مبنای شکل گیری آموزش وپرورش دانایی است « دانستن حق انسان است» جایگاه آموزش وپرورش هم به معنای اخـص آن و هم به معنـای اعم آن به عنـوان زیـر بنای رشد و تـعالی انسان ها درآستانه هزاره سوم ، برکسی پوشیده نیست . استفاده درست و بهینه از آموزش و پرورش نوین و کارآمد میتواند آینده ای بهتر را فــراروی انسان قرار دهد . هم اینک دست یاری کلیـه صاحبنظـران ، فرهنگیان، فرهیختگان ، دانش پژوهـان ومحققــان را درسراسر گیتی با تمام وجود می فشـــارم و « منتظـر حضــور سبـزتان هستـم» . با تشکر فراوان- مدیر سایت داود غفاری
«تخريب ها همواره نتيجه عکس مي دهد و فقط باعث زحمت دوستان است که
آن را انجام مي دهند.» «سيدمحمد خاتمي» با اين جمله کوتاه به برپاکنندگان غائله
احتمال ترورش پاسخ داد. پنجشنبه گذشته روزنامه معروف اصولگرا در سرمقاله اش به
خاتمي هشدار داده بود که از سرنوشت بي نظير بوتو عبرت بگيرد و بازيچه امريکا و
اصلاح طلبان تندرو نشود. لحن تند يادداشت اين روزنامه حامي دولت چنان بي سابقه و
منحصربه فرد بود که به تندترين واکنش اصولگرايان براي جلوگيري از به دست گرفتن
دوباره قدرت توسط اصلاح طلبان تعبير شد. اما خاتمي ديروز در ديدار با جمعي از
دانشجويان دانشکده خبر فعاليت ستادهاي تخريب را بي نتيجه دانست و گفت؛ «در حال حاضر
رسانه هاي عمومي و بسياري از محافل و نهادها درصدد تخريب اصلاح طلبان هستند که
البته اين تخريب ها هميشه نتيجه عکس داده است و جز زحمت دوستان باعث لطمه زدن به
ارزش ها مي شود، چون دروغ و نسبت هاي ناروا را نمي توان به اسلام و ارزش ها نسبت
داد.»خاتمي آنگاه تاکيد کرد اين تخريب ها تنها در يک صورت قابل کنترل است؛ «به نظرم
اگر تدبيري باشد، تخريب ها کنترل مي شود و در اين صورت ما شاهد انتخابات پرشور
خواهيم بود.» خاتمي پاسخ اش را با يک آرزو مبني بر اينکه «با مسائل با تدبير و
انصاف برخورد شود» پايان داد، ولي واکنش حاميانش به ملايمت او نبود. چنان که مجمع
روحانيون مبارز با انتشار بيانيه يي صريح اللهجه خواستار تغيير در اداره کنندگان
روزنامه معروف اصولگرايان شد و برخي از ديگر اصلاح طلبان نيز از قوه قضائيه درخواست
کردند به اين مساله ورود پيدا کند. راستگرايان اگر چهار سال قبل با معرفي يک
کانديداي ناشناخته موفق شدند نظر مردم را به شعارهاي اصلاحي در حوزه اقتصادي و
اجتماعي جلب کنند، هم اکنون بعد از يک تجربه مديريتي در دستگاه اجرايي، ميزان
توانايي آنها مشخص شده است. بر مبناي اين تحليل ورود چهره هاي مطرح و خوش سابقه
اصلاح طلبان مساله يي نيست که بخشي از اصولگرايان به راحتي از کنار آن بگذرند. از
همين رو است که ستادهاي تخريب اصلاح طلبان فعال مي شود و در کنار تخطئه هاي هميشگي
گروه ها و چهره هاي طيف چپ، موضوع احتمال ترور يکي از کانديداهاي اين جريان مطرح مي
شود. روزنامه معروف اصولگرا چند روز بعد از هجوم تعدادي از «گروه هاي فشار» به
خاتمي در مراسم راهپيمايي 22بهمن، ورود خاتمي به انتخابات را سناريو کشورهاي بيگانه
عنوان کرد که نتيجه آن ترور وي با آمريت امريکا و عامليت اصلاح طلبان خواهد بود.
