آموزشی،فرهنگی ،خبری ،سیاسی و اجتماعی- داود غفاری - به روز شده در بهمن ماه سال 92

ناگفته‌های هاشمی از انتخاب آیت‌الله منتظری به قائم مقامی رهبری
آینده نوشت:با وجود آن كه از مدتها قبل پیشنهاد یك گفتگوی مطبوعاتی صریح را به آیت الله هاشمی رفسنجانی داده بودیم، ایشان بنا به دلایل و مصالح گوناگونی این پیشنهاد را نپذیرفته و به بعد موكول می كردند تا اینكه در پاییز سال گذشته و به بهانه انتشار خاطرات سال 1367 خود  و پایان یافتن خاطرات دوره دفاع مقدس و دهه نخست انقلاب، مجددا این پیشنهاد را طرح كردیم كه آیت الله هاشمی این بار انجام یك گفتگوی مشروح درباره ناگفته ها و ابهامات خاطرات ایشان در دهه اول انقلاب را پذیرفتند.
جلسه نخست این گفتگو در آذر ماه  سال گذشته انجام شد و جلسات دوم و سوم مصاحبه قبل و بعد از برگزاری اجلاس خبرگان رهبری برگزار گردید. اگرچه عنوان گفتگو ابهامات و ناگفته های خاطرات هاشمی رفسنجانی بود، اما در موارد زیادی حساسیت مسایل مربوط به امنیت ملی و مصالح نظام و آبروی اشخاص اقتضا كرد ایشان برخی پاسخها را خارج از متن مصاحبه یا در حاشیه جلسه بیان كند و در بیان برخی سوالات نیز اظهار داشت پس از بیش از 20 سال رازداری، باز هم تصمیم به بیان آنها  ندارد.
با این وجود متن پیش رو كه تصمیم داریم انشاءالله به صورت هفتگی در سایت «آینده» منتشر شود ، حاوی نكات و مطالبی است كه برخی از انها برای نخستین بار  در فضای رسمی رسانه‌ای منتشر می گردد.
در بخش اول، آیت الله هاشمی رفسنجانی ضمن توضیح برخی موارد درباره نحوه نگارش خاطرات، به بیان ناگفته های انتخاب آیت الله منتظری به عنوان قائم مقام رهبری و پاسخ برخی ابهامات در این زمینه می پردازد.

برخی فرازهای مهم این گفت و گو در ادامه می آید:
*بر اساس مشاهدات عینی خودم و اطلاعات واقعی كه بود، یك مسیر تاریخی را مشخص می‌كردم و می‌نوشتم. برای اینكه نظمی هم داشته باشد، ترجیح دادم كه در یك تقویم بنویسم.یك صفحه تقویم چقدر ظرفیت دارد؟ معمولاً آخر شب می‌نوشتم. گاهی دو روز نمی‌نوشتم و مطالب آن دو روز را یك شب در دو صفحه از همان تقویم می‌نوشتم.
*بعضی سالها دیدم مسائلی است كه كاملاً سرّی تلقی می‌شود. من كه دفتر خاطراتم را در جاهای كاملاً سرّی نمی‌گذاشتم. در منزلم بود و یا وقتی به مسافرت می‌رفتم، همراهم می‌بردم. بعضی از مطالب كاملاً سرّی بود. آن‌ها را در دفتر جداگانه می‌نوشتم. فكر می‌كنم یكی از مسائل مهم ما كه در آن تاریخ، شروع شده بود، كسالت امام بود. روزانه هم مسائلی پیش می‌آمد، اما كسالت امام خیلی برای ما مهم بود. چون از آن ناحیه احساس خطر می‌شد.دو سال این كار به صورت دو دفتر بود. الان دو دفتر مكرر دارم. دفتر به كلی سرّی خیلی كوچك است.

* رهبری هم خاطرات روزانه می‌نویسند؟

-چیزهایی می‌نویسند. همان موقع می‌دانستم كه می‌نویسند. همین الان كه گاهی با هم مذاكره می‌كنیم، ایشان به دفترشان مراجعه می‌كنند و می‌گویند این مسئله این‌گونه بود و یا من می‌گویم این‌گونه بود. ایشان آن مقدار كه می‌نوشتند، مفصل‌تر از من می‌نوشتند. همه را نمی‌نوشتند، اما چیزهایی كه برایشان مهم بود، می‌نوشتند. لابد آقای موسوی، حاج احمدآقا و آیت‌الله موسوی اردبیلی هم می‌نوشتند. دقیقاً نمی‌دانم.

* آنچه كه در مجلس خبرگان گذشت و شما توضیحاتی درباره آن دادید، بر اساس فیلم آن جلسات، - به نقل از كسانی كه فیلم را دیدند - آن نهی امام را تقریبا رفع رجوع كردید و توضیح روشنی ندادید. واقعاً این ماجرا چه بود؟ دغدغه های شما و بزرگانی مثل مقام معظم رهبری برای آینده انقلاب قابل فهم بود. نگاهی كه حضرت امام به ماجرا داشت، علت نهی و ماجرای پیام بعدی چه بود؟ آیا شما در پیام بعدی خبر واحد تلقی می‌شوید یا دیگرانی هم از آن مطلع هستند ؟

