.

 پس شما حدود این هزینه ها را هم نمی دانید؟

نه،چرا انقدر برای شما دغدغه شده است.شما فرض کنید همان  14،15،20 میلیون بوده است.3همایش با این مبالغ برگزار کردن چقدر دغدغه است.5،10،20 میلیون که تشکل های دانشجویی هزینه کرده اند چندان زیاد نیست.تشکل های دانشجویی بودجه های خیلی خوبی دارند.تشکل های دانشجویی وقتی برنامه ای برگزار می کنند که حتی در سالن دانشگاه هم هست و هزینه اجاره مکان ندارند چند میلیون هزینه می کند.هزینه تبلیغات،آوردن و بردن مهمانان و برنامه های مختلف هزینه های برگزاری این همایش ها است.چند میلیون هزینه کردن برای این همایش آن هم در این سطح مهمانان چیز عجیبی نیست و این بیشتر پروپاگاندای رسانه ای است.

 اسم دلواپسی  بعدی شما چیست؟

همایش زیاد داریم.از دو هفته آینده برنامه جدی برای همایش ها ، کنفرانس ها و نشست های خبری داریم.علاوه بر این در شهرستان ها هم فعالیت هایی داریم.ما به شکل جدی در حال سازماندهی فضای رسانه ای و نشریات و ارتباط جدی تر با مردم هستیم.تدبیر



:: برچسب‌ها: صورت حساب, دلواپسان, مصباح یزدی, جبهه پایداری
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : یکشنبه 29 تیر1393
السلام علیک یا علی ابن ابیطالب / یا علی مددی

سالروز شهادت مولد کعبه علی مرتضی علیه السلام بر پیروان واقعی (نه شعاری) آن حضرت تسلیت باد

http://s5.picofile.com/file/8130885000/%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%DB%8C1.jpg



:: برچسب‌ها: السلام علیک یا علی ابن ابیطالب, پیروان واقعی علی ع
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : شنبه 28 تیر1393
منع کسر حق بیمه از فوق العاده اضافه کار کارکنان مشمول صندوق تامین اجتماعی

به گزارش مهر، به استناد بخشنامه جانشین توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور، دستگاه های اجرایی از کسر حق بیمه از اضافه کاری کارکنان دولت منع شدند. این بخشنامه تمام دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری را ملزم کرده که از اواسط تیر ماه سال جاری سهم اضافه کاری کارکنان دولت را از کسور تامین اجتماعی آنان کسر نکنند.

عدم کسر حق بیمه از اضافه کاری کارکنان دولت سبب خواهد شد همه کارکنانی که مشمول صندوق تامین اجتماعی هستند از این پس نتوانند به هنگام بازنشستگی از پاداش پایان خدمت برخوردار شوند و میزان پاداش آنان تنها براساس آخرین حکم کارگزینی ملاک عمل دستگاه های دولتی خواهد بود.

در بخشنامه شماره ۲۰۰.۹۳.۵۲۷۱ جانشین معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور تاکید شده که شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی در جلسه ۲۵ فروردین ماه سال جاری این دستورالعمل را به استناد ماده ۱۱۶ قانون مدیریت خدمات کشوری صادر و به دستگاههای اجرایی ابلاغ کرده است.

هرچند در بخشنامه یادشده تصریح شده است که در ماده ۵۹ قانون برنامه توسعه پنجم در خصوص کسر حق بیمه از اضافه کاری کارمندان حکم صریحی وجود ندارد، اما دستگاه های اجرایی سالیان متمادی با کسر سهم تامین اجتماعی از اضافه کاری کارکنان دولت مبالغی را به تامین اجتماعی پرداخت کرده اند.

پیش از این به استناد دستورالعمل رئیس امور نظام های جبران خدمت معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور بخشنامه مشابهی در سال ۸۸ به دستگاه های اجرایی ابلاغ شد که با توجه به موضع گیری برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مسئولان سازمان ها و نهادهای دولتی، دستگاه های اجرایی در سال ۹۰ از اجرای آن منع شدند.



:: برچسب‌ها: کسر حق بیمه, فوق العاده اضافه کار کارکنان
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : یکشنبه 22 تیر1393
موسوی لاری: خاتمی حق دارد از تمام حقوق قانونی خود برخوردار باشد

یک عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در مورد تأثیر دیدارهای رئیس‌جمهور با فعالان سیاسی اصولگرا و اصلاح‌طلب، گفت:‌ قاعدتاً این دیدارها در فضای سیاسی کشور بی‌تأثیر نیست.

به گزارش ایسنا حجت‌الاسلام والمسلمین موسوی لاری در حاشیه مراسم ختم پدر محسن آرمین که در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد، در مورد نقش رئیس‌جمهور در ایجاد نزدیکی بیشتر بین جریانات سیاسی کشور اظهار کرد: ایشان در این زمینه نقش محوری و خوبی دارند و در حال حاضر نیز خوب عمل می‌کنند.

وی همچنین درباره تأثیر این دیدارها بر نهادهای مدنی، خاطرنشان کرد: در دوران هشت سال گذشته نهادهای مدنی مورد بی‌مهری قرار گرفتند و امیدواریم در دولت یازدهم این بی‌مهری به نگاهی مثبت تبدیل شود.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به حمایت مقام معظم رهبری از تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان گفت: ایشان همیشه از تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای حمایت می‌کردند و اکنون نیز این حمایت‌ها ادامه دارد.

موسوی لاری ادامه داد:‌ تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای متشکل از نیروهای کارآمد است که مورد حمایت رهبری نیز قرار دارد و امیدواریم که مذاکرات به نتیجه برسد.

وزیر کشور در دوران اصلاحات در مورد تذکر 9 نماینده مجلس به وزیر دادگستری در ارتباط با اجرای حکم ممنوع‌البیان، ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الخروج کردن سیدمحمد خاتمی نیز گفت: من نمی‌فهمم که معنای این حرف‌ها و اقدامات چیست.

وی تصریح کرد: آقای خاتمی به عنوان یک شهروند ایرانی حق دارد از تمام حقوق قانونی خود برخوردار باشد ولی متأسفانه عده‌ای به خاطر مشکلات خودشان دست به این اقدامات می‌زنند و در واقع به دنبال نوعی فرافکنی و ایجاد نوعی محدودیت هستند و این اقدامات مورد قبول نیست.



:: برچسب‌ها: موسوی لاری, خاتمی, مجمع روحانیون مبارز, پروژه ممنوع الخاتمی
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : یکشنبه 22 تیر1393
پاسخ تند"علی مطهری"به روایت"حمیدروحانی"ازدیداربا رهبر

حاشیه های روایت کنندگان " یک دیدار " هم چنان ادامه دارد.؛ حاشیه های دیدار فراکسیون شاهد با رهبری.

از 26 خرداد که تعدادی از فرزندان شهیدان به دیدار مقام معظم رهبری رفته اند چند روایت متفاوت از جزئیات آن دیدار مطرح شده است. نخست علی مطهری از مطرح کردن بحث حصر در حضور مقام معطم رهبری و واکنش ایشان خبر داد. پس از آن جواد کریمی قدوسی عضو جبهه پایداری روایتی دیگر از این جلسه مطرح کرد و مدعی شد در این جلسه "محمد خاتمی" رییس جمهوری پیشین ایران "یاغی" خطاب شده است.

همین روایت دستمایه تذکر 10 نماینده محافظه کار برای اجرای پروژه "ممنوع الخاتمی" بود.

روایت کریمی قدوسی از سوی چند تن از حاضران آن جلسه از جمله "حسین گروسی" تکذیب شد اما نشانه ای از عقب نشینی کریمی قدوسی و  یارانش دیده نشد. اما به نظر می رسد حاشیه ها و روایت های متناقض از آن دیدار پایان ندارد.

امروز علی مطهری نامه ای به رسانه ها ارسال کرده و در آن به روایت حمید روحانی، رییس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی را تکذیب کرده و به آن پاسخ داده است.

حمید روحانی که بیش تر از همیشه با حملات همه جانبه اش به هاشمی و روحانی شناخته می شود، این بار انتقادهای دیدی از سخنان علی مطهری در دیدار روز 26 خرداد مطرح کرد.

او با ارائه روایتی از آن روز نوشت:"در این میان یکی از نزدیکان باند قدرت طلبان که متأسفانه عنوان فرزند شهید را یدک می کشد و نان آن شهید را می خورد و آش فتنه سازان را هم می زند، بر آن شد به اصطلاح ما طلاب اظهارلحیه ای کرده باشد! از این رو، خطاب به رهبری از ناهنجاری های موتورسواران که مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت نمی کنند و در پیاده روها، در لابلای عابران مانور می دهند، سخن به میان آورد! و اضافه کرد که بله شنیده است دفتر رهبری به اداره راهنمایی و رانندگی توصیه کرده است که قشر موتورسواران را که از طبقة مستضعف‌اند مورد تعرض و تعقیب قرار ندهند! به دنبال این سخن اصلاح طلبانه!! از مقام معظم رهبری خواست که دستور دهند آقایان کروبی و موسوی (از عوامل فتنه) را یا آزاد و یا محاکمه و مجازات کنند!"