اين روزنامه بعد از واکنش هاي گسترده به انتشار چنين مقاله يي ديروز بر موضع خود
پاي فشرد و اصلاح طلبان را متهم کرد که به خاطر لو رفتن نقشه آنان توسط سرمقاله
نويس روزنامه عصباني شده اند . نويسنده مقاله اين مرتبه مديرمسوول روزنامه بود
که در بخشي از يادداشت اش به صراحت از مجمع روحانيون مبارز نام برد و آنها را متهم
کرد که شايد از طرح چنين موضوعي خيلي هم بدشان نيامده است. او نوشت؛ «کجاي اين
هشدار (اشاره به مطلب روز پنجشنبه 24/11/87 با عنوان براي مشارکت يا برهم زدن)
ضداخلاقي، تهديدآميز، گستاخانه و چنين و چنان است که اعصاب مدعيان اصلاحات را به هم
ريخته و به جار و جنجال واداشته است؟، تا آنجا که مجمع روحانيون مبارز عليه روزنامه
«بيانيه رسمي»، و بلندبالايي صادر کرده و آسمان و زمين را به هم دوخته است که
وادموکراسيا، وا اخلاق مطبوعاتيا، وا... وا...؟، مگر چه شده است؟، بايد از مدعيان
اصلاحات و مخصوصاً از مجمع روحانيون مبارز پرسيد چرا از هشدار روزنامه عصباني شده
ايد؟ آيا «امريکا» را تروريست نمي دانيد و به همين علت، از اينکه روزنامه به ساحت
مقدس،، عموسام نسبت تروريسم داده است، فرياد وااخلاقا، برآورده ايد؟، يا، از اينکه
اين هشدار، نقشه احتمالي امريکا را نقش برآب کرده است، عصباني شده ايد؟ يا خداي
نخواسته، از اين رخداد احتمالي چندان هم بدتان نمي آيد،، و... اگر هيچ يک از اين سه
علت باعث عصبانيت شما نيست، پس عصبانيت و سر و صداي شما براي چيست؟، خودتان قضاوت
کنيد،» مديرمسوول اين روزنامه اصولگرا در مقاله اش با عنوان «شما چرا؟» با بيان
اينکه روزنامه بايد به خاطر هشدار به موقع اش تشويق شود، سه دسته را متهم مي کند که
از هشدار آنها «عصباني شده و دست و پاي خود را گم کرده اند.» او مي افزايد؛
«اول، کانوني که قصد ترور داشته است و با هشدار کيهان، نقشه خود را نقش برآب مي
بيند. دوم، کساني که زلف خود را با کانون ترور کننده گره زده اند و از اينکه کانون
يادشده تروريست معرفي شود، حيثيت سياسي خود را بر باد رفته تلقي مي کنند و سوم،
کساني که به هر علت و انگيزه از شخصيتي که نسبت به ترور او هشدار داده شده است، دل
خوشي ندارند و ترجيح مي دهند احتمال ترور او مطرح نشود تا تروريست ها با خيال راحت
نقشه خود - که آرزوي دسته اخير نيز هست - را به اجرا درآورند.
آيا غير از
اين سه گروه که به آنها اشاره شد، هيچ آدم عاقل، باانصاف... و باوجداني از هشدار
روزنامه درباره احتمال ترور فيزيکي يک شخصيت نظام عصباني شده و برمي آشوبد؟ معلوم
است که نه.» با تداوم پروژه اتهام زني به اصلاح طلبان حامي خاتمي براي ترور وي
«سيدمحمد خاتمي» خود در مقام پاسخگويي درآمد و به اعضاي ستاد تخريب پيام داد که خود
را به زحمت نيندازند چون تخريب ها نتيجه عکس دارد. البته او از اين مساله که
«متاسفانه رسانه يي که بتوان با اقشار مختلف مردم ارتباط برقرار کرد در اختيار
اصلاح طلبان قرار ندارد»، گلايه کرد، ولي در همان حال تاکيد کرد «نمي آييم تا شکست
بخوريم.» به گزارش روابط عمومي دفتر خاتمي، او گفت؛ «تمام رسانه هاي پر تيراژ،
تعيين کننده و مهم در اختيار يک سليقه خاص است و وظيفه خود مي داند آن سليقه يي را
که نمي پسندد تخريب کند.»
