آموزشی،فرهنگی ،خبری ،سیاسی و اجتماعی- داود غفاری - به روز شده در بهمن ماه سال 92

هاشمی گذشته، حال، آینده

«آیا هاشمی عوض شده است.» گروه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی امروزه با این گزاره عموما موافقند و به آن پاسخ مثبت می‌دهند. بهترین بینه و دلیل این ادعا اتفاقا گفتار و رفتار کسانی است که روزی روزگاری شعار می‌دادند «مخالف هاشمی، دشمن پیغمبر است.» این شعار اغراق‌آمیز و مطلق‌اندیشانه از قضا در ایامی سر داده می‌شد که نخبگان و روشنفکران به هاشمی انتقاد‌های جدی داشتند. در پیش گرفتن سیاست‌های لیبرالی در اقتصاد و دامن زدن به مصرف‌گرایی و اشرافی‌گری، نداشتن روحیه انتقاد از خود، استبداد رأی، بی‌توجهی به مردمسالاری و آزادی‌های سیاسی و حقوق مخالف از جمله انتقادها به هاشمی بود. هاشمی، آن روزها به تبع نقش‌ها و مسئولیت‌هایی که در فراز و فرود مبارزه‌های سیاسی و روند پیروزی و تثبیت انقلاب ایفا کرده بود، چهره شاخص و نماد نظام جمهوری‌اسلامی شناخته ‌می‌شد و به همین دلیل مدافعان وضع موجود، مخالفت با او را با ضدیت با نظام برابر می‌دانستند.
هرچند آرایش سیاسی نیروها در آن زمان حول موافقت یا مخالفت با هاشمی شکل گرفته بود و وی عنصر مهمی از ساختار قدرت سیاسی کشور محسوب می‌شد، با این حال، در همان ایام نیز روند اوضاع در جهت کاهش نقش و قدرت سیاسی هاشمی پیش می‌رفت. محافظه‌کاران که نه به مردمسالاری باور جدی و اصولی دارند و نه تداول قدرت را ضرورتی برای پایداری و استمرار نظام سیاسی می‌دانند و حذف رقیب را ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین روش می‌شناسند، به تدریج از هاشمی فاصله گرفتند و او را به حاشیه خاکستری قدرت سوق دادند.
هاشمی به حاشیه رفت اما به انزوا نرفت. این امر به دو دلیل رخ نداد. 1- احساس مسئولیت، 2- انتقاد از خود. او مرد میدان‌های دشوار بوده است. سرد و گرم چشیده سیاست و انقلاب است و در برآمدن پدیده‌ای به‌نام جمهوری‌اسلامی ایران خود را سهامدار می‌داند. سهامداری که البته طی دهه اخیر عمدتا از زیان‌های دوره‌ای آن نصیب برده ‌است. بدیهی است که در قبال سرنوشت این «پدیده»، پدرانه احساس مسئولیت دینی و اجتماعی داشته باشد. اما صرفا این نیت و اراده او به حضور در عرصه سیاست و ورود به دشوارترین میدان حیات اجتماعی هاشمی نیست که مانع انزوای وی شد؛ به نظر می‌رسد که بازنگری، انتقاد از خود و پروای سیاسی است که نه تنها انزوای هاشمی را مانع شد، بلکه اقبال نخبگانی و عمومی به وی را نیز در پی داشت.
هاشمی پس از مدتی حاشیه‌نشینی، با نامزد شدن برای نمایندگی مجلس ششم کوشید تا دوباره برای ایفای نقشی موثرتر در ساختار مدیریتی-سیاسی کشور وزن خویش را بیازماید و بعد... در انتخابات ریاست‌جمهوری 84 این آزمون را تکرار کرد. اما آنچه مانع بازگشت موفقیت‌آمیز هاشمی در آن دو تجربه انتخاباتی شد، بارز و آشکار نشدن بازنگری‌های هاشمی و بروز ‌نیافتن دریافت‌های تازه وی از شیوه‌ها و رفتارهای مردمداری و حکمرانی بود. وی در آن مقطع یا هنوز دگرگون نشده بود یا به خوبی نشان نداد که در شیوه‌های پیشین خود تجدیدنظر کرده است. نه منتقدان و نه مردم باور نکردند که هاشمی عوض شده باشد و با تجدید‌نظر در منش‌ها و روش‌های گذشته خود، دوباره آمده است تا خدمتی بکند. البته اشتباه راهبردی اصلاح‌طلبان-یا فقدان درایت سیاسی آن‌ها- را نیز نباید در شکست سیاسی هاشمی نادیده گرفت.
حوادثی که بعدتر اتفاق افتاد این فرصت را فراهم کرد تا هاشمی نشان دهد واقعا عوض شده است و اکنون دیگر به مردم چگونه می‌اندیشد، چه نقشی برای مردم در تاسیس و استمرار حکومت قائل است و درباره توزیع و تداول قدرت چه نگرشی دارد. زندان رفتن فائزه یا بازداشت مهدی ممکن است در بازسازی وجهه و اعتبار هاشمی نقشی ایفا کرده‌باشد، اما عامل مهم و تعیین‌کننده در این میان، بازگشت هاشمی به باورها و آموزه‌های گذشته است، به ارزش‌‌هایی که محرک او برای مبارزه با نظام گذشته بود. هاشمی در گذشته انتقادپذیر نبود. به مدیریت و تمرکز مدیریت، بیشتر از نگاه‌های انتقادی و بررسی‌های کارشناسی بها می‌داد. به همین دلیل از نخبگان و روشنفکران منتقد فاصله گرفته بود. هاشمی اکنون به نظر می‌رسد -حداقل در گفتار و به واقع در مواردی در کنش و رفتار- در نوع نگاه به مسائل و مناسبات اجتماعی رویکرد تازه‌ای پیدا کرده است و در سمت میانگین خرد‌جمعی و اجماع مردمی برای خروج کشور از تنگناها و بحران‌ها قرار گرفته است. این بازگشت دستاوردی ارزشمند برای هاشمی است. از این منظر، هاشمی اگر رییس‌جمهوری شود و فرصت پیشبرد دیدگاه‌ها و سیاست اقتصادی و اجتماعی خود را بازیابد، رسالت خود را در بازپسین سال‌های حیات انجام داده است –در‌واقع آینده است که بستر و محکی برای آزمون هاشمی تغییریافته یا هاشمی92 فراهم می‌کند- و اگر به هر دلیلی رییس‌جمهوری هم نشود، همین که محبوبیت و مقبولیت نخبگانی و مردمی پیدا کرده است، به عنوان چهره‌ای ملی در حافظه ملت ایران یادگار می‌ماند. به عبارت دیگر، هاشمی در هر ‌حال می‌تواند پیروز میدان تازه‌ای باشد که با همه توان و اعتبار خویش پای در آن گذاشته است.
اما پارادوکس این روزهای جامعه ما همچنان موضوع موافقان و مخالفان هاشمی است. موافقان دیروز، کسوت مخالف پوشیده‌اند و پنهان و آشکار در تدارک گشودن جبهه‌ای هستند تا نگذارند هاشمی- که اینک به نماد عقلانیت و کارآمدی برای حل معضلات و مشکلات نظام بدل شده‌ است- رییس‌جمهوری شود.بهروز گرانپایه
http://parsianupload.ir/images/eaok2ldog3wxmwkbuhg.png



:: برچسب‌ها: هاشمی رفسنجانی, انتخابات
نویسنده : داود غفاری
تاریخ : سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