حمید روحانی در ادامه می گوید:"مسئول دفتر رهبری که در جلسه حضور داشت هرگونه دخالت دفتر در امور راهنمایی و رانندگی را تکذیب کرد. مقام معظم رهبری نیز یادآور شدند که حل مشکل ترافیک موتورسواران چه ارتباطی به ایشان و دفتر دارد، مجلس شورای اسلامی می‌تواند طرحی در این باره ارائه دهد و یا از دولت بخواهد لایحه‌ای به مجلس بیاورد و قانون روشن و معینی را در مورد آن به تصویب برساند و به مجریان ابلاغ کند. در مورد عوامل فتنه نیز فرمودند مسلم بدانید اگر اینها محاکمه شوند کیفرشان آن نیست که شما را راضی کند. (نزدیک به این مضامین)"
رییس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی در ادامه یادداشت خود نوشت:" این جریان نگارنده را به یاد داستانی انداخت که به صدر اسلام مربوط است که روزی حضرت مولا علی (علیه السلام) در جمع حاضران فرمودند: سلونی قبل ان تفقدونی: تا فرصت از دست نرفته سئوالات خود را با من در میان بگذارید. یکی در آن جمع به پا خاست و پرسید چند مو روی سر من است؟!
چقدر مایة تأسف است که امروز مقام رهبری به رغم رسالت سنگین جهانی و مسئولیت‌های دشوار و توانفرسای درون‌مرزی و برون‌مرزی و رویارویی با مشکلات پیچیده‌ای که استکبار جهانی و عوامل آن در سطح منطقه پدید می‌آورند باید سخنان بی‌مایه برخی از کسانی را بشنوند که درک و فهمشان از مشکل ترافیک موتورسواری فراتر نرفته است و تا آن پایه ساده و پیاده، دهن‌بین و زودباورند که حتی نیازی نمی‌بینند پیرامون خبری که از توصیه دفتر رهبری دربارة موتورسواران شنیده‌اند به مصداق ان جائکم فاسق بنبئا فتبینوا تحقیق و پرس و جو کنند.
تاسف بیشتر اینکه این مهره‌ها گویا به جز فتنه‌گران، هیچ کس را «مردم» نمی‌دانند و مشکلی در این کشور نمی‌بینند. اگر اینها به فکر مردم بودند و درد و رنج مردمی را برمی‌تافتند، به جای دلسوزی برای فتنه‌گران فریب‌خورده به یاری مردمی می شتافتند که در دولت تدبیر! و امید! آب و برق و یا گاز منزلشان را به علت تأخیر در پرداخت هزینه قبض، قطع می‌کنند و آن بیچارگان را از نظر وضو و طهارت با مشکلاتی دست به گریبان می‌سازند، اینها اگر مردمی بودند از کسانی یاد می‌کردند که از بیکاری، تورم، گرانی، بلاتکلیفی، اعتیاد، بالا رفتن سن ازدواج و نداشتن امکانات اولیه ازدواج می‌سوزند و رنج می‌کشند."
او در ادامه با انتقاد از عملکرد علی مطهری نوشت:" راستی برخی از این عناصر که با نام پدر شهید خویش توانسته‌اند سری در سرها داشته باشند اما جز پشتیبانی از فتنه‌گران هدف و غمی ندارند می‌توانند نماینده ملت شرافتمند و قهرمان‌پرور ایران باشند، چگونه است اینها در هر فرصتی از فتنه‌گرانی که با سخنرانی‌ها و اعلامیه‌های زهرآگین خود عامل کشته شدن شماری از بیگناهان شده‌اند پشتیبانی می‌کنند لیکن در برابر ظلم‌ها و ناروایی‌هایی که بر بسیاری از مردم مظلوم این مرز و بوم به دست قدرت‌طلبان و عوامل دولت تدبیر! و امید! روا داشته می‌شود بی‌تفاوتند و واکنشی از خود نشان نمی‌دهند؟!"

یک هفته پس از انتشار این یادداشت، علی مطهری واکنش تندی به آن نشان داد.

او با انتشار یادداشتی در خبرگزاری ایسنا، حمید روحانی را متهم کرد که در این جلسه با "تملق و چاپلوسی فراوان" حاضران را "متاذی" کرده است. 

مطهری در جوابیه خود خظاب به رییس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی نوشت: «با اهداء سلام، در تاریخ 14 تیر 93 مطلبی از جناب‌عالی در خبرگزاری رسا درباره جلسه ملاقات فراکسیون شاهد مجلس و چند گروه دیگر با رهبر انقلاب در 26 خرداد 93 منتشر شد که شامل تحریفاتی در مطالب مطروحه در آن جلسه بود. چند نکته قابل ذکر است:

جناب‌عالی مطرح کردن یک مسئله فرهنگی مرتبط با ساماندهی موتورسواران در آن جلسه را مورد نقد قرار دادید که اصلا چرا مطرح شده است، یعنی در حضور مقام رهبری نباید درباره انضباط اجتماعی و فرهنگ عمومی و حل یک معضل اجتماعی و یک نقطه ضعف جامعه صحبت کرد، بلکه فقط باید از وضع موجود تعریف و تمجید کرد و احیانا به تملق و چاپلوسی پرداخت، کاری که خوشایند ایشان نیست. به علاوه، مسئله انضباط اجتماعی مسئله‌ای است که خود مقام رهبری با ذکر مصداق جزئی‌تر آن یعنی نحوه رانندگی ما ایرانیان در سخنرانی سال گذشته خود در بجنورد آنجا که درباره تمدن نوین اسلامی و سبک زندگی اسلامی بحث می‌کردند ذکر کرده‌اند و مطلب اینجانب در پیگیری همان مسئله بود. ظاهرا ناراحتی جناب‌عالی از مطرح شدن مسئله حصر خانگی بوده و این موضوع را بهانه قرار داده‌اید."

مظهری در ادامه ضمن تشکیک در روایت های حمید روحانی که مسئولیتی در جمع آوری تاریخ انقلاب اسلامی دارد نوشت:" از قول رهبر انقلاب نقل کرده‌اید که در پاسخ به این مطلب گفتند «حل مشکل ترافیک موتورسواران چه ارتباطی به من و دفتر دارد». به هیچ وجه ایشان چنین جمله‌ای نگفتند بلکه بر پیگیری آسیب‌های فرهنگی مذکور در سخنرانی بجنورد از جمله همین مسئله تأکید کردند.

اگر تاریخ نگاری شما از نهضت اسلامی به همین منوال بوده و در نقل وقایع و اقوال به همین میزان امانت و انصاف را رعایت کرده‌اید، بسیار مایه تأسف و شرمساری است.

 درباره نقل قول اینجانب از یکی از مقامات عالی‌رتبه راهنمایی و رانندگی در خصوص مانع سامان یافتن وضعیت موتورسواران، اینجانب را ساده و پیاده، دهن‌بین و زودباور دانسته‌اید که حتی نیازی نمی‌بینم پیرامون آن خبر به مصداق «ان جائکم فاسق بنبأ فتبیّنوا» تحقیق و پرس و جو کنم، یعنی از نظر جناب‌عالی آن مقام عالی‌رتبه فاسق است! چگونه در حالی که لباس روحانیت به تن دارید به راحتی به یک شخص مؤمن فرهیخته محترم تهمت فسق می‌زنید؟!"

او در پایان با انتقاد از حمید روحانی تاکید کرد:" سخن پایانی این که مشکل جناب‌عالی این است که فکر می‌کنید در مواجهه با رهبر انقلاب فقط باید دل ایشان را شاد کنید و از مطرح کردن واقعیات و نقاط ضعف جامعه برای برطرف کردن آن خودداری نمایید. اصل «النصیحة لائمة المسلمین» را عمدا فراموش کرده‌اید و مؤید این حرف، ‌سخن پایانی جناب عالی در آن جلسه است که برای آنکه اظهار لحیه‌ای کرده باشید جملاتی گفتید که تعفن ناشی از تملق و چاپلوسی شما بسیاری از حضار جلسه را متأذی کرد. خیرخواه مقام رهبری کسانی هستند که واقعیات جامعه را به اطلاع ایشان می‌رسانند نه کسانی که سهوا و به خیال خود برای شاد کردن دل ایشان، یا عمدا و به طمع دنیا مطالب بی‌ارزش و یا غیرواقعی و احیانا تملق‌آمیز را مطرح می‌کنند. نحوه رفتار با امام و پیشوا را باید در نحوه رفتار شهید آیت‌الله مطهری با امام خمینی جستجو کرد که شرح آن در این مقاله نمی‌گنجد."

روایت های کریمی قدوسی و حمید روحانی  از دیدار با مقام معظم رهبری تا کنون با انتقادهای بسیاری مواجه شده است. انتقادهایی که بیشتر نفس روایت های یک سویه از دیدارهای خصوصی با مقام معظم رهبری و نقل قول هایی برای مصادره به مطلوب خود که بیش از همه کارکردی جناحی دارند تا اطلاع رسانی. روایت هایی که گاهی از تریبون مجلس به گوش می رسد و گاهی از جلسات و سخنرانی های حزبی!

دربک نگاه :

علی جان دوباره یا علی مددی ؛ چه راحت بعضی از مدعیان شرع و شربعت دروغ می گویند واقعا چگونه در حالی که لباس روحانیت به تن دارند به راحتی به یک شخص مؤمن فرهیخته محترم تهمت فسق می‌زنند؟! خدایا در این ماه عزیز ریشه ی بی دینان مدعی دین را .... !!



:: برچسب‌ها: پاسخ تند علی مطهری, حمیدروحانی, کریمی قدوسی, پروژه ممنوع الخاتمی
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : یکشنبه 22 تیر1393
منتجب نیا خطاب به مصباح یزدی : بگویم چند بار به انگلیس رفته اید و با چه کسانی دیدار کرده اید

حجت‌الاسلام والمسلمین منتجب‌نیا در جمع برخی از اصلاح‌طلبان با تاکید بر اینکه “بزرگان ما همواره گفته‌اند جامعه ما جامعه سیاسی است”، اظهار کرد: مردم ما مردم رشدیافته سیاسی هستند و می‌خواهند فعالیت سیاسی کنند.

به گزارش ایسنا ، وی با بیان اینکه “فعالیت سیاسی باید قانون‌مند باشد و قانون‌مندی فعالیت‌های سیاسی، کار حزبی است”، افزود: چرا برخی نگران و دلواپس کار و فعالیت حزبی هستند؟ آنهایی که از حزب می‌ترسند می‌خواستند در غیاب احزاب اختلاس‌های سه هزار میلیاردی کنند و اموال مردم را به تاراج ببرند وگرنه حزب یعنی چشم و گوش مردم.

 این نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه “اتحاد، عامل پیروزی ما در انتخابات سال ۱۳۹۲ بود”، خطاب به دلواپسان گفت: رقبای ما با ایجاد احزاب ساختگی قصد دارند بین ما تفرقه بیاندازند. در کجای دنیا یک اقلیت می‌تواند گستاخی کند و جلوی رأی مردم بایستند و منتخب مردم را تحت فشار قرار دهد؟ شما از کجا آمدید؟ چه کسی به شما حق داده به منتخب مردم توهین کنید؟ خطاب به شما می‌گویم که وجدان این ملت از افراطیون منزجر است.

عضو ارشد حزب اعتماد ملی در بخش دیگری از سخنان خود، در واکنش به اظهارنظر یکی از روحانیون مبنی بر اینکه آیا رئیس‌جمهور دین خود را از انگلیس آموخته است یا از قم؟ اظهار کرد: سوابق انقلابی رئیس‌جمهور منتخب که مشخص است، اما می‌خواهید من بگویم که شما چند سفر انگلیس و آمریکا رفته‌اید و با چه افرادی جلسه داشته‌اید؟ می‌خواهید پرونده‌تان را بگویم چیست؟

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با بیان اینکه “این افراد به جای آنکه کفاره دهن‌کجی به امام(ره) و مردم را بدهند، اکنون دلواپس شده‌اند”، تصریح کرد: برخی افراد، دلواپس پول و رانت‌های چند هزار میلیاردی هستند که از دست داده‌اند.