سيدمحمد خاتمي اقتصاد را نيز مساله مهم ديگري
دانست و تاکيد کرد؛ «جامعه مسائل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و اعتقادات خاص خود را
دارد و ما با اين واقعيت ها روبه رو هستيم. در جامعه يي که آب و نان نباشد، نمي
توان از آزادي هاي مدني دم زد.» رئيس جمهور سابق کشورمان با اشاره به اين حديث
پيامبر اکرم(ص) که «اگر نان نباشد نماز و روزه هم نخواهد بود»، گفت؛ «کسي که شکم
گرسنه دارد يا کسي که زندگي آشفته دارد و اميد به آينده ندارد مجالي ندارد تا
درباره آزادي بينديشد. به همين دليل بود که ما گفتيم توسعه بايد همه جانبه باشد و
همه امور بايد با توجه به واقعيت و شرايط تاريخي جامعه باشد و با شرايط تاريخي
جامعه به جلو برود.»
خاتمي تاکيد کرد؛«جامعه بايد بداند اگر اصلاح طلبان
سرکار بيايند از اولويت دار ترين کارها، پرداختن به مسائل عيني جامعه است در عين
حال که بقيه اهداف اصلي را فراموش نخواهد کرد. همان طور که در دوره اصلاحات موفق
ترين بخش هاي ما بخش اقتصادي بود.» رئيس دولت اصلاحات يادآور شد؛«با اينکه شعار
اصلي ما اقتصادي نبود اما متاسفانه به دليل شتاب زدگي اين گونه القا شد که اصلاحات
فقط يک رسالت دارد که متوجه جنبه هاي سياسي است و ما حتي با رسانه هايي که در
اختيار داشتيم، نتوانستيم به مردم بگوييم در کشور کارهاي بزرگي صورت گرفته است و از
«هيچ»، چيزهاي بزرگي ساخته شده است. در زمينه عدالت اجتماعي گام هاي بزرگي برداشته
شد و کساني که خود را سخنگوي اصلاحات مي دانستند، کمتر به خود زحمت اين را دادند که
بگويند چه زحمت هايي براي زندگي مردم کشيده شده است.» خاتمي افزود؛ «در دوره
اصلاحات فقط تيراژ روزنامه و کتاب افزايش پيدا نکرد، يکي از دستاوردهاي مهم تربيت
خبرنگاران جوان و خوشفکر بود که متاسفانه امنيت و تضمين براي شغل و کار آنها ايجاد
نشد.» رئيس دولت اصلاحات همچنين با تاکيد بر اينکه «تفکري که انقلاب کرد و در
قانون اساسي منعکس شد و مردم به خاطر آن به صحنه آمدند، تفکر، خط و راه امام(ره)
بود»، اظهار داشت؛ «البته از ابتدا نيز کساني بودند که با اين تفکر و بعد از انقلاب
با شيوه ها و روش هايي که انقلاب مي خواست استقرار پيدا کند، سازگار نبودند.»
سيدمحمد خاتمي هشدار داد؛«يکي از خطراتي که بوده و اکنون وجود دارد تقابل ميان
اين دو تفکر است. البته وجود آنها در عرصه مشکلي ندارد، ولي مهم اين است که آيا
تفکري که با فکر امام و انقلاب و خواست هاي تاريخي ملت سازگار نيست، مي خواهد متصدي
امر شود و خود را محور انقلاب بداند و هر سليقه و فکر مخالفي را ولو اينکه همسو با
خواست تاريخي ملت و انديشه هايي باشد که در انقلاب تجلي پيدا کرد، از رده خارج
کند؟» وي ادامه داد؛ « فاصله مان تا رسيدن به اهداف انقلاب زياد است و بايد بدانيم
فرصت ها کم ايجاد مي شود و استفاده کردن از اين فرصت ها خيلي مهم است و بدتر از
استفاده نکردن از فرصت ها، آن است که فرصت ها تبديل به تهديد شود.» خاتمي با بيان
اين مطلب که ما صرف نظر از مشکلات پيش و پس از انتخابات که در ضمن بيان دغدغه هايم
اشاره هايي به آنها داشتم، در موقعيت حساسي هستيم، گفت؛ «وقتي به صحنه مي آييم بايد
با برنامه ريزي براي پيروزي باشد. براي ما که پست و مقام نمي خواهيم و فقط آرمان
ها، اعتقادات و دلبستگي هايي به اسلام، انقلاب و مردم داريم و تعهدي در مقابل خدا،
مردم و خواست تاريخي مردم داريم، اگر به صحنه مي آييم براي خدمت مي آييم و بنابراين
نمي آييم تا شکست بخوريم. اگر از همه مراحل گذشتيم و يک اصلاح طلب سر کار آمد،
مشکلات بزرگي پيش روي اوست که هميشه دغدغه خاطر من بوده است.»