دکتر صادق زیباکلام -یکی از بازتابهای تحولات اخیر
افزایش فشار بر آیتالله هاشمیرفسنجانی بوده است.به نظر میرسد برخی که
دراردوگاه نزدیکان دولت هم هستند، در هر روزی که فضا ایجاب میکند به سروقت
هاشمیرفسنجانی رفته و تلافی همه مشکلات و ناملایمات سیاسی را بر سر وی
خالی میکنند. با این که هاشمی دیگر نقشی تاثیر گذاری ندارد،
معالذلک همچنان در خط اول آتش حمله تندروها قرار دارد. برخی از
آنان وی را تحت فشار گذاردهاند که باید تکلیف خود را روشن کند. گروهی
دیگری شعار مرگ بر ... را در اجتماعاتشان به راهانداختند و جمعی دیگر برای
وی ضربالاجل تعیین کردند که تا فلان ساعت اگر برائتنجویی،چنین و چنان
خواهد شد. اشتباهی که «هاشمیستیزان» میکنند آن است که گویا به شخصیت
سیاسی ایشان آشنایی چندانی ندارند، آنان تصور میکنند با تهدید و ارعاب با
فضاسازی و با سردادن شعار، وی را به تسلیم وادارند. هاشمی رفسنجانی از
سالهای 37و38 مبارزه سیاسی و زندگی سیاسیاش را شروع کرده ، ظرف این 50
سال او توفانها، بحرانها و سختیهای زیادی را پشت سر گذارده، او
بیدینیست که با سردادن شعاری بلرزد. و نیز در گذشته، سابقهای به چشم
نمیخورد که در مواجه شدن با تهدید و ارعاب تسلیم شده باشد. اتفاقا یکی از
مشخصههای زندگی سیاسی هاشمی رفسنجانی عبارت است از ایستادگی در برابر
تندروی و رویارویی با تندروها. او معتقد است که مشکلات و مسائل کشور با
تندروی حل نخواهد شد. به جای تندروی باید وارد تفاهم و مدارا شد.واقعیت هم
نشان داده که هاشمی دنبال آرامش است و میگوید، مشکلات اجتماعی را نمیتوان
با تندروی حل و فصل کرد. اما فرض بگیریم که حق با جریان تندرو است و هاشمی
رفسنجانی اشتباه میکند. آیا با برخورد تند میتوان مشکلات و مسائل سیاسی،
اجتماعی را حل و فصل کرد. آیا با کسی که راه حلی خیرخواهانه برای حل و فصل
مشکلات و مسائل کشورش ارائه میدهد، میبایسیتی اینگونه برخورد کرد؟ آیا
در جوامع دیگر هم علیه منتقدینشان شعار «مرگبر» میدهند؟ برخلاف تصور
تندروها، فشار بر هاشمی و به راه انداختن شعار از یکسو باعث جزمتر شدن عزم
و اراده مشاورالیه شده و از سوی دیگر باعث افزایش حمایت از ایشان در میان
جریانات سیاسی میانهرو و معتدلتر جامعه خواهد شد. راه حل هر پدیدهای در
قانون اساسی مشخص شده و هر گونه اقدام خلاف قانون میتواند برای وحدت که
نیاز اصلی امروز کشور است، مخل وحدت باشد.آرمان