:: برچسب‌ها: منتجب نیا, مصباح یزدی, اصلاح‌طلبان, سفر انگلیس و آمریکا
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : یکشنبه 22 تیر1393
علی مطهری: صدای موسوی‌ و‌ کروبی نرسید

علی مطهری به جوابیه دوم روزنامه رسالت که در قالب سرمقاله این روزنامه در شماره یکشنبه ۱۵ تیرماه نوشته شده بود نیز پاسخ داد.

به گزارش ایسنا، علی مطهری نوشت: «سرمقاله‌نویس محترم روزنامه رسالت که جواب اینجانب به مقاله‌اش را دریافت کرده و پاسخ داده بود، ظاهرا از پاسخ خود قانع نشده و یک بار دیگر در شماره یکشنبه ۱۵/ ۴/ ۹۳ آن روزنامه در قالب سرمقاله پاسخ داده است. لازم دیدم چند نکته را به اطلاع خوانندگان محترم روزنامه رسالت برسانم:

۱٫ آنچه پس از انتخابات سال ۸۸ اتفاق افتاد ابتدا یک اعتراض مدنی به نتیجه انتخابات بود ولی از آنجا که سرمقاله‌نویس محترم روزنامه رسالت و دوستانشان اساسا اعتراض مدنی را در جمهوری اسلامی به رسمیت نمی‌شناسند، با نوع برخوردی که با آن اعتراض شد فتنه‌ای رقم زده شد. بنابراین اصرار ایشان بر محارب و باغی بودن دو کاندیدای معترض مسموع نیست.

۲٫ گرچه اعلام پیروزی آقای موسوی در ساعات پایانی انتخابات را یک خطا از سوی ایشان می‌دانم اما باید توجه داشت که چند ساعت قبل از آن، خبرگزاری وابسته به یک نهاد حکومتی آقای احمدی‌نژاد را با ۶۰ درصد آراء پیروز انتخابات معرفی کرده بود.

۳٫ آقای سرمقاله‌نویس رسالت پاسخ دهند که اساسا اگر از چند ماه قبل از انتخابات عده‌ای راه نمی‌افتادند و اعلام نمی‌کردند که نظر مقام رهبری به آقای احمدی‌نژاد است و در نتیجه از ابتدا فضای جامعه را دوقطبی نمی‌کردند، اگر مقامات عالی نظام مانند شورای نگهبان بعد از آن مناظره کذایی اقدام لازم را در محکوم کردن آقای احمدی‌نژاد انجام می‌دادند،‌ اگر روز بعد از انتخابات و پس از آغاز اعتراضات، به جای سخن گفتن از رئیس‌جمهور ۲۴ میلیونی و جشن ملی، موضوع به اعلام نظر شورای نگهبان موکول می‌شد، اگر در همان ابتدا به معترضان اجازه صحبت کردن داده می‌شد و چند اگر دیگر، در این صورت آیا اساسا فتنه‌ای به این وسعت پدید می‌آمد تا امروز شما اصرار بر محارب و باغی بودن آنها داشته باشید؟

۴٫ پیوستن گروه‌های معاند و سفارتخانه‌های خارجی به حرکت‌های اعتراضی مدنی، یک امر طبیعی است. آنها از هر فرصتی می‌خواهند برای براندازی نظام جمهوری اسلامی استفاده کنند. بنابراین اقدامات آن گروه‌ها را نباید صرفا به پای معترضان اولیه نوشت که احیانا رشته هدایت آن حرکت اعتراضی به دلیل محدودیت رسانه‌ای یا بی‌تدبیری از دستشان خارج شده است. رهبران این‌گونه حرکت‌ها باید هرچه زودتر راه و شعارهای خود را از راه و شعارهای گروه‌های معاند جدا کنند؛ کاری که آقایان موسوی و کروبی در آن موفق نبودند و البته محدودیت‌های رسانه‌ای و تبلیغات طرف مقابل هم در آن مؤثر بود. مثلا آنها شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را به صراحت یا با اشاره در اعلامیه‌های خود محکوم کردند اما طرف مقابل مایل نبود صدای آنها به مردم برسد بلکه مایل بود که آنها همچنان به عنوان عوامل آمریکا و اسرائیل معرفی شوند.

۵٫ سرمقاله‌نویس محترم مسئولیت قربانیان حوادث سال ۸۸ را صرفا متوجه دو کاندیدای معترض دانسته است در حالی که طرف مقابل نیز به دلیل سوء مدیریت بحران و رفتار خشونت‌آمیز، در قبال آن مسئولیت دارد.

سخن آخر اینکه اگر انصاف را رعایت کنیم و خود را از حب و بغض غیر الهی خالی کنیم، قضاوت ما به عدالت و قضاوت‌های ما به یکدیگر نزدیک می‌شود.»پایگاه اطلاع رسانی دکتر علی مطهری



:: برچسب‌ها: دکتر علی مطهری, روزنامه رسالت, میرحسین موسوی, کروبی
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : شنبه 21 تیر1393
علی مطهری: حکم ممنوع‌الحياتی خاتمی را هم بدهيد

ایسنا ـ علی مطهری با نامعقول خواندن تذکر چند نماينده مجلس مبنی بر ممنوع‌التصوير، ممنوع‌الخروج و ممنوع‌البيان کردن سيدمحمد خاتمی، گفت: بهتر بود اين تذکردهندگان محترم حکم ممنوع‌الحياتی ايشان را هم ذکر می‌کردند تا خيال خودشان را راحت کرده باشند.

اين نماينده مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با ايسنا با اشاره به تذکر کتبی تعدادی از نمايندگان مجلس به وزير دادگستری مبنی بر ممنوع‌التصوير، ممنوع‌الخروج و ممنوع‌البيان کردن سيدمحمد خاتمی گفت: اين تذکر نامعقول به نظر می‌رسد.

وی افزود: بر اساس کدام حکم قضايی آقای خاتمی ممنوع‌التصوير و ممنوع‌الخروج و ممنوع‌البيان شده است؟ ايشان در کدام دادگاه از خود دفاع کرده است که بعد محکوم به اين احکام شده باشد؟

مطهری با اشاره به برخی اظهارات درباره اينکه مبنای چنين تذکری، مصوبه شورای عالی امنيت ملی است، يادآور شد: ممکن است منظورشان مصوبات شورای عالی امنيت ملی باشد؛ در اين صورت دو نکته قابل ذکر است؛ اول اينکه اين شورا فقط در شرايط بحران و اضطرار می‌تواند چنين احکامی آن هم به طور موقت داشته باشد و احکام دائمی نيازمند حکم قضايی است. به همين دليل من معتقدم حکم حصر خانگی آقايان موسوی و کروبی نيز فقط برای همان دوره بحران نافذ بوده و بعد از آن نياز به حکم قضايی داشته است.

اين عضو هیأت نظارت بر مطبوعات ادامه داد: نکته دوم اينکه، شورای عالی امنيت ملی مصوبه‌ای مبنی بر ممنوع‌التصويری آقای خاتمی نداشته است. اين موضوع چند بار در هیأت نظارت بر مطبوعات مورد بحث قرار گرفت و نتيجه اين بود که مصوبه‌ای از طرف شورای عالی امنيت ملی در اين خصوص وجود ندارد و فقط در همان ايام دبيرخانه اين شورا نامه‌ای در اين موضوع ارسال کرده است که مصوبه تلقی نمی‌شود.

وی با بيان اينکه "از حکم ممنوع‌الخروجی ايشان (سيدمحمد خاتمی) هم اطلاعی ندارم"، تصريح کرد: اگر حکم قضايی وجود دارد يک بی‌تدبيری بوده است چون آقای خاتمی می‌تواند با سفر به برخی کشورها بويژه کشورهای غربی در بهبود سياست خارجی کشور مؤثر باشد.

نماينده مردم تهران در مجلس، اضافه کرد: حکم ممنوع‌البيانی آقای خاتمی نيز اولين باری است که به گوش من می‌خورد. بهتر بود اين تذکردهندگان محترم حکم ممنوع‌الحياتی ايشان را هم ذکر می‌کردند تا خيال خودشان را راحت کرده باشند.

مطهری در پايان با انتقاد از تذکردهندگان، تاکيد کرد: به هرحال من اين تندروی‌ها را نمی‌پسندم. اگر آنها از روشن شدن حقايق حوادث سال ۸۸ نمی‌ترسند، مقدمات محاکمه علنی اين‌گونه افراد را فراهم کنند تا بعد از اين فقط بر اساس حکم دادگاه صالح درباره اين افراد سخن بگويند.



:: برچسب‌ها: علی مطهری, حکم ممنوع‌الحياتی خاتمی مظلوم, حوادث سال88, میرحسین موسوی
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : سه شنبه 17 تیر1393
زیباکلام: بزرگ‌ترین گناه خاتمی حمایت وی از رییس‌جمهور است

این استاد دانشگاه تهران با اشاره به تذکر 10 نماینده مجلس به وزیر دادگستری برای ممنوع‌التصویر، ممنوع‌البیان و ممنوع‌الخروج کردن سیدمحمد خاتمی، اظهار کرد: بزرگ‌ترین گناه خاتمی این است که روحانی با حمایت وی رییس‌جمهور شد.

صادق زیباکلام در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به فشارهای اخیر مجلس به دولت، استیضاح وزیر علوم و تذکر به وزیر دادگستری، گفت: تندروهای اصولگرایان تلاش می‌کنند تا در کار دولت اخلال ایجاد کنند.

وی افزود: آنها با جار و جنجال و هوچی‌گری به دنبال این هستند که توجه رییس‌جمهور و وزرا را از پیشبرد امور مملکت دور کنند. اینها نه کاری دارند، نه زندگی و برنامه، تنها هدف آنها این است که دولت روحانی را ناکام کنند.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران همچنین گفت: دولت نباید وقت خود را با واکنش به این نمایندگان هدر دهد زیرا تمام این تلاش‌های راست افراطی برای این است که آنها احساس می‌کنند روحانی در خصوص باز کردن گره کور هسته‌ای کشور در حال موفق شدن است. به نظر من هر چقدر موفقیت تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای بیشتر شود و هر چه به پایان 21 روز مذاکرات هسته‌ای نزدیک‌تر شویم این هوچی‌گری‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود، بنابراین نه وزیر دادگستری و نه دولت نباید به این مواضع توجه کنند.

زیباکلام همچنین اظهارکرد : دولت می‌تواند نمایندگان جبهه پایداری و کسانی که در خط اول استیضاح وزیر علوم و به دنبال تقابل با خاتمی هستند را به مردم معرفی کنند و بگوید این نمایندگان در اسفند 90 در حوزه‌های انتخابیه خود چه میزان رای داشتند. به طور مثال روح‌الله حسینیان، حمید رسایی یا کوچک‌زاده فقط در حوزه رای خود در تهران که حداقل شش میلیون رای دهنده دارد 300 هزار رای کسب کردند. اگر حداکثر 10 درصد مردم به آنها رای می‌دادند آنها باید 600 هزار رای می‌آوردند.