- ما از همان روزهای اولی كه امام آمدند، نگران حال ایشان بودیم. امام هنگام ورود به كشور 81 ساله بودند. قبلاً تب مالت داشتند و كم‌وبیش مریض بودند. در قم و نجف كه بودند، سابقه مریضی داشتند. بعد از برگشت به كشور خیلی طول نكشید كه كسالت قلبی‌شان پیش آمد و عمل كردند. نگرانی ما جدّی بود كه خدای نكرده اگر در این شرایطی كه هنوز انقلاب تثبیت نشده، حادثه‌ای برای امام پیش بیاید، انقلاب چه سرنوشتی پیدا می‌كند؟ حتماً می‌بایست جانشینی برایشان انتخاب می‌شد. پس از آنكه اصل ولایت با اختیارات وسیع تصویب شد، جانشین گذاشتن برای آن مقام كه مشروعیت نظام به آن وابسته شده بود، خیلی مهم به نظر می‌رسید. این بحث بین ما بود و با خود امام هم مطرح می‌كردیم كه باید فكر كنیم تا هیچ وقت در رهبری خلایی پیش نیاید. خود امام هم توجه داشتند. به ‌همین دلیل احتیاطات خود را به آقای منتظری ارجاع می‌دادند. آن موقع هنوز بحث آقای منتظری برای قائم‌مقامی نبود. در قانون اساسی شرط مرجعیت بود و راه مرجعیت هم همین بود كه ایشان احتیاطاتشان ‌را به آقای منتظری ارجاع می‌دادند كه مرجع شده بود. مردم هم در جاهایی مراجعه می‌كردند و فتاوای ایشان را می‌گرفتند.
كم‌كم ما به فكر افتادیم كه ایشان باید بیشتر آماده شوند. تصمیم گرفته شد كه بحث مرجعیت ایشان مطرح شود.
ظاهراً ماجرا از این قرار بود؛ چند روز قبل از آن كه قرار بود در خبرگان مطرح شود، آقای محمدی پیش من آمد و گفت: امام خواستند شما را ببینند. در جلسه خبرگان گفت: به امام ‌گفتم كه الان مصلحت نیست آقای منتظری مطرح شود و ادلّه‌ام را به امام گفتم. امام گفتند:بروید بگویید. نظر مرا هم بگویید كه قبول دارم. به امام گفتم: من جرأت نمی‌كنم بگویم، چون دوستان آقای منتظری بعدها مرا راحت نمی‌گذارند. ولی كسی غیر از آقای هاشمی نمی‌تواند جلوی این كار را بگیرد چون آقای مشكینی در اداره جلسه دخالت نمی‌كنند و آقای هاشمی اداره می‌كنند. اگر شما به ایشان بگویید، فكر می‌كنم كافی باشد.

فكر می‌كنم چند روز قبل از اجلاس خبرگان بود كه آقای محمدی گیلانی به دفترم در مجلس شورای اسلامی آمد و گفت كه امام به من پیغام دادند كه حتماً شما ایشان را ببینید.

دعوتنامه علمای بلاد را برای اجلاس خبرگان با صراحت دستور جلسات فرستاده بودیم، بعد كه خدمت امام رسیدم و گفتم: موضوع پیغام آقای محمدی گیلانی و پس از آن تلفن آقای صانعی چیست؟ ایشان فرمودند: آقای محمدی گیلانی چیزهایی گفت، ولی دیدم صلاح نیست كه مطرح شود چون در دستور كار شما هم آمده و خبرگان هم می‌دانند. فكر كردم كه نظر من آثار بدی برای آقای منتظری و نظام خواهد داشت و دست همه را می‌بندد. به آقای صانعی گفتم كه به شما اطلاع دهد.

* چقدر مواضع شما با مواضع آیت الله خامنه ای در موضوع انتخاب قائم مقام رهبری همسان و مشابه بود و چقدر اختلاف داشتید؟

- كاملاً مشابه بود. در جلسه سران هم مطرح كردیم. همه ما قبول داشتیم و مخالفت مهمی نداشت. چون كس دیگری نبود كه هم انقلابی باشد و هم شرط مرجعیت را داشته باشد. مثلاً آیت‌الله گلپایگانی، آیت‌الله اراكی و آیت‌الله نجفی مراجع خوبی بودند، ولی فكرنمی‌كردیم بتوانند انقلاب را اداره كنند. به همین خاطر آیت‌الله گلپایگانی در اجلاس خبرگان سال 68، با اینكه امام هم نبودند، وقتی در مقابل آیت‌الله خامنه‌ای قرار گرفتند؛ 13 یا 14 رأی آورد كه رأی اعضای جامعه مدرسین بود.
همه ما آیت‌الله گلپایگانی را به عنوان مرجع تقلید، مدرس سطح بالا، آدم متدین و خیلی خوب قبول داشتیم و بیشتر ما در جلسات درس ایشان شركت می‌كردیم، ولی ذات و شخصیتش، شخصیت رهبری سیاسی نبود. در سیاست نبود. آیت‌الله نجفی و همچنین آیت‌الله اراكی چنین وصفی داشتند. آن موقع شرایط منحصر در آیت‌الله منتظری بود و همه می‌دانستیم كه منحصر است.
* روز رأی گیری، اول نامه‌ای از آیت‌الله منتظری به اجلاس خبرگان رسیده و خوانده شده بود كه با انتخاب خودشان مخالفت كرده بودند. شاید امام در جریان این نامه آیت‌الله منتظری بودند. به هر حال آن روز ایشان با رأی بسیار بالا انتخاب شدند.



نویسنده : داود غفاری
تاریخ : یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