بنا به ادعای زیباکلام، میزان رای آنها به این معناست که 95 درصد مردم حوزه انتخابیه به آنها رای ندادند. چگونه رسایی، زاکانی و کوچک‌زاده می‌توانند بگویند که آنها نماینده مردم تهران هستند. این آمار نشان می‌دهد که پایگاه مردمی این افراد چگونه است.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران همچنین ابراز عقیده کرد: در انتخابات 24 خرداد 92 حدود 50 میلیون نفر واجد شرایط رای دادن بودند که سعید جلیلی فقط چهار میلیون رای آورد این به این معناست که آنها در کل کشور نمایندگی فقط 9 درصد مردم را دارا هستند.

زیباکلام در ادامه با اشاره به این‌که این آمار را باید دولت اعلام کند، خاطرنشان کرد: بیان این آمار به مردم نشان می‌دهد کسانی که خواهان بسته شدن صدای خاتمی یا دنبال استیضاح وزیر علوم هستند نمایندگی چند درصد مردم را دارا هستند.

وی همچنین اظهار کرد: اگر این حملات ادامه داشته باشد باید گفته شود که استیضاح وزیر علوم به چه معناست؟ فرجی‌دانا در حال افشا کردن اقدامات خلاف، غیرقانونی و ظالمانه وزارت علوم اصولگرایان در بین سال‌های 84 تا 92 است. وی به مردم می‌گوید که در این مدت سه هزار نفر به صورت غیرقانونی بورسیه شدند و هزاران نفر از جوانان این کشور به صورت غیرقانونی ستاره‌دار شده و تعداد زیادی از اساتید منتقد دولت احمدی‌نژاد بعد از انتخابات سال 88 ممنوع‌التدریس، بازنشسته یا اخراج شدند.

زیباکلام در ادامه با اشاره به این‌که در کجای قانون اساسی آمده که فقط طرفداران دولت حق تحصیل در دانشگاه‌ را دارند، خاطرنشان کرد: بزرگ‌ترین گناه فرجی‌دانا این است که در حال برملا کردن اقدامات غیرقانونی وزارت علوم اصولگرایان و جبران این اقدامات است.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در پایان با بیان این که بزرگ‌ترین گناه خاتمی حمایت از روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته بود، گفت: تندروهای اصولگرایان به درستی تشخیص دادند که اگر حمایت خاتمی، هاشمی رفسنجانی و اصلاح‌طلبان نبود روحانی در انتخابات پیروز نمی‌شد پس آنها بغض و کینه این افراد را دارند.



:: برچسب‌ها: زیباکلام, بزرگ‌ترین گناه خاتمی حمایت از رییس‌جمهور, استیضاح وزیر علوم
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : سه شنبه 17 تیر1393
یورش ناجوانمردانه 10 نماینده محافظه‌کار به "سید محمد خاتمی" ؟!!

از متهم کردن رییس جمهوری کنونی ایران تا درخواست "ممنوع البیان" کردن رییس جمهوری پیشین. "پایداری"ها سکوت مخالفانشان را می خواهند؛ سکوت به هر قیمتی.

از روزی که جواد کریمی قدوسی در نطق پیش از دستور مجلس حسن روحانی را به دادن اطلاعات محرمانه فقهی به انگلیس متهم کرد تا وقتی که در یک سخنرانی جریان اعتدال را متهم به براندازی کرد زمان زیادی نمی گذرد. حالا او و چند تن از یارانش در "جبهه پایداری" طرحی جدید درانداخته اند: درخواست برای "ممنوع التصویر، ممنوع الخروج و ممنوع البیان بودن"

این بار هدف آن ها محمد خاتمی است؛ رییس جمهوری دوران اصلاحات. دورانی که نامش هم حال بسیاری از محافظه کاران را تغییر می دهد. 

 

پایداری ها با انرژی فراوان تمام تمرکز خود را برای مخالفت گذاشته اند و هر روز تغییر فاز می دهند. از وزارت خارجه به وزارت علوم؛ از وزارت ارشاد به وزارت کشور. از مذاکرات هسته ای به انتخاب رییسان دانشگاه ها و ساپورت پوشان، از حسن روحانی به محمد خاتمی؛

اما وجه مشترک تمام اقدام های این گروه در "سیاسی کاری" است. برخورد گزینشی با رخدادها و اعتراض به موضوعاتی که در 8 سال دولت نهم و دهم، سکوت در برابرش پیشه کرده بودند.

به گزارش تدبیر، 10 نماینده وابسته به جبهه پایداری و فراکسیون اقلیت اصولگرایان حالا تذکر کتبی داده اند. 

به وزیر آموزش و پرورش: لزوم اهتمام جدی در اجرای سند تحول آموزش و پرورش و عدم توجه به مشاوره افراطیون مشارکتی .

به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: ایستادگی بر اصول حکومت اسلامی و جلوگیری از فعالیت‌های ضد فرهنگی در حوزه‌های کتاب و سینما.

به وزیر ارتباطات: فعال نمودن هرچه سریعتر شبکه ملی اطلاعات و عدم پرداختن به موضوعات فرعی چون پهنای باند و رفع فیلتر.

و در نهایت به وزیر دادگستری: اهتمام جدی در اجرای حکم ممنوع التصویر، ممنوع الخروج و ممنوع البیان بودن آقای خاتمی توسط قوه قضاییه.

نام 10 نفر زیر این تدکر کتبی خودنمایی می کند: کریمی قدوسی، پژمان‌فر، کائیدی، کوثری، آشتیانی، حسینی، آلیا، موسوی نژاد، حسینیان و بذرپاش؛ اکثرا عضو "جبهه پایداری"

از روح الله حسینیان که تهدید کرد "فیلم مراسم زنانه همسر رییس جمهوری را منتشر می کنم تا سن رقصندگان مشخص شود" تا کریمی قدوسی که سوالش از رییس جمهوری این است که "زیر لحاف اعتدال چه خبر است؟" و مهرداد بذرپاش که در روزنامه اش "وطن امروز " ابتدا توافق ژنو را "هولوکاست هسته ای" خواند و سپس تهدید کرد نواری از مذاکره کننده ارشد ایران منتشر می کند.

اما همه امضا کنندگان سوابق مشترکی دارند. سخنرانی، سوال، احضار به مجلس و تهدید کردن وزیران دولت روحانی به استیضاح و برگزاری و حضور در همایش های ریز و درشت "دلواپسی" و نگرانی"؛ 

اقدام های این گروه نه تنها خارج از مجلس با انتقاد مواجه شده بلکه بسیاری از نمایندگان مجلس هم از اقدام های بی شمار این گروه گلایه می کند. منتقدانشان هم دلیل مشترکی برای این مخالفت های دائمی می آورند: عصبانیت محافظه کاران از شکست در انتخابات خرداد 92؛ انتخاباتی که حمایت محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی از حسن روحانی یک شبه تمام مسیرش را تغییر داد. 

رویاهای برباد رفته ادامه دوران دولت داری محافظه کاران، پس از مدتی به انتقاد تبدیل شد. سنگر اصلی هم "مجلس"؛ ماجراهای رای اعتماد به کابینه تا نخستین فریادها پس از آغاز مذاکرات هسته ای تنها در 3 ماه اتفاق افتاد. پس از آن مقاومت دولت برابر این اعتراض ها با آغاز "ماجرای "راه بهشت" به تقابل رهبر معنوی جبهه پایداری و رییس جمهوری رسید و پایداری ها دیگر شخص حسن روحانی را خطاب قرار دادند. اما مقاومت روحانی و  کابینه اش برابر فشارها پس از چند روز کار را به تلاش برای استیضاح دسته جمعی چند وزیر کابینه کشاند. شاید کسی عقب نشینی کند و روندی که محافظه کاران دوست ندارند متوقف شود.

حالا نه خبری از عقب نشینی دولتی ها است و نشانه ای از رخ دادن آن در آینده  دیده می شود. یک سال هم از انتخابات گذشته و به نظر می رسد زور محافطه کاران به دولت اعتدالیون و اصلاح طلبان نمی رسد. 

پروژه بعدی حمله به هاشمی رفسنجانی بود. پروژه ای که به بازخوانی خاطرات او و ماجرای "جت اسکی" رسید و کمی بعد در قامت "جدید الاسلام ها" و "ماهواره" خودنمایی کرد. امروز هم محافظه کاران از پروژه ای جدید رونمایی کرده اند؛ پروژه ای علیه "محمد خاتمی" تا نه کسی رییس جمهوری پیشین ایران را ببیند، نه بشنود و نه او اجازه خروج از کشور داشته باشد.

آن ها از قوه قضائیه خواسته اند حکم به ممنوع التصویر، ممنوع الخروج و ممنوع البیان خاتمی بدهد. تا پازل مواجهه با عوامل شکست شان در انتخابات خرداد 92 تکمیل شود. هر چند این افراد پاسخ نمی دهند که چگونه از قوه قضائیه می خواهند رویکردی سیاسی و جناحی در پیش گیرد و اصلا بر مبنای چه استدلالی رییس جمهوری پیشین باید "ممنوع" شود و آن ها از تریبون ها و رسانه هاشان به "دلواپسی ها" ادامه دهند.

مسلما پایداری ها تا وقتی تریبون مجلس را در اختیار دارند نه به سوال ها پاسخ می دهند و نه سنگر حمله به دولت را رها می کنند. آن ها بنا دارند تا جایی که ممکن است به دولت اعتراض کنند و تا جایی که می شود مخالفانشان را به سکوت بکشانند. سکوت به هر قیمتی.

دریک نگاه :

خدایا در این ماه رمضان ماه دوری از شیاطین فقط و فقط به بزرگی و جلال خودت پناه می بریم و....!!!



:: برچسب‌ها: سید محمد خاتمی مظلوم, یورش ناجوانمردانه, جبهه پایداری
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : سه شنبه 17 تیر1393
بادامچیان: بنی‌صدر را هم اعدام می‌کردیم به‌نفع مابود (( نه بابا ؟!!))

محافظه کاری اش بر تمایل به پاسخ دادن غلبه می کند. پاسخ دادن درباره اسنادی که تهدید شده رو می شود و آبروریزی به راه  می اندازد. می گوید مصاحبه نمی کند،جوابیه می دهد. قانونی و به شیوه ای مطبوعاتی.

" اسدالله بادامچیان" عضو ارشد حزب موتلفه همان کسی است که مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه "جمهوری اسلامی" تلویحا خطاب به او گفت با "پیشانی پینه بسته" حرف هایی را به میر حسین موسوی نسبت داده اند که "کذب محض است."

حالا بادامچیان به تدبیر می گوید که تصمیم دارد این جدال را به شکلی مطبوعاتی ادامه دهد.

چندی پیش حجت الاسلام مسیح مهاجری در گفت و گویی با روزنامه جمهوری اسلامی ریشه مواضع بادامچیان در مورد میر حسین موسوی را کینه توزی تفسیر کرد،حرف هایی که به میر حسین نسبت داده بود را دروغ خواند و او را مستقیم خطاب قرار داد که «اگر به این اتهام زنی ادامه دهد اسنادی را از او در معرض افکار عمومی قرار می دهم که پشیمان شود. »

گفت و گوی اسدالله بادامچیان با "تدبیر" نشان می دهد که حرف های مهاجری ذره ای در مواضع او تاثیر نگذاشته است.بادامچیان همچنان بر همان موضع قبلی اش درباره دو نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال 88 است.

عضو ارشد حزب موتلفه اسلامی به تدبیر می گوید:«زندگی من برای ملت روشن است.من که هیچ وقت رفیق بنی صدر و میر حسین نبوده ام.من همواره در خط امام بوده ام.در کنار شهید بهشتی و شهید مطهری و در خط صحیح انقلاب بوده ام.»

بادامچیان تاکید می کند:«اگر شما تمام مواضع آقای عسگراولادی را در اواخر عمرشان در مورد فتنه و اصلاح طلبان نگاه بکنید می بینید که تغییر و چرخشی در کار نیست.»

بادامچیان به تدبیر می گوید:«بنی صدر هم وقتی خیانت کرد و عزل شد از دادستانی که رفتند و محل اقامتش را محاصره کردند گفتند نظر ما این است که شما جلوی در بایستید. گفتند اگر دم در بایستیم فرار می کند.از من پرسیدند من هم گفتم نمی خواهد برخورد کنید بعد بنی صدر فرار کرد.حالا بنی صدر فرار کرده است ، اگر بنی صدر را محاکمه  و اعدام می کردند به نفع ما بود یا حالا که به فرانسه رفته و در پناه دولت های استعمارگر غربی زندگی می کند کسی که در واقع مجرم است.»

تدبیر: مسیح مهاجری در گفت و گویی با روزنامه "جمهوری اسلامی" اظهارات شما در مورد میرحسین موسوی را دروغ تعبیر کرده  و گفته  "عده ای با پیشانی پینه بسته دروغ می گویند" واکنش شما به صحبت های ایشان چیست؟

انشا الله من جواب ایشان را می دهم تا در روزنامه خودشان هم چاپ شود و شما هم استفاده کنید.

تدبیر:پس شما می خواهید برای این مصاحبه جوابیه بدهید؟

حتما، تا معلوم بشود چه کسی دروغ گفته است.این جوابیه به زودی نوشته و رسانه ای می شود.

تدبیر:آیا ایشان همین طور که گفته بودند در رابطه با مواضع تان درباره میرحسین موسوی و مسائلی که به ایشان نسبت دادید نامه ای به شما نوشتند.چون مسیح مهاجری گفته است که به تعدادی از افرادی که علیه میرحسین موضع می گیرند نامه نوشته است ؟

نه!آقای مهاجری نامه ای برای من ننوشته اند.البته جواب صحبت های ایشان روشن و آشکار است.

تدبیر:به گفته  مهاجری صحبت های شما در مورد میرحسن موسوی و مسائلی که به ایشان نسبت داده اید از سر کینه توزی بوده است.

در جوابیه ای که قرار است منتشر کنم تمام این صحبت ها بررسی شده است.من طبق قانون مطبوعات می توانم جواب این مدعا را مکتوب کنم و ایشان هم موظف است طبق همین قانون این جوابیه را چاپ کند.

تدبیر:گفته شده از شما اسنادی در دسترس ایشان است که به تعبیر  مهاجری اگر به اظهارات دروغ خود در مورد میرحسین موسوی ادامه دهیدآن اسناد را منتشر می کند تا آن گونه که مهاجری گفته شما پشیمان شوید. ایشان از چه اسنادی صحبت می کنند؟چه اسنادی در دست مهاجری است که به گفته خودشان انتشارآن اسناد باعث پشیمانی شما می شود؟

در جوابیه من همه این ها مشخص شده است.قبل از این که در این مورد مصاحبه کنم همه این صحبت ها را به شکل مکتوب پاسخ خواهم داد.من برای همه این صحبت ها جواب دارم.

تدبیر:یعنی شما معتقدید آن قدر پیشینه شفاف و روشنی دارید که اسنادی برای ارائه در کار نباشد؟

من که به حمدالله زندگیم برای ملت روشن است و مشکلی ندارم.نه انحراف اخلاقی نه انحراف مالی داشته ام و نه کسی می تواند بگوید من یک قران از بیت المال پول گرفته ام.

تدبیر:گویا این اسناد آن گونه است  که آقای مهاجری گفته انتشارش در افکار عمومی باعث پشیمانی شما می شود؟

زندگی من برای ملت روشن است.من که هیچ وقت رفیق بنی صدر و میر حسین نبوده ام.من همواره در خط امام بوده ام.در کنار شهید بهشتی و شهید مطهری و در خط صحیح انقلاب بوده ام.

تدبیر:مهاجری  به شما "نصیحت"کرده بود که با توجه به سن تان، مثل عسگراولادی در مواضع خود تغییراتی ایجاد کنید تا به قول مهاجری "خود را نجات دهید" و "بری الذمه " میرحسین موسوی و کروبی نشوید.شما تصمیم ندارید مثل مرحوم عسگراولادی که در اواخر عمرشان مواضع معتدل تری گرفتند تغییر موضع بدهید؟

من در مورد آقای عسگراولادی هم پاسخ آقای مهاجری را خواهم داد.از طرفی اگر شما تمام مواضع آقای عسگراولادی را در اواخر عمرشان در مورد فتنه و اصلاح طلبان نگاه بکنید می بینید که تغییر و چرخشی در کار نیست. ایشان در اواخر عمرشان خیلی صریح می خواستند برای آقای میر حسین موسوی و کروبی که هر دو مجرم هستند فرصتی را ایجاد کنند.

این دو نفر هر دو مجرم هستند.منتها مجرم بودن این افراد باید قانونی باشد که این موضوع را قوه قضاییه مشخص می کند.چون مجرم هستند باید هر دو پاسخگوی فتنه ای که ایجاد کردند و ادامه دادند باشند و بعد هم خون بهای کسانی که در جریان فتنه از هر طرف آسیب دیده اند را بپردازند و پاسخگو باشند.

آقای عسگراولادی هم نظرش مشخص بود.ایشان می خواست فرصتی ایجاد کند که این افراد توبه کنند.از رهبری و از نظام جمهوری اسلامی عذرخواهی کنند.آن ها هم به جای این که از فرصت استفاده کنند درصدد بر آمدند تا بگویند آقای عسگراولادی تغییر مشی داده در صورتی که این طور نبود. ایشان می گفتند این هایی که می گویند آقایان موسوی و کروبی سر فتنه هستند این ها سران فتنه نیستند.سران فتنه آمریکا و انگلیس و صهیونیست ها هستند.این ها بازی خورده آمریکا،انگلیس و صهیونیست هستند.

تدبیر:خب مهاجری هم در مصاحبه اش خواستار مواجهه قانونی با میرحسین و کروبی شده بود و همین را به شما گفته بود که قوه فضائیه باید وارد این ماجرا ها شود و شما نباید حکم بدهید؟

من از نظر تحلیل حقوقی و سیاسی هر دو را مجرم می دانم.جرم بسیار عظیمی هم دارند.

تدبیر:اما محاکمه ای انجام نشده که شما اعلام جرم می کنید؟

مثل این است که کسی قتل انجام داده باشد ولی هنوز محاکمه نشده باشد نمی توان گفت که قاتل نیست.این موضوع و تصمیم گیری بستگی به سیاست نظام دارد.بنی صدر هم وقتی خیانت کرد و عزل شد از دادستانی که رفتند و محل اقامتش را محاصره کردند گفتند نظر ما این است که شما جلوی در بایستید. گفتند اگر دم در بایستیم فرار می کند.از من پرسیدند من هم گفتم نمی خواهد برخورد کنید بعد بنی صدر فرار کرد.حالا بنی صدر فرار کرده است، اگر بنی صدر را هم محاکمه و اعدام می کردند به نفع ما بود نه حالا که به فرانسه رفته و در پناه دولت های استعمارگر غربی زندگی می کند کسی که در واقع مجرم است.

تدبیر:در واقع شما میر حسین موسوی و مهدی کروبی را با بنی صدر مقایسه می کنید و تلویحا می گویید اعدامشان کنند به نفع تان است؟

مقایسه لازم نیست.در مثال هم مناقشه نیست. حرف من این است که با بنی صدر با وجود خیانت هایی که کرد با ملاطفت و مدارا رفتار کردند.با این دو مجرم هم کاملا ملاطفت شد.این ها حصر نیستند.از این افراد مراقبت حفاظتی می شود که توسط کسی کشته نشوند و به پای جمهوری اسلامی بگذارند.

تدبیر:منظورتان چه کسانی است،چه کسانی ممکن است میرحسین و کروبی و رهنورد را بکشند؟

استکبار. مگر قتل های زنجیره ای در دوران اصلاحات انجام نشد.چطور رفتند چند نفر آدم را کشتند؟بعد هم پای دولت اصلاحات گذاشتند.به هر حال دولت آن زمان مسئول بوده و باید مراقبت هایی می کرده تا این قتل ها اتفاق نیفتد.

تدبیر:پس در واقع شما حصر را به مراقبت تعبیر می کنید؟

بله!از این افراد مراقبت می شود.حصر یعنی چه؟همه دار و دسته اصلاح طلب ها هم در نشریاتشان همین صحبت ها رامی گویند.

تدبیر:مهاجری در مصاحبه به روزنامه جمهوری اسلامی گفته از لحاظ شرعی هم جایز نیست که در نبود کسی که شرایطی برای پاسخگویی و دفاع از خود ندارد حرف ها و اعمالی به او نسبت داده شود؟

حرف من این است که این افراد مجرم هستند اما حکم قانونی را باید قوه قضاییه صادر کند.اما در حال حاضر سیاست نظام این است که با این افراد مدارا شود.مثل حضرت امیر المومنین که در جنگ جمل مدارا کرد.شما از لحاظ شرعی حمایت از میر حسین موسوی  و فتنه را جایز می دانید؟چرا شما دفاع می کنید؟

تدبیر:شما تحلیل قانونی و قضایی داشتید من هم در مورد حکم شرعی پرسیدم؟

کسی مجرم است حالا از او مراقبت هم می کنند تازه شما می پرسید شرعی است یا غیر شرعی.این ها همه نشان دهنده حمایت شما از دو نفر مجرم است. شما مظلوم نمایی می کنید.دو مجرمی که باعث ایجاد فتنه شدند و نظام به آنها محبت دارد. اول که صلاحیتشان تایید شد .تبلیغات انجام دادند طرفدارانشان آمدند در خیابان زدند و رقصیدند و آواز خواندند ، کهنه سبز بستند و...

بعد از این که وزارت کشور اعلام کرد که رایشان کم تر از دیگر نامزدها است دعوا کردند،خوراک برای بیگانگان فراهم کردند که این خودش جرم است.باید هم حصر شوند.

تدبیر:فارغ از درستی یا نادرستی صحبت ها شما درباره میرحسین موسوی ،کروبی و رهنورد ،منتقدان می گویند از لحاظ قانونی مجازاتی تحت عنوان حصر در قانون نیست.

 به قانون مدنی مراجعه کنید ببینید داریم یا نداریم.اصلا بحث من حصر نیست. من معتقدم این افراد تحت مراقبت هستند تا کشته نشوند.شما دنبال حصر می گردید. به هر حال پیش از محاکمه از افراد مراقبت می شود که کشته نشوند.حتی در دعواهایی که در طایفه ها انجام می شود همین طور است.



:: برچسب‌ها: حكم‌ مهندس میر حسین موسوي, بادامچیان, روزنامه جمهوری اسلامی, حجت الاسلام مسیح مهاجری
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : سه شنبه 17 تیر1393
دعا کنیم بیش از این آبروی اسلام را نبرند

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني شب گذشته در مراسم افطار، مديران و كاركنان دبيرخانه و مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام، خاطر نشان كرد: اميدواريم ماه مبارك رمضان را با صفا، صميميت و مراعات همه امور اخلاقي و احكام اسلامي سپري كنيم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تقرب بيشتر به خداوند را از اهداف ماه مبارك رمضان دانست و افزود: در اين ماه، بايد خودمان را از هرگونه آلودگي و ناپاكي‌هاي رفتاري و اخلاقي كه در طول سال به هر دليلي در زندگيمان به وجود آمده است، رها سازيم.
 ايشان در ادامه با ابراز تأسف شديد از جنايات گروه تروريستي داعش در كشور عراق تصريح كرد: اين گروهك افراطي جاهل، در عراق و در نزديكي عتبات عاليات هر روز مرتكب اقدامات وحشيانه و كشتارهاي عظيم مي‌شوند.
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، برنامه‌ها، نحوه جذب نيرو و ساير فعاليت‌هاي گروه تروريستي داعش را داراي عقبه و ريشه‌دار خواند و تأكيد كرد: در ماه مبارك رمضان مخلصانه دعا كنيم كه هر چه زودتر شر اين مجموعه منحرف و خطرناك از جهان اسلام كوتاه شود تا بيش از اين آبروي اسلام از بين نرود.
ايشان در ادامه سخنان خود به دستور رهبري مبني بر تقويت نظارت مجمع تشخيص مصلحت نظام بر سياست‌هاي كلي اشاره كرد و گفت: تحقق اين مهم كار بسيار دشواري است كه نيازمند همكاري و همراهي همه‌ي همكاران است.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، اجراي سياست‌هاي كلي در سايه آيين‌نامه ابلاغ شده از سوي رهبري در خصوص نظارت را براي ايجاد نظام صحيح اداري مهم خواند و افزود: نظام اداري، داراي مشكلاتي است كه بايد با مشاركت و همكاري همه صاحب‌نظران اصلاح شود.



:: برچسب‌ها: آيت‌الله هاشمي رفسنجاني, آبروی اسلام
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : سه شنبه 17 تیر1393
چیستی تفکر انتقادی در آموزش و پرورش

چکیده : جوامعی که تعلیم و تربیت آن ها گرایش به "انتقادی اندیشی" دارند، بیش از آن که برای حل مسائل خود به انقلاب فکر کنند، به اصلاح تمایل دارند. شهروندانی که ذهن منطقی و ورزیده دارند، کمتر دچار بن بست در مناسبات فردی و اجتماعی می شوند. حال باید اذعان کرد نسل جدید، نسل «شاید» است و در برابر «باید»ها جبهه می گیرد. درواقع بلوغ نسل جدید به گونه ای است که خود، راهش را پیدا می کند.

نوشتار حاضر ؛ تحت عنوان «چیستی تفکر انتقادی در آموزش و پرورش » بر گرفته از سخنرانی جامع «استاد گرامی جناب آقای مرتضی نظری پژوهشگر آموزش و توسعه انسانی» در نشست کانون اندیشه ی انجمن اسلامی معلمان مرکزی است. که در ادامه تقدیم می گردد :


هفته ای که گذشت، میز اندیشه تخصصی آموزش و پرورش با موضوع «چیستی تفکر انتقادی و وضعیت آن در آموزش و پرورش ایران» در انجمن اسلامی معلمان برگزار شد و مرتضی نظری، پژوهشگر آموزش و توسعه انسانی مهمان این نشست بود. وی به پیشینه مطالعات پراکنده ای اشاره کرد که در باب فرهنگ نقد و نگاه نقادانه در جامعه ایرانی داشته و این که سخنرانی دکتر حسن روحانی در جمع مدیران آموزش و پرورش بهانه ای برای تمرکز بیشتر او در این حوزه شده است. بنا به اظهار وی، رئیس جمهوری دوبار، یکی در مراسم آغاز سال تحصیلی و بار دیگر در جمع مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش، بر «ترویج فضای نقادی در مدارس و پرهیز از مطیع بارآوردن دانش آموزان به عنوان یک ضرورت» تاکید کرد و انتظار خود را از مسولان آموزش و پرورش، «تربیت نسلی منتقد و پرسشگر در مدارس» عنوان کرد. چکیده ای از سخنرانی وی را در زیر می خوانید:
 تاکید عالی ترین مقام اجرایی کشور بر ترویج پرسشگری می تواند زمینه گرایش دستگاه تعلیم و تربیت را به پرورش نیروی عقلی فرزندان ایران زمین و تحول در سیاست های کم تاثیر فعلی سوق دهد تا شاید وزارت آموزش و پرورش، قدری متوجه مسئولیت های جدید خود در عصر جهانی شده امروز شود.
 تفکر، عالی ترین شکل فعالیت ذهنی انسان است. از تفکر، دسته بندی های متفاوتی صورت داده اند که از بین آنها، تفکر همگرا یا منطقی و تفکر واگرا یا تفکر خلاق عمومیت بیشتری دارد.
 تفکر انتقادی نیز نوع دیگری از سبک های تفکر است. این نوع سبک فکری، فاصله بین نظریه و عمل را تا حد زیادی پر می کند و به تعبیری نسبت به شکل های دیگر اندیشیدن، کاربردی تر است. به عبارتی، تفاوت تفکر انتقادی با شیوه های دیگر فکر کردن این است که در انتقادی اندیشی، ما یک نگاه ارزیابانه و تحلیلی به مسائل داریم که به راحتی هرچیزی را که می بینیم و می شنویم، نه فوراً بپذیریم و نه فوراً رد کنیم. به زبان عامیانه کسانی که اهل سبک سنگین کردن هستند، به گونه ای انتقادی اندیشند. متاسفانه، واژه انتقاد در فرهنگ عمومی ما دچار کژ تابی شده و بار معنایی منفی نظیر گلایه و شکایت را به ذهن متبادر می کند و عموماً وقتی با واژه های انتقاد و منتقد روبه رو می شویم ناخودآگاه به یاد آدم های اهل گله کردن و نق زن می افتیم در حالی که مفهوم تفکر انتقادی این چیزها نیست.
 در نظام تربیتی ما چه در خانواده و چه در مدارس، بچه هایی که زیاد سوال می پرسند، معمولاً تحمل نمی شوند. گویی ما به راحت پذیرفتن، زود قانع شدن و زود تن به یک تصمیم دادن عادت کرده ایم. حال آن که در تفکر انتقادی، فرد با دقت و حوصله، مقایسه و ارزیابی با مسائل و موضوع ها برخورد می کند. به همین دلیل تفکر انتقادی را در عصری که بشر در انبوه اطلاعات و امواج ارتباطات احاطه شده، یک ضرورت فرهنگی و تربیتی برای شهروندان می دانند.
به یاد داشته باشیم شهروندان فاقد سواد و مهارت تفکر انتقادی، عموماً مسحور امواج ارتباطی خواهند شد و بارش لحظه به لحظه اخبار، اطلاعات و تبلیغات، امکان انتخاب و داوری مستقل و آگاهانه را از این قبیل شهروندان سلب می کند. لذا شایسته است آموزش و پرورش ما از این نکته مهم غفلت نورزد.
شاهد مثال این مدعا، تغییر میل و ذائقه عموم خانواده ها نسبت به تغییر در سبک زندگی، عادت های غذایی و پوشش ظاهر است. گویا جادوگری ناپیدا و مرموز، مدام به سحر آدمیان مشغول است. جادوگر مذکور رسانه ها و ناپیدایی حضور او همان امواج ماهواره ای است که همیشگی است و توقف ندارد. کار این جادوگر جهانی، نفوذ در سیستم کنترلی مغز و به دست گرفتن فرمان عواطف و احساسات ماست.

البته در این میان آنان که به رموزی دست یابند می توانند بر سحر این جادوگر فائق آیند. کد و رمز غالب شدن بر این بی ارادگی تحمیلی، تردید، پرسش و مقایسه و ارزیابی است. نگرش انتقادی یا همان سنجشگرانه فکر کردن، هم به مثابه یک مهارت است و هم به منزله یک نوع سواد.
سنجشگرانه اندیشی نزدیک ترین معادل برای تفکر انتقادی است. تفکر وقتی انتقادی می شود که ما به یک تصمیم و نتیجه درست برسیم. دستیابی به این سطح از اندیشیدن، ورزیدگی هایی لازم دارد و اصولی می طلبد.
نخستین اصل تفکر انتقادی هم پرسشگری است. همان طور که با شنیدن آب، ماهی به ذهن متبادر می شود، تفکر انتقادی هم با پرسشگری، همزاد و عجین است. هم در خانواده و هم در مدرسه، والدین و معلمانی موفق تر هستند که از همان ابتدا حقایق را عرضه نکنند و به تعبیر حکیمانه امیل شارتیه ذهن فرزندان را گرسنه کنند.
جمع آوری اطلاعات و ارزیابی آن نیز گام های دوم و سوم در این زمینه هستند و گام چهارم در این خصوص نتیجه گیری و تصمیم است و این که فرد بتواند به صحیح ترین راه حل برای مسائل فراروی خود دست یابد.
 تفکر انتقادی را عبارت از فرآیندی پیچیده تر از تفکر عادی و ساده دانسته اند که شامل داوری و قضاوت بر اساس اندیشه خود و دیگران بر مبنای جمع آوری اطلاعات، بررسی، تحلیل، ارزیابی و نهایتاً رسیدن به نتیجه اتفاق است.

آنچه در اینجا ارزشمند تلقی می شود، این است که ما خودمان این مسیر را طی می کنیم. یعنی این خود ما هستیم که آزادانه پرسش می کنیم، با وجود آوار اطلاعات و تبلیغات رسانه ها، اما مختارانه داده ها را شناسایی و بعد ارزیابی می کنیم و باز این خود ما هستیم که نتیجه می گیریم که در مورد فلان موضوع و مساله چگونه رفتار کنیم.
فرزندانی که از کودکی در محیط خانه و مدرسه منتقدانه رشد می کنند، اجازه نمی دهند قدرت انتخاب و استقلال عمل آن ها ربوده شود. با تفکر انتقادی شهروندانی تربیت می شوند که با احساس زندگی می کنند، اما با عقل تصمیم می گیرند. در واقع اینها کسانی هستند که سطح انتظارشان از محیط و جامعه بالاتر از دیگران است و براحتی سر تعظیم در برابر هیچ قدرتی اعم از امپراتوری تبلیغات و غول های اقتصادی، ایدئولوژی های فریبنده و حکومت های خودکامه فرو نمی آورند.
جوامعی که تعلیم و تربیت آن ها گرایش به انتقادی اندیشی دارند، بیش از آن که برای حل مسائل خود به انقلاب فکر کنند، به اصلاح تمایل دارند. شهروندانی که ذهن منطقی و ورزیده دارند، کمتر دچار بن بست در مناسبات فردی و اجتماعی می شوند.
حال باید اذعان کرد نسل جدید، نسل «شاید» است و در برابر «باید»ها جبهه می گیرد. درواقع بلوغ نسل جدید به گونه ای است که خود، راهش را پیدا می کند.
تردید و مقاومت و گاهی لجبازی نوجوانان و جوانان با برخی هنجارها نشان از گرایش آن ها به منتقدانه زیستن و مستقل برگزیدن است اما بزرگان جامعه و نهادهای فرهنگی باید کمک کنند تا نسل جوان در این مرحله نماند و یاریگر آن ها باشند تا این مسیر را آگاهانه بپیمایند.
 در نظام رسمی آموزش و پرورش ما، ورزش ذهنی وجود ندارد و ذهن اندوزی، ملاک برتر واحدهای آموزشی قرار گرفته است.
 دکتر عبدالعظیم کریمی در کتاب «تربیت چه چیزی نیست؟» می گوید: «وقتی تلاش بر این باشد که دیگرانی از بیرون، ملاک و مرجع داوری فعالیت های تربیتی شوند، محصول آن این است که کودک نه او می شود و نه خودش.» بنابراین رسیدن به قدرت داوری اوج تفکر انتقادی است. هر قدر به افراد بیشتر اجازه داوری داده شود، استقلال و اعتماد به نفس بالاتری در آن ها شکل می گیرد و افراد به توانایی های درونی خویش باورمندتر می شوند.
 باید به کودکان و نوجوانان فرصت اندیشیدن داد، معلم و پدر و مادر باید از تجارب متفکرانه بچه ها حمایت کنند و شرایط را به گونه ای فراهم کنند که بچه ها در کلاس درس و محیط جامعه خود را سانسور نکنند. به همین دلیل تفکر انتقادی را هم به عنوان یک نوع سواد و هم به عنوان یک مهارت فرض کرده اند.

اگر به تفکر انتقادی به عنوان یک مهارت نگاه کنیم، کسی که انتقادی می اندیشد باید دارای مهارت هایی همچون جسارت در طرح پرسش، اهل خوب شنیدن، کسب اطلاعات، پرهیز از برخورد تند با دیدگاه های مخالف، ادعای کمتر و دلیل بیشتر، صبر و حوصله و آمادگی روحی و روانی بالابرای پذیرش ایده های جدید باشد.
اگر به تفکر انتقادی به عنوان یک سواد بنگریم، مواجهه ما با مسائل پیرامونی، منطقی تر خواهد شد. سواد انتقادی برای دانش آموزان امروز که چسبندگی بسیار بالایی به رایانه و اینترنت و دنیای دیجیتال دارند، یک ضرورت است. حرکت آموزش و پرورش در این زمینه بسیار کند است.

در شرایطی که بازی های رایانه ای تمام زندگی بچه های ایرانی را احاطه کرده، آقایان در وزارت آموزش و پرورش بعد از ماه ها بحث و تبادل نظر! به این نتیجه رسیده اند که نظر سنجی کنند آیا دانش آموز با خود تلفن همراه به مدرسه ببرد یا نبرد؟!

امروز بیش از هر زمان ما باید شیوه برخورد با اطلاعات و ارتباطات را به بچه ها بیاموزیم تا در برابر یورش برنامه های ماهواره ای و نرم افزاری، قدرت تشخیص و انتخاب خود را از دست ندهند. بچه ها با سواد انتقادی می توانند به یک رژیم مصرف رسانه ای دست یابند و به جای آن که تلویزیون و اینترنت و امثالهم، فرزندان ما را مدیریت کنند، دست کم این نسبت کمی متعادل شود.

بنابراین می توان این گونه نتیجه گرفت که؛

تفکر انتقادی به مثابه سواد و مهارت در فرد برای تعامل با جهان جدید است. تعاملی آزادانه، به دور از القائات بیرونی، آگاهانه و مختارانه بدون آن که قوه تشخیص و انتخاب از کف رود.



:: برچسب‌ها: مرتضی نظری, تفکر انتقادی, آموزش و پرورش, تعلیم و تربیت
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : یکشنبه 15 تیر1393
اگر آموزش و پرورش در مسیر درست قرار بگیرد...
رئیس جمهور درجلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: آموزش و پرورش پایه اصلی فرهنگ کشور محسوب می شود و اگر در مسیر درست قرار بگیرد، این امیدواری وجود دارد که بخش های دیگر نیز کارهای خود را به درستی انجام دهند.
http://upload.ghashang.com/images/xmuwu5dqkyrupzrj2m35.jpg

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، حسن روحانی در این جلسه در سخنان کوتاهی با تاکید بر اهمیت نظام آموزش و پرورش کشور اظهارکرد: آموزش و پرورش اصلی ترین بخش کشور در زمینه تربیت نیروی انسانی آینده و تقویت زیرساخت های کشور است و پایه اصلی فرهنگ کشور محسوب می شود که اگر در مسیر درست قرار بگیرد، این امیدواری وجود دارد که بخش های دیگر نیز کارهای خود را به درستی انجام دهند.

در این جلسه که به ریاست دکتر حسن روحانی برگزار شد، وزیر آموزش و پرورش و دبیر شورای عالی آموزش و پرورش گزارشی از روند پیشرفت سند تحول نظام آموزشی کشور و نقشه راه تعیین شده برای اجرای این سند را به شورا ارائه کرده و اعضای شورا نیز دیدگاه ها و پیشنهادهای خود را در این زمینه مطرح کردند.

بررسی نحوه اجرایی شدن سند تحول نظام آموزشی کشور و تعیین روسای دانشگاه های علوم پزشکی ایلام، بابل، بوشهر، زنجان و قم، مهمترین برنامه جلسه عصر سه شنبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود.

در این جلسه اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با ریاست دکتر علی دل پیشه، دکتر سید مظفر ربیعی، دکتر علیرضا رییسی، دکتر علیرضا بیگلری و دکتر ابوالفضل ایرانی خواه را به ترتیب به عنوان روسای دانشگاههای علوم پزشکی ایلام، بابل، بوشهر، زنجان و قم موافقت کردند.



:: برچسب‌ها: روحانی, آموزش و پرورش, سند تحول نظام آموزشی کشور, شورای عالی انقلاب فرهنگی
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : جمعه 13 تیر1393
شر «شریعتمداری» و دامان پاک «سیدمحمدخاتمی»

هنوز سه روز از سخنان حسن روحانی در مورد اینکه اینقدر گذشته را به یاد نیاوریم نگذشته بود که روزنامه کیهان به مدیرمسئولی « حسین شریعتمداری» بازهم کتاب حوادث سال 88 را ورق زد تا به خوبی نشان داده شود مخاطب حسن روحانی در کنفرانس خبری خود با چه کسانی بود.

به گزارش نامه نیوز، روحانی در این کنفرانس گفت: «اینقدر گذشته را یاد نیاوریم. برخی سرشان را به پشت گرفته اند راه می روند. ما می ترسیم اینها زمین بخورند. حالا یه وقت کاری شد چیزی بود بگذریم تمام کنیم. هی می خواهیم کش بدهیم و بادش کنیم. در این کشور هر کس جرمی کرده قوه قضائیه ببرد محاکمه کند. اگر نگرفتی یعنی پاک است ولش کنیم. اگر کسی دستگیر نشده و در خیابان راه می رود یعنی گناهی و جرمی نکرده. صبح تا شب متهم نکنیم»
سخنان روحانی ساده و قانونی بود. رئیس جمهور به درستی اشاره کرد که وقتی قوه قضائیه کسی را متهم نکرده است، دیگر نیازی نیست ما او را متهم کنیم و بگوییم که او چه هست و چه نیست. این یک خواست قانونی یک حقوق دان از جریان‌های سیاسی بود. اما همین که سخنان روحانی به پایان رسید، کیهان نویس‌ها قلم به دست گرفتند، و خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران را متهم به مفسد فی الارضی کردند. در سرمقاله روزنامه کیهان نویسنده، خاتمی و موسوی را متهم به مفسد بودن کرده است و از قوه قضائیه خواست است که آنها را محاکمه کند، او در مقاله خود از خاتمی و موسوی به عنوان سران فتنه یاد کرده است.

داستان خاتمی و کیهان، خود داستان هزاروشب است، داستانی که کیهان‌های امروز علیه کیهانی دیروز نوشته‌اند. این روزنامه از زمانی که در اختیار شریعتمداری قرار گرفت، تبدیل به مخالف خوانی بزرگ برای دولت‌های ایران شد.  اوج داستان خاتمی و کیهان به حوادث سال 88 و حضور شریعتمداری در تلویزیون و در برنامه‌ای خاص به عنوان « دیروز، امروز، فردا» برمی‌گردد. شریعتمداری، خاتمی را مهره غرب در ایران می‌دانست که نقشه آنها را در حوادث سال88 بازی می‌کند. هنوز هم شریعتمداری اعتقاد دارد که جورج سورس، در دیدار با خاتمی، دستور العمل فتنه در ایران را صادر کرده است.

کیهان بعد از سال 88 و حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، بسیار سعی کرد تا خاتمی را نیز به بهانه‌های مختلف متهم به کارشکنی علیه نظام کند تا قوه قضائیه مجبور شود، رئیس جمهور پیشین ایران را محاکمه و بازداشت کند. آنظور که از نوشته‌های شریعتمداری و دوستانش در روزنامه کیهان مشخص است، آنها خاتمی را عامل اصلی بحران سال 88 می‌دانند که دستورهای او را موسوی و کروبی اجرا کردند و خاتمی از بیرون آنها را نظاره کرده است و امروز بعد از حصر موسوی و کروبی، خاتمی خود را کنار کشیده است و سعی می‌کند با سخنان خود این جریان را تطهیر کند.

تلاش چندساله کیهان اما بدون نتیجه ماند و خاتمی با کمک هاشمی رفسنجانی، توانست نقش یک سیاستمدار رئیس جمهور را بازی کند. کیهان تلاش کرده بود، خاتمی را از ذهن مردم ایران با اتهامات فراوان پاک کند، اما هیچ توفیقی به دست نیاورد و حتی خاتمی بعد از چهارسال در فیلم انتخاباتی حسن روحانی در صداوسیما حاضر شد، تا مردم بار دیگر چهره رئیس جمهور سابق ایران را در تلویزیون ببیند.

خاتمی و هاشمی با توجه به محبوبیتشان در جامعه، توانستند با ایجاد یک ائتلاف سیاسی و کناره گیری عارف به نفع حسن روحانی، « شیخ دیپلمات» را راهی قوه مجریه کنند تا نشان دهند، تمام تلاش‌های شریعتمداری و دوستانش برای حذف خاتمی و هاشمی شکست خورده است و این دو هنوز مورد قبول مردم هستند.

در کنار مردم اما برخی دیگر دوستان شریعتمداری از جریان اصول گرایی نیز هنوز از سید محمد خاتمی به عنوان یک چهره قابل احترام و فرهنگی یاد می‌کنند. برنامه شناسنامه که جمعه‌ها از شبکه سه پخش می‌شود که اجرای آن برنامه نیز به عهده مجری معروف نزیک به یک جریان خاص است سعی کرد با پرسیدن نظر مهمان خود در مورد خاتمی، ذهن مردم را به این سمت بکشاند که خاتمی علت اصلی حادثه 88 بوده است، اما بسیاری از مهمانان این برنامه از خاتمی به عنوان یک چهره فرهنگی یاد کردند تا تیر این گروه به سنگ بخورد.

محسن اسماعیلی، از اعضای شورای نگهبان از مهمانان این برنامه در مورد خاتمی می‌گوید:« شخصیت نجیب و فرهیخته که به موضع گیری‌های شفاف نیازمند است». مرضیه حبیب چی نیز می‌گوید:« ایشان انسان فرهنگی و خوبی هستند. انشاالله زحماتی که برای انقلاب کشیدند مورد لطف خدا قرار بگیرد.» حسین مظفر نماینده اصول گرای مجلس نیز در مورد خاتمی می‌گوید:« من برای شخص آقای خاتمی احترام زیادی قائلم، انسان مودب و فرهخیته ای است»

غفوری فرد نیز او را فرزند آیت‌الله سید روح الله خاتمی می‌داند. همانطور که مشاهده می‌کنید، اصول گرایان نیز از خاتمی به نیکی یاد می‌کنند درست برخلاف روزنامه‌ای که سعی می‌کند، این رئیس جمهور سابق ایران را رهبر حوادث سال 88 بنامند.

بازخوانی را مردم به حسن روحانی نشان می‌دهد که که آنها از دست افراط گری‌ها به اعتدال پناه بردند و پیام واضح خود را به گوش آقایان رساندند. اما گویی این پیام هنوز توسط کیهان نشین‌ها دریافت نشده است. دیگر شعار خاتمی و فتنه، داستان نخ نما شده‌ای است که حتی دوستان روزنامه کیهان نیز از آن خسته شده‌اند و دوست دارند که این روزنامه و مدیر مسئول آن به این بازی خود پایان دهد تا آنها بتوانند حداقل کرسی‌هایی از مجلس دهم را به خود اختصاص دهند.

در آخر بازهم خالی از لطف نیست سخنان روحانی در مورد بازگشت عده‌ای به گذشته را مرور کنیم:« اینقدر گذشته را یاد نیاوریم. برخی سرشان را به پشت گرفته اند راه می روند. ما می ترسیم اینها زمین بخورند. حالا یه وقت کاری شد چیزی بود بگذریم تمام کنیم. هی می خواهیم کش بدهیم و بادش کنیم. در این کشور هر کس جرمی کرده قوه قضائیه ببرد محاکمه کند. اگر نگرفتی یعنی پاک است ولش کنیم. اگر کسی دستگیر نشده و در خیابان راه می رود یعنی گناهی و جرمی نکرده. صبح تا شب متهم نکنیم»

دریک نگاه :

خاتمی ؛ هاشمی ؛ روحانی مچکریم



:: برچسب‌ها: شر «شریعتمداری», دامان پاک «سیدمحمدخاتمی», روحانی, حوادث 88
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : جمعه 13 تیر1393
پاسخ دکتر علی مطهری فرزند خلف شهید مطهری به روزنامه رسالت
مدیر مسئول محترم روزنامه رسالت
با اهداء سلام، در سرمقاله روز دهم تیر ماه آن روزنامه مطلبی در ارتباط با اینجانب درج شده بود که لازم است نکات ذیل به اطلاع خوانندگان محترم آن روزنامه برسد. مستدعی است طبق قانون مطبوعات در اولین شماره و در همان محل عینا درج شود:

1. این که بخواهیم اصرار بر ریزش های انقلاب داشته باشیم و همه منتقدان را ریزش انقلاب به حساب آوریم حاکی از بی مهری و تعلق خاطر نداشتن و بی تفاوتی نسبت به آینده انقلاب اسلامی و انحصار طلبی در قدرت است. فقط کسانی و گروه هایی که بر ضد انقلاب اسلامی قیام مسلحانه کرده اند ریزش انقلاب محسوب می شوند. گروهی مانند گروه سید مهدی هاشمی که قبل از انقلاب مرحوم شمس آبادی را به قتل رساند، از ابتدا در دایره انقلاب نبودند که بخواهند بعدا ریزش پیدا کنند. نهضت آزادی هم اگر پاسخ منسوب به امام خمینی به نامه وزیر کشور وقت درباره این گروه اصالت داشته باشد، این نامه حداکثر می رساند که پست های کلیدی نباید به دست این گروه سپرده شود و الا خارج از دایره انقلاب نیستند و ریزش محسوب نمی شوند. همین طور معترضان به انتخابات سال 88 ریزش انقلاب محسوب نمی شوند بلکه صرفا منتقد شمرده می شوند چنانکه هر نظام سیاسی و هر حکومتی منتقدانی دارد. به هر حال ملاک ریزش فقط قیام مسلحانه است.

2. اگر آیت الله (العظمی)منتظری برای تصدی مسئولیت رهبری مناسب نبوده و انتقاداتی نیز به نظام داشته است آیا این امر می تواند مجوزی برای رفتارهای خشنی باشد که در حق او انجام شد و مثلا همه اموال و تجهیزات حسینیه او به غارت رفت. آیا این توصیه امام (ره) که آیت الله منتظری گرمی بخش حوزه علمیه باشد و از فقاهت ایشان استفاده شود عمل شد؟
مشکل سرمقاله نویس روزنامه رسالت این است که فکر می کند اگر کسی انتقادی به نظام داشت باید به نحوی حذف شود، به این معنی که یا ساکت بماند یا با حصر خانگی دچار مرگ زودرس تدریجی شود و یا به نحوی به دنیای دیگر رخت بربندد، به عبارت دیگر مردم باید سه دسته باشند، یا متملق و چاپلوس و مجیزگو یا ساکت و یا منتقدانی که تحت نظر بوده و حق اظهار نظر ندارند و خلاصه همه باید یک حرف بزنند، در غیر این صورت ریزش انقلاب محسوب می شوند. این طرز فکر با بیان رهبر انقلاب که در 14 خرداد 92 به رعایت احترام مخالفان توصیه کردند سازگار نیست.
3. مغالطه سرمقاله نویس رسالت جالب است که حصر خانگی فعلی را به محافظت از عایشه پس از جنگ جمل –که برای حفظ احترام همسر پیامبر بود- تشبیه می کند، یعنی اولا اعتراضات سال 88 به انتخابات را نظیر جنگ جمل یعنی یک قیام مسلحانه می داند و ثانیا حصر فعلی را نظیر آن محافظت احترام آمیز معرفی می کند. سستی این استدلال و بغض و کینه سرمقاله نویس نسبت به محصوران کاملا هویداست.
4. جالب تر این است که سرمقاله نویس ما قبل از آنکه دفاعیات متهمان مورد نظر را بشنود و نقش و تاثیر طرف دیگر فتنه را نیز در نظر بگیرد، در حالی که صلاحیت قضاوت نیز ندارد حکم قضائی صادر می کند که آنها محارب و باغی هستند و حکمشان اعدام است، کاری که حتی پیامبر خدا هم خود را مجاز به انجام آن نمی داند. اما این که وی چه لذتی از اعدام منتقد و معترض می برد شاید نیاز به یک روانکاوی داشته باشد.
سخن آخر این که تا زمانی که مانند سرمقاله نویس رسالت نخواهیم انصاف را رعایت کنیم و تعصب و کوردلی ما را از دیدن حقیقت محروم کرده باشد و تا زمانی که نخواهیم به ریشه های حوادث سال 88 و اتهامات طرف مقابل بپردازیم و در واقع تا زمانی که نخواهیم به اشتباهات خود در آن ماجرا اعتراف کنیم و از روشن شدن حقایق برای مردم در هراس باشیم و به همین جهت از محاکمه متهمان وحشت داشته باشیم، این ماجرا به نقطه پایان خود نخواهد رسید و برای انقلاب اسلامی هزینه خواهد داشت.
دریک نگاه:
علی جان یا علی مدد!!


:: برچسب‌ها: دکتر علی مطهری, فرزند خلف شهید مطهری, آیت الله العظمی منتظری
نويسنده : داود غفاری
تاريخ : جمعه 13 تیر1